روز گذشته زهره سادات لاجوردي مدير سياسي و فرهنگي مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري با تأكيد بر ريشهكني بيسوادي به خصوص در ميان زنان، گفت كه سازمان نهضت سوادآموزي براي باسواد كردن هر فرد، مبلغ ۴۰۰ هزار تومان به عنوان تشويق در نظر گرفته است. بنا به گفته وي، در راستاي ريشهكني بيسوادي در بين اعضاي خانواده خصوصاً در ميان زنان خانواده كه نقش انكارناپذيري در تربيت فرزندان دارند، مركز امور زنان، تفاهمنامهاي را با نهضت سوادآموزي منعقد كرده است.
رنج و سختي باسواد كردن يك بيسواد را فقط كسي ميتواند درك كند كه در جريان مستقيم باسواد كردن بيسوادها باشد. چنين مشقتي را فقط معلمان نهضت سوادآموزي به بهترين نحو ميتوانند بفهمند. اين رسالت به قدري سخت است كه با هيچ مبلغ و رقمي نميتوان اجر و دستمزد آن را حساب كرد. در صدر اسلام هم كساني كه در برخي جنگها به دست سپاه پيامبر اسير ميشدند، شرط آزاديشان، باسواد كردن يك يا چند نفر از مسلمانان بود. يك اسير، ارزشمندترين و گرانبهاترين درخواستي كه دارد، درخواست آزادي است.
تعيين جايزه براي افرادي كه بيسوادها را باسواد ميكنند قطعاً ميتواند انگيزههايي را در باسوادها براي انجام اين رسالت بزرگ ايجاد كند اما در شرايط فعلي و با تورم موجود، آيا تعيين جايزه ۴۰۰ هزار توماني براي اين كار انگيزهساز است؟! اين مثل عاميانه را حتماً بارها شنيده ايد كه «مورچه خودش چيست كه كله پاچهاش چه باشد؟!»؛ حالا اين مثل، حكايت اين جايزه ۴۰۰ هزار توماني است! گاهي تصميماتي در سطح برخي لايههاي مديريتي گرفته ميشود كه از فرط شگفتانگيز بودن، آدم را انگشت به دهان ميكند! كسي كه همت ميكند و يك بيسواد را باسواد ميكند چه چيزش كمتر از مثلاً قويترين مردان در عرصه زور بازو و پرورش اندام است؟! چرا بايد جايزه بازوي كلفت و يال و كوپال ورم كرده، حداقل ۳۰ميليون تومان باشد اما جايزه كسي كه يك انسان را باسواد كرده و در مسير رشد و تعالي كشورش قدم برداشته ۴۰۰ هزار تومان باشد؟!
كسي كه پرورش اندام كار ميكند- هرچند به خاطر ورزش كردن و دوري از اعتياد- قابل تقدير است اما جز به خودش به ديگران چه نفعي ميرساند؟! از اينكه بگذريم، چرا بايد جايزه باسواد كردن يك انسان- كه به منزله نجات او ميتواند باشد- بايد ۴۰۰ هزار تومان باشد اما جايزه خريدن فلان رب گوجه فرنگي، يك دستگاه خودرو ۴۰ ميليون توماني تعيين شود؟! اين است كه آدم ميماند چه بگويد! در متون حقوقي و اجرايي، اصلي هست كه تأكيد دارد مجازات بايد با جرم متناسب باشد؛ مثلاً براي يك قتل عمد، تعيين مجازات دوسال زندان، مسخره و بهت انگيز است. در مقابل، از اين اصل حقوقي ميتوانيم نتيجه بگيريم كه جايزه هم بايد با عمل شايسته تناسب داشته باشد. آيا تعيين جايزه يك بسته شكلات براي قهرماني كه اعتيادش را ترك كرده يا شهروندي مانند ريزعلي خواجوي كه جان چندين انسان را نجات داد، مضحك نيست؟!
بنابراين، مديران محترم براي كارهاي بزرگي مانند باسواد كردن بيسوادها يا جايزه تعيين نكنند يا اگر جايزه تعيين ميكنند، لطفاً مايه آبروريزي نباشد!