
اينها بخشي از پيامهايي است كه شهروندان كلانشهرها دائماً از سوي رسانهها ميشنوند؛ تكرار قصه ديروز براي امروز و فردا. مسئولان در بخشهاي مختلف براي كاهش آلودگي هوا تصميمسازي ميكنند ولي كسي پاسخگو نيست.
خودروها به شهرها افزوده ميشوند و سوختهاي غير استاندارد نيز آلودگي هوا و آلايندگي را افزايش ميدهند. شبكههاي حمل و نقل عمومي به دليل بيتوجهي برخي مسئولان كامل نشده است و جوابگوي خيل مسافران براي جابهجايي نيست، مسئولان در حوزههاي تصميمگيري و اجرايي يكديگر را متهم ميكنند. مقصر يا مقصران در دايره اتهامات گمشدهاند. طرحهاي مقطعي در حال اجراست. شهروندان محكوم هستند تا بيتدبيري مسئولان را با جان و سلامتي خود تحمل كنند.
ساكنان شهرهاي بزرگ و كلانشهرها با پيچيدگي شهري و زندگي شهرنشيني مرگ آرام را در سايه آلودگي تجربه ميكنند. گويا غول آلودگي قصد ندارد تا از شهرها و شهروندان دست بكشد. در اين شرايط كه وضعيت دارو و درمان در كشور در نابساماني به سر ميبرد، افزايش و تشديد بيماريها به واسطه افزايش آلودگي سبب شده است تا عوارض بيماريها نيز گريبان شهروندان را فشار دهد. اگر پازل آلودگي هوا كنار هم چيده شود، متهم و شاكي آلودگي هوا را نميتوان شناخت.
افراد جهان ديده ميگويند براي مرگ نميتوان چارهاي انديشيد ولي گويا در بحث آلودگي هوا هم به رغم تمام تلاشهاي صورت گرفته نميتوان چارهاي در نظر گرفت و بايد با اين معضل كنار آمد. و بايد گفت رنگين كمان در شهرهاي آلوده فقط يك رنگ دارد و آنهم رنگ سياه از سايه آلودگي است!