
در هفتههاي اخير چند رخداد به صورت متوالي در عراق روي داده كه بار ديگر اين كشور را در سيبل توجهات قرار داده و در عين حال نگرانيهايي را درخصوص احتمال از سرگيري درگيريهاي فرقهاي و مذهبي پديد آورده است. سكته جلال طالباني، بازداشت محافظان رافع العيساوي وزير دارايي عراق و متعاقب آن برگزاري تظاهرات هواداران وي در مناطق سنينشين و طرح مطالباتي فراتر از آزادي آنها از جمله رخدادهاي خبرساز عراق در چند روز گذشته بوده است كه بر تحولات سياسي اين كشور سايه افكنده است.
عوامل مؤثر در از سرگيري تنشهاي سياسي در عراق
الف) سكته جلال طالباني رئيسجمهور عراق
جلال طالباني، رئيس اتحاديه ميهني كردستان عراق و رئيسجمهور اين كشور يكي از مهمترين وزنههاي تعادل بخش در صحنه سياسي عراق و ديگر بازيگران دخيل و تأثيرگذار در اين كشور بوده است. از اينرو با سكته طالباني كه به خروج عملي از صحنه سياسي اين كشور منجر شده، خواه ناخواه خلئي آشكار در بخش نيروهاي تعادل بخش ايجاد شده است و بر همين اساس ارتباط معناداري بين سكته جلال طالباني و خروج وي از صحنه سياسي كشور و بازشدن پرونده قضايي محافظان رافع العيساوي وزير دارايي سني مذهب عراق مشاهده ميشود. البته خلأ ناشي از حضور جلال طالباني ضمن اينكه بحثهايي را درخصوص براي پر كردن جايگاه وي در پارلمان ايجاد خواهد كرد، امكان دارد ثبات در منطقه كردستان را نيز با مشكلاتي مواجه سازد و معادلات جاري ميان اتحاديه ميهني به رهبري جلال طالباني و حزب دموكرات به رهبري مسعود بارزاني را نيز به هم بريزد.
ب) بازداشت محافظان رافع العيساوي
بلافاصله بعد از سكته جلال طالباني، مأموران امنيتي دولت عراق بر اساس حكم قضايي وارد دفتر كار رافع العيساوي وزير دارايي اين كشور شدند و به بازداشت كاركنان و محافظان وي اقدام كردند كه بعداً به استثناي ۹ نفر از محافظان بقيه بازداشتشدگان آزاد شدند. آنچه در اين ميان قابل تأمل است اينكه دولت از يكسال پيش حكم بازداشت اين افراد را در اختيار داشت؛ چراكه اصل ماجرا به سال ۲۰۱۱ برميگشت كه در جريان بازرسي از يك گاراژ در شهر فلوجه مقادير زيادي مواد منفجره و ديگر تجهيزات مورد استفاده در حملات تروريستي پيدا شد و در تحقيقات بعدي مشخص شد كه اين مواد و تجهيزات به محافظان رافع العيساوي تعلق دارد اما اينكه چرا در اين مقطع زماني، حكم قضايي به مرحله اجرا درآمد از جمله پرسشهايي است كه بخشي از پاسخ آن به خلأ ناشي از حضور جلال طالباني در صحنه سياسي عراق و بخش ديگر به اشتباه تاكتيكي دولت عراق و از همه مهمتر به برنامههاي از پيش طراحي شده ميان فهرست العراقيه و حاميان عربي و تركيهاي آنها برميگردد كه گويا براي استفاده از يك چنين فرصتي كمين كرده بودند.
ج) تحريك عوامل خارجي اين تحريكها به چند شكل جريان دارد،
الف)تحريك مستقيم و آشكار
در اين عرصه، تركيه نقش پيشتازي بر عهده گرفته است. در اين راستا رجب طيب اردوغان، نخستوزير تركيه به تازگي در اظهاراتي از شيعيان عراق به اقليت ياد كرده است و اين به مفهوم چراغ سبز به مخالفان نظام سياسي جديد اين كشور است و بر همين اساس ميتوان ارتباط معناداري را بين اين اظهارات و تظاهرات اخير در شهرهاي سنينشين عراق مشاهده كرد كه در آن عليه دولت اين كشور شعار داده شد. پيش از اين نيز، تركيه در اختلافاتي كه بين دولت مركزي عراق و دولت محلي به رهبري مسعود بارزاني بروز كرده بود جانب بارزاني را گرفته بود و احمد داوود اوغلو وزير امور خارجه عراق بدون اجازه دولت بغداد به منطقه مورد اختلاف كركوك سفر كرد. پيش از اينها نيز، تركيه بهرغم حكم قضايي صريح دولت فدرال عراق مبني بر دست داشتن طارق هاشمي معاون وقت رئيسجمهور عراق در حملات تروريستي به وي پناهندگي داده و از استرداد وي خودداري كرده است.
در مجموع ميتوان گفت تركيه چه به علت ناكاميهاي عربستان در پيگيري مسائل منطقهاي و چه گرفتارهاي داخلي آن، يا با توجه به فضاي منطقهاي ناشي از خيزشهاي مردمي در منطقه خود را به دايه سنيهاي عراق تبديل كرده است.
ب)تحريكات غيرمستقيم
اين تحريكات عمدتاً در بخش رسانهاي و از هر دو بخش عربي و غربي صورت ميگيرد. به عبارت روشنتر، اين تحريكات در رسانههايي مثل تلويزيون العربيه وابسته به عربستان يا تلويزيون الجزيره قطر- كه هر دو از مخالفان نظام سياسي جديد در عراق هستند- جريان دارد. در اين راستا خبرگزاري قطر به نقل از يك منبع ناشناس در وزارت كشور عراق گزارش داد كه برخي از افراد با نفوذ در استان غربي «الانبار» تهديد كردهاند كه اگر دولت به خواستههاي آنها عمل نكند دست به اسلحه ميبرند.
از سوي ديگر رسانههاي وابسته به انگليس نيز نقش «آتش بيار معركه» را در قبال از سرگيري دور جديد اختلافات سياسي در عراق ايفا كردند و حتي به اعتراضات سنيها رنگ و بوي بهار عربي دادند و كوشيدند اين اعتراضات را در ادامه بهار عربي تعريف و تبيين كنند و از اين طريق به آن مشروعيت دهند. ناگفته پيداست كه ترسيم چنين چهرهاي از اعتراضها در مناطق سنينشين عراق به منزله تحريك و تقويت معترضان به ادامه حركت اعتراضآميز خود عليه دولت مالكي است و شايد اتخاذ چنين رويكردي از سوي رسانههاي انگليسي به منزله خيز اين كشور براي احياي نقش سنتي خود در عراق باشد كه بعد از اشغال اين كشور از سوي امريكا لطمه ديد و در واقع امريكا جايگاه سنتي انگليس را در عراق گرفت و بر همين اساس نقش انگليس در دوران اشغال عراق همكاري توأم با رقابت بوده است.
نتيجهگيري
از آنچه گفته شد مشخص ميشود كه هرچند آغاز دور جديد اختلافات داخلي در عراق در اصل از يك پرونده قضايي موجود بين دولت و محافظان وزير دارايي اين كشور و در خلأ سياسي ناشي از سكته جلال طالباني رئيسجمهور عراق آغاز شد اما بلافاصله با دخالت بازيگران منطقهاي همراه شد كه ضمن مخالفت علني با تثبيت نظام سياسي جديد عراق، از سياست براندازي در سوريه حمايت ميكنند كه اين حل سريع اختلافات داخلي، عراق را براي جلوگيري از سوءاستفادههاي خارجي ضروري ميسازد.