
قرار بود تا هجدهمين پارلمان اسرائيل، كنست تا اكتبر ۲۰۱۳ دوام بياورد اما اختلافات بين بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسرائيل و نمايندگان كنست باعث شد تا عمر اين دوره از كنست حدود يكسال كمتر تمام شود و نمايندگان در روز سهشنبه ۱۶ اكتبر سال جاري رأي به انحلال كنست بدهند. اين رأي بعد از بحث و جدلهايي گرفته شد كه از ماهها قبل مطرح شده بود و در طول اين مدت نيز انحلال كنست به عنوان يكي از گزينههاي پيشرو مطرح بود. در ماه مي بود كه نتانياهو انتخابات پارلماني زودهنگام را مطرح كرد و علاوه بر اين، پاييز را به عنوان تاريخ زمان برگزاري اين انتخابات اعلام كرده بود. توافق با حزب مخالف كاديما موجب شد تا نتانياهو از اين موضع خود عقبنشيني كند اما ادامه اختلافات در درون كابينه اسرائيل از يكسو و اختلافات كابينه با نمايندگان كنست از سوي ديگر باعث شد تا در نهايت، كنست با رأي به انحلال خود، راه را براي انتخابات زودهنگام و تشكيل كابينه جديد باز كند.
انحلال كنست و دستهبنديهاي سياسي يكي از موارد اختلافي به قانون مشهور تال بود كه به موجب آن يهوديان افراطي ارتدكس از خدمت سربازي اجباري در سرزمينهاي اشغالي معاف ميشدند. ايگدور ليبرمن، وزير خارجه اسرائيل و رهبر حزب اسرائيل خانه ما، از طرفداران جدي اين قانون بود اما مخالفان دولت در كنست با آن مخالفت كردند و ديوان عالي قضايي اسرائيل هم نظر نمايندگان مخالف را تأمين كرد و رأي عليه آن قانون داد. رأي ديوان عالي خشم ليبرمن را برانگيخت و به عنوان عضو ائتلافي در كابينه انحلال كنست و انتخابات زودهنگام را خواست. اختلاف نتانياهو بر سر بودجه و مخالفت او با كاهش بودجه نظامي عامل ديگري بود كه به اين روند سرعت بخشيد تا آنكه با انحلال كنست در ۱۶ اكتبر، نگاهها به زمان برگزاري انتخابات كنست در ۲۲ ژانويه دوخته شود و اينكه آرايش سياسي بعد از آنچه خواهد بود. همچنان كه قابل پيشبيني بود، تغيير و تحولات در ميان احزاب و گرايشهاي سياسي اسرائيل بعد از ۱۶ اكتبر شروع شد و انشعاب و زايش احزاب سياسي موجب شد تا آرايش سياسي وضعيت متفاوتي نسبت به قبل از انحلال پيدا كند. شائول موفاز توانست در رأس كاديما قرار بگيرد و تسيپي ليوني كه در پي موفقيت موفاز از كاديما خارج شده بود خود به تنهايي وارد مبارزات انتخاباتي شد و نه تنها توانست با انشعاب در كاديما چهرههاي قابل توجهي از آن را به سوي خود جذب كند بلكه جبهههايي در خور توجه ايجاد كرد كه بتواند حزبي جديد به نام هتنوعا، جنبش، را تأسيس كند. ايهود باراك در مقام وزير دفاع اسرائيل مجبور به همكاري با نتانياهو بود اما رقابت او با نخستوزير از كسي پنهان نبود و تهاجم هشت روزه اسرائيل به غزه بهانهاي به باراك داد تا از كابينه خارج شود و با كنارهگيري از حزب كارگر، فضاي لازم را براي فعاليت انتخاباتي خانم شلي يخيموويچ، رهبر تازه كارگر، ايجاد كرد. اين تغيير و تحولات مربوط به احزاب عمده و اصلي اسرائيل بود و همراه اين، بيش از ۳۰ حزب و گروه سياسي ديگر هستند كه در جريان اين دست تغييرات قرار دارند تا با شركت در انتخابات ۲۲ ژانويه تكليف ۱۲۰ كرسي كنست را مشخص سازند. مسئله اصلي فعلي در ائتلافها و دستهبنديهاي سياسي است كه جبههبندي احزاب را براي انتخابات روشن ميكند و اينكه وضعيت نتانياهو به عنوان رهبر ليكود در برابر ديگر احزاب چگونه است.
جبههبنديهاي سياسي ميتوان در يك نگاه كلي گفت كه جبههبندي سياسي بين دو گرايش عمده ايجاد شده كه در يك سو احزاب افراطي قرار دارند و در سوي ديگر احزاب ليبرال و چپ. حزب ليكود اصليترين حزب در جبهه افراطي است كه ائتلاف آن با حزب ليبرمن به نام ليكود- اسرائيل بيتينو اصليترين جبهه را در ميان احزاب افراطي تشكيل داده و از نظرسنجيها چنين برميآيد كه بتواند ۳۸ كرسي از ۱۲۰ كرسي را به دست آورد. هرچند كه حزب كاديما برخلاف انتخابات قبل در ضعف كامل قرار گرفته اما سه حزب كارگر، يش آتيد (آيندهاي وجود دارد) و هتنوعا از احزاب عمدهاي هستند كه جبهه مقابل افراطيون را تشكيل دادهاند. نكته مهم در اين جبهه آن است كه نتوانستهاند در ميان خود وفاقي را براي تشكيل يك ائتلاف رقيب در برابر ائتلاف ليكود- اسرائيل بيتينو ايجاد كنند. اين موضوع باعث شده تا تشدد و اختلاف در جبهه مقابل نتانياهو حاكم شود و اگر مخالفان وي به سرعت راهي براي حل اين مشكل پيدا نكنند، شكست آنان در انتخابات محتمل خواهد بود. عامل ديگر تعيينكننده در اين انتخابات مشكلات اقتصادي در اسرائيل است كه نتانياهو با مانور امنيتي خود سعي دارد تا افكار عمومي را از توجه به اين مشكلات دور كند. اصرار نتانياهو بر ساخت شهركهاي جديد در كرانه باختري در جهت اين سياست است چون او ميداند در قبال مشكلات اقتصادي آسيبپذير است و تنها با پروپاگانداي تبليغاتي است كه ميتواند بر اين مشكلات سرپوش بگذارد.
به همين دليل است كه اسحاق گالنور، استاد علوم سياسي در بيتالمقدس، تمركز نتانياهو بر مسائل امنيتي و سياست خارجي را پيشبيني كرده و معتقد است كه اگر در مورد مسائل اجتماعي و اقتصادي گزينههاي مطرح شود اين امكان وجود دارد كه نظر رأيدهندگان تغيير كند. در هر صورت، آرايش سياسي بعد از انحلال كنست در چنان تغيير و تحولي بوده كه ميتوان تغييرات ديگري را نيز انتظار داشت و نتانياهو نيز براي جلوگيري از تقويت مخالفان خود سعي ميكند با جنجالهاي تبليغاتي بر سر مسائل امنيتي همچنان بر مشكلات داخل اسرائيل سرپوش بگذارد تا آنكه موفقيت ائتلاف خود را در انتخابات تضمين كند.