زد و خوردهاي رقابتهاي ليگ برتر واليبال همراه با فحاشيها و توهينهايي كه هواداران تيمها نثار هم ميكنند، الفاظ ركيك و دور از شأن و انسانيت و رفتارهايي سخيف كه در سالنهاي كشتي مشاهده ميشود و فضاي غيرفرهنگي حاكم بر سكوهاي ورزشگاههاي فوتبال و آنچه در زمين مسابقه روي ميدهد، همه و همه باعث ميشود كه نتوان به آينده فرهنگي ورزش چندان دلخوش كرد.
اين رفتارها و اين حواشي همواره با جريمههايي از سوي مسئولان انضباطي فدراسيونهاي ورزشي همراه بوده است، بارها شاهد بودهايم كه پس از وقوع اتفاقاتي شبيه آنچه در بازي واليبال كاله و سايپا و يا رقابت فينال كشتي آزاد روي داد جلسه پشت جلسه برگزار شده و خاطيان با مبالغ مختلف به صورت نقدي جريمه شدهاند، حتي برخي مواقع شاهد محروميتهاي كوتاه مدت بودهايم اما سؤال اينجاست كه آيا اتخاذ اين تصميمها و اعمال اين قبيل محروميتها و جريمهها باعث جلوگيري از روند رو به رشد بياخلاقي در ورزش بوده است؟
بيشك پاسخ منفي است وقتي خاطيان اينگونه بيمحابا عرصه ميدانهاي ورزشي را به محلي براي زد و خورد و به كار بردن ركيكترين الفاظ تبديل ميكنند ميتوان به اين نتيجه رسيد كه تصميمات انضباطي جنبه جلوگيري نداشته و صرفاً باعث جريتر شدن اين خاطيان و شكسته شدن قبح حركت زشت آنها شده است.
امروز ميتوان ادعا كرد كه جريمههاي ميليوني ورزشكاران و مربيان كوچكترين تأثيري در روند اخلاقي آنها نداشته و ندارد، نگاهي به مبلغ قرارداد آنها به خوبي مؤيد آن است كه جريمههاي در نظر گرفته شده قطرهاي از درياي مبالغ دريافتي آنهاست، آنها پس از انجام هرگونه خلاف و عمل غيراخلاقي با خيال راحت منتظر اعلام جريمه نقدي خود ميشوند، جريمهاي كه بيشتر شبيه پول توجيبي آنهاست تا مبلغي براي متنبه شدن آنها، پس به راحتي آن را پرداخت ميكنند و آماده حاشيه و درگيري و جنجال بعدي ميشوند.
به نظر ميرسد با ادامه اين روند بايد به زودي شاهد جنجالهايي به مراتب بدتر از آنچه كه امروز شاهد آن هستيم باشيم مگر آنكه مسئولان مربوط اقدامي عاجل براي جلوگيري جديتر و برخورد قاطعتر انجام دهند. آنچه مسلم است اينكه جريمههاي كنوني نقش بازدارنده خود را از دست دادهاند و نميتوانند چشم و گوش خاطيان را بترسانند بنابراين تغيير در نوع اعمال جريمهها و برخورد قاطعتر بسيار لازم و ضروري است. خاطيان امروز صحنههاي ورزشي نبايد احساس امنيت داشته باشند، محروميتهاي بلندمدت، محروميت از امكانات، عدم راهيابي به تيمهاي ملي و حتي محروميتهاي مادامالعمر ميتواند ورزش را از منجلابي كه برخي براي آن ساختهاند نجات دهد. نكته قابل تأمل اينكه در اعمال اين محروميتها به هيچ عنوان نبايد نام و مسائل شخصي دخيل باشند. خاطي، خاطي است و تفاوتي نميكند كه نام او چه باشد يا چه پستي داشته باشد، بازيكن، سرمربي، مدير و حتي رئيس بايد به يك چشم نگاه شوند و به يك نحوه جريمه شوند تا ورزش بتواند از وجود چنين حواشي زشت و اعمال غيرقابل توجيه نجات پيدا كند. ورزش كشور امروز محتاج يك تصميمگيري عاجل و لازم است براي تغيير ميزان و نوع محروميتها چه در غير اين صورت بايد منتظر عواقب وحشتناك اين سهلانگاري بود.