
الكساندر لوكاشويچ، سخنگوي وزارت امور خارجه روسيه دو هفته قبل با صدور بيانيهاي اظهارات منتسب به ميخائيل باگدانف، معاون وزير خارجه اين كشور درباره احتمال شكست دولت سوريه از مخالفان را تكذيب كرد و گفت: «باگدانف هيچ مصاحبهاي با رسانهها درباره آينده سوريه انجام نداده است». وي همچنين تصريح كرد: «ما هرگز موضع خود را در قبال سوريه تغيير ندادهايم و در آينده نيز تغيير نخواهيم داد.» اين سناريو طي چند روز گذشته هم يكبار ديگر تكرار شد و الكساندر لوكاشويچ، سخنگوي وزارت خارجه روسيه پنجشنبه قبل، گزارشهاي منتشر شده در برخي رسانههاي خبري در مورد «طرح ابتكاري مشترك» امريكا و روسيه براي برقراري صلح در سوريه را تكذيب كرد.
اين دو بيانيه به فاصلهاي حدود دو هفتهاي و پس از آن صادر شد كه محافل غربي و عربي در هر دو سطح رسمي و رسانهاي تبليغات سنگيني درباره تغيير مواضع روسيه درباره سوريه ارزيابي راه انداختند. آنها اين تبليغات را در پي سفر ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه به تركيه- به عنوان يكي از حاميان براندازي در سوريه- نيز به راه انداخته بودند و سعي ميكردند از اين سفر- كه در اصل براي شركت در سومين نشست اقتصادي سران دو كشور صورت گرفت- به عنوان نشانهاي از تغيير رويكرد روسيه ياد كنند كه بلافاصله با واكنش مقامات اين كشور از جمله سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه روبهروشد و وي بر ثبات مواضع روسيه در سوريه تأكيد كرد.
به هر حال با توجه به جو سياسي و تبليغاتي كه در اين زمينه ايجاد شده، پاسخ به سه پرسش در اين زمينه لازم و ضروري است.
نخست اينكه آيا باگدانف اين سخنان يا سخناني مشابه را بر زبان آورده يا اينكه سخنان وي تحريف شده است؟ دوم اينكه انگيزه محافل غربي و عربي از به راه انداختن اين تبليغات عليه روسيه چيست؟ و سوم اينكه علت اصرار و پافشاري روسيه بر مواضع خود در قبال سوريه چيست؟
در پاسخ به سؤال نخست بايد گفت همچنانكه ويتالي چوركين نماينده دائم روسيه در شوراي امنيت نيز تأييد كرده است ميخائيل باگدانف با اين اظهارات (دولت سوريه در حال از دست دادن كنترل خود است) ميخواسته اين خطر را براي حاميان طرح براندازي در سوريه گوشزد كند كه حتي اگر مخالفان در سوريه به پيروزي برسند اين نه پايان مشكل بلكه تازه آغاز مسئله خواهد بود و تجربه عراق در اين كشور تكرار خواهد شد كه طبق گزارشهاي بينالمللي دستكم ۱۰۰ هزار نفر در جريان درگيريهاي قومي كشته شدند. در واقع باگدانف برخلاف شانتاژهاي تبليغاتي رسانههاي غربي ميخواسته از اين طريق بر لزوم حل سياسي بحران سوريه تأكيد كند.
در پاسخ به سؤال دوم درخصوص اهداف غربيها از ايجاد شائبه درخصوص احتمال تغيير مواضع روسيه بايد گفت كه اين تبليغات از يكسو تلاشي براي سرپوش گذاشتن بر شكستهاي نظامي است كه گروههاي مسلح در هفتهها و روزهاي اخير به خصوص در دمشق مرتكب شدهاند و از ديگر سو زمينهسازي رواني براي خيز جديدي است كه مخالفان دولت سوريه در داخل و خارج در جهت سياست براندازي برداشتهاند اما هدف عمده اعمال فشار بر روسيه جهت تغيير مواضع خود در سوريه است.
و بالاخره در پاسخ به سؤال سوم درخصوص علل ادامه حمايت بيوقفه روسيه از سوريه بايد گفت كه از چند جهت منافع روسيه با بقاي دولت و نظام سياسي سوريه گره و پيوند خورده است. نخست اينكه بعد از اشغال عراق و ليبي، سوريه به عنوان آخرين سنگر و پايگاه روسيه در سوريه محسوب ميشود و از دست دادن آن به جايگاه ژئوپولتيك و ژئو استراتژيك روسيه در خاورميانه و جهان لطمه خواهد زد و معادلات را در اين عرصهها به نفع غرب و ناتو تغيير خواهد داد.
دوم اينكه اكنون مشخص شده است كه در وراي حمايتهاي غرب از مخالفان سوريه اهداف اقتصادي نهفته است كه تحقق اين اهداف كاملاً به جايگاه روسيه در عرصه انرژي صدمه ميزند و قدرت مانور آن را در معادلات انرژي كاهش ميدهد. از اين ديد مخالفت اصلي اروپا با سوريه از آنجا آغاز شد كه دولت اين كشور با انتقال خطوط لوله گاز (قطر) و نفت (عربستان) از خاك سوريه مخالفت كرد و همين امر دليل پيشتازي اروپا را نسبت به امريكا در عرصه براندازي دولت سوريه نشان ميدهد.
بر همين اساس مشخص ميشود كه روسيه انگيزههاي به مراتب قوي براي حمايت از سوريه دارد و به همين علت همچنانكه از قبل نيز پيشبيني ميشد روسيه تاكنون براي سوريه سنگ تمام گذاشته و همين رويكرد را تا آخر نيز ادامه خواهد داد و از اين لحاظ ماهيت بازي براي روسيه برد- باخت است و هرگونه عقبنشيني يا تغيير مواضع به منزله باخت بزرگ براي اين كشور محسوب خواهد شد.