کد خبر: 503735
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۲
قاضي صلواتي: با متهمان با شدت و قاطعيت برخورد مي‌شود
گزارش: حسين فصيحي
 قاضي صلواتي در جلسه دادگاه گفت: به گفته آيت الله لاريجاني، رئيس قوه قضائيه، كشيدن سلاح سرد يا گرم به قصد وحشت از مصاديق محاربه است و اگر پرونده‌اي با اين موضوع به دادگاه انقلاب اسلامي ارجاع شود، با متهمان با شدت و قاطعيت برخورد مي‌شود. 

به گزارش خبرنگار ما، پيش از آغاز جلسه، حجت‌الاسلام محمدعلي موحد، رئيس دادگاه انقلاب به ميان خبرنگاران آمد و گفت: دادگاه انقلاب اسلامي براي دفاع از امنيت مردم به فرمان امام و در حالي كه گروه‌هاي ضد انقلاب تلاش مي‌كردند به جمهوري اسلامي در سال ۵۸ ضربه وارد كنند، تشكيل شد و تا كنون خدمات بسياري براي دفاع از آرمان‌هاي انقلاب انجام داده است. وي ادامه داد: اقدامات متهمان در اين پرونده باعث سلب آرامش از مردم شد و بعد از دستگيري و انجام مراحل قانوني پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه انقلاب ارجاع شده است. حجت‌الاسلام موحد افزود: رئيس دستگاه قضايي شخصاً موضوع‌هاي امنيتي را دنبال مي‌كنند و توجه خاصي به حفظ امنيت در جامعه دارند. من هم از قضات دادگاه‌ها درخواست مي‌كنم تا با دقت و قاطعيت به پرونده‌ها رسيدگي كنند، همچنين از مردم درخواست مي‌كنم در برخورد با مجرمان با مأموران پليس همكاري كنند كه همكاري آنها باعث حفظ امنيت و آرامش در جامعه مي‌شود. 

جلسه محاكمه
وقتي عقربه‌هاي ساعت به ۹ و ۵۰ دقيقه رسيد، چهار متهم در حالي كه دستبند و پابند داشتند، وارد جلسه دادگاه و با انبوه عكاسان روبه‌رو شدند. لحظاتي بعد منشي دادگاه متهمان را يك به يك به جايگاه دعوت و مشخصات آنها را در صورتجلسه دادگاه ثبت كرد. 

بعد از اينكه قاضي صلواتي رسميت جلسه دادگاه را اعلام كرد، نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و گفت: كساني كه در سراب استفاده از سلاح سرد هستند، آگاه باشند كه نگهداري از سلاح سرد و گرم مطابق قانون، جرم محسوب مي‌شود و زماني كه به روي مردم سلاح بكشند، تحت تعقيب قرار مي‌گيرند. رضوانفر ادامه داد: ظهر روز ۱۱ آذرماه امسال مردي به نام مجيد بعد از خارج شدن از بانك سامان در خيابان خردمند جنوبي در حالي كه قصد وارد شدن به شركت محل كارش را داشته است، از سوي چهار متهم كه سوار بر دو موتور بودند، هدف خفت‌گيري قرار مي‌گيرد. متهمان بعد از سرقت اموال مجيد در حالي كه قصد سرقت حلقه نامزدي او را داشتند، با مقاومت مالباخته روبه‌رو مي‌شوند و بعد از انجام سرقت، با ضربه‌اي مالباخته را هدف قرار مي‌دهند و از محل فرار مي‌كنند. آنها بعد از دستگيري، به جرم خودشان اقرار و صحنه جرم را هم بازسازي كرده‌اند. پزشكي قانوني هم سلامت رواني آنها را تأييد كرده است. 

نماينده دادستان ادامه داد: متهم رديف اول عليرضا نام دارد كه ۳۳ ساله است. او سابقه كيفري دارد و اتهام او محاربه و فساد في الارض از طريق سلاح سرد و سرقت مسلحانه و ضرب عمدي به شاكي پرونده است. متهم رديف دوم، محمد‌علي۲۰ ساله است كه سابقه كيفري ندارد و اتهام او محاربه و فساد في الارض از طريق سلاح سرد و سرقت مسلحانه است. سومين متهم نيز مهرداد ۲۱ساله نام دارد كه اتهام او شركت در سرقت مسلحانه با سلاح سرد است. متهم چهارم هم برادر مهرداد است كه ميلاد نام دارد و اتهام او هم شركت در سرقت مسلحانه با سلاح سرد است. نماينده دادستان متهمان را گناهكار دانست و براي آنها درخواست صدور مجازات قانوني كرد. 

به خاطر فقر
قاضي صلواتي سپس متهم رديف اول را به جايگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را قبول كرد و در توضيح حادثه گفت: هرچند من دو سابقه كيفري دارم اما زندگي دشواري داشتم. يكي از سابقه‌هايم مربوط به دعواست و سابقه ديگرم مربوط به مزاحمت براي نواميس است. در نوجواني پدرم را از دست دادم و مادرم با كارگري در خانه مردم مخارج زندگي‌مان را تأمين مي‌كرد. ما تحت پوشش كميته امداد بوديم و مادرم به دليل بيماري نمي‌توانست هزينه اقساط خانه‌مان را فراهم كند. 

وقتي مادرم بيمار شد و او را به بيمارستان بردم، پزشكان گفتند درمان او ۴ ميليون تومان هزينه دارد. من پولي در بساط نداشتم و مادرم هزينه مخارج زندگي‌مان را به سختي فراهم مي‌كرد. روز حادثه در قهوه‌خانه و نگران سلامت مادرم بودم كه مهرداد هم به آنجا آمد و متوجه ناراحتي‌ام شد. وقتي اصرار كرد، ماجراي بيماري مادرم را به او گفتم. مهرداد هم گفت بايد رضايت يك شاكي را بگيرد اما براي جلب رضايت او به پول نياز دارد. همانجا معلوم شد هر‌دوي ما به پول نياز داريم تا اينكه مهرداد پيشنهاد داد پولمان را با دزدي فراهم كنيم. با يك تماس محمدعلي و ميلاد هم به ما ملحق شدند.
 
ما يك چاقو داشتيم و بعد به ميدان شوش رفتيم و چاقوي ديگري خريديم و با موتور شروع به پرسه‌زني در خيابان‌ها كرديم تا سوژه‌اي براي زورگيري پيدا كنيم. من و محمدعلي ترك‌نشين بوديم و مهرداد و ميلاد هم راننده دو موتور بودند. داشتيم از خيابان خردمند عبور مي‌كرديم كه رهگذري را در كوچه خلوتي ديدم كه مي‌خواست وارد يك ساختمان شود. همه چيز براي زورگيري آماده بود، به خاطر همين من و محمدعلي از موتورها پياده شديم. 

محمدعلي او را به طرفي كشيد و بعد من با پشت چاقو ضربه‌اي به آن مرد زدم كه كيفش را رها كند. او هم از ترس كيفش را رها كرد. محمدعلي كاپشن او را گرفت و از آنجا كه مي‌ترسيديم كسي از ساختمان بيرون بيايد، به سرعت از محل دور شديم. وقتي كيفش را باز كرديم، فقط ۷۰ هزار تومان همراهش بود كه تقسيم بر چهار كرديم و از محل رفتيم. 

متهم گفت: من به خاطر فقر و بيماري مادرم مرتكب سرقت شدم اما حالا متوجه شدم كه پول حرام، خوردن ندارد و سرانجام انسان را گرفتار مي‌كند. 

قاضي از متهم خواست درباره حلقه نامزدي شاكي توضيح دهد. متهم گفت: من فكر كردم شاكي ميان دست‌هايش چيزي پنهان كرده است. او را تهديد كردم كه دستش را باز كند. البته سعي كردم حلقه او را هم از دستش بيرون بياورم كه نشد. 

قاضي سؤال كرد: شما مدتي قبل در خيابان شريعتي به مردي كه همراه خانواده‌اش داخل ماشين بوده براي سرقت زنجير طلايش حمله و زنجير او را سرقت كرده‌ايد؟ متهم گفت: من اين اتهام را قبول ندارم. 

قاضي از متهم سؤال كرد: اگر كسي با خودت اين رفتار را مي‌كرد از دادگاه چه انتظاري داشتي؟
متهم در حالي كه به گريه افتاده بود، جواب داد: خودم هم نمي‌دانم كه چه انتظاري داشتم اما حالا كه گرفتار شده‌ام، از شما مي‌خواهم كه مرا ببخشيد و فرصتي دهيد تا اشتباه خودم را جبران كنم. 

زندگي در وحشت
قاضي صلواتي سپس شاكي را به جايگاه دعوت كرد. او گفت: روز حادثه از بانك خارج شدم و به طرف محل كارم رفتم. هنوز دستم روي زنگ در شركت بود كه چهار زورگير را مقابل خودم ديدم و وحشت كردم. يك نفر از آنها با دسته قمه به صورتم زد و يك نفر داشت جيب‌هايم را مي‌گشت. بعد هم با زور مي‌خواست حلقه‌ام را از دستم بيرون بياورد. من نمي‌توانستم كاري بكنم. يكي از زورگير‌ها كاپشنم را از تنم درآورد. وقتي منشي شركت متوجه ماجرا شد و جلوي در آمد، جيغ بلندي كشيد. آنها احساس خطر كردند و گريختند. من چيز بيشتري از اين صحنه به ياد ندارم، چون خودم خيلي ترسيده بودم. شاكي ادامه داد: از همان روز ديگر جرئت نمي‌كنم حلقه نامزدي‌ام را دستم كنم. من و خانواده‌ام در ترس زندگي مي‌كنيم و زماني كه بخواهيم به بانك برويم بايد چندنفر را با خودمان همراه كنيم. وقتي موتورسواري از كنارم عبور مي‌كند، ناخواسته وحشت مي‌كنم. حالا هم از متهمان شكايت دارم.
خانواده‌ام ترسيده‌اند، چه كنم؟ 

مرد ديگري كه در جريان پرونده‌اي جداگانه از سوي سارقان هدف زورگيري قرار گرفته بود، گفت: ساعت حدود ۱۴ و ۴۰ دقيقه روز ۱۹ آبان ماه بود كه همراه همسر و كودك خردسالم با سواري پژوپارس خودم به سمت تجريش در حال رانندگي بودم. همسرم صندلي جلو و كودك خردسالم هم صندلي عقب نشسته بود. پشت چراغ قرمز ناگهان متوجه دو موتوري شدم كه از ميان ماشين‌ها خودشان را به ماشين من رساندند. ناگهان يكي از موتورها به سمت شاگرد كوبيد كه فكر كردم با ماشين من برخورد كرد. 

در حالي كه شوكه شده بودم و داشتم به طرف شيشه سمت شاگرد نگاه مي‌كردم، ناگهان دستي به دور گردنم افتاد و شروع به كشيدن زنجير طلايم كرد. نمي‌دانستم چه اتفاقي در حال روي دادن است و نگران سلامتي همسر و كودكم بودم. زور‌گيرها آن قدر وحشتناك حمله كردند كه شوكه شدم. پسر زورگير آن قدر زنجير را كشيد كه پيراهنم همراه زنجير درآمد. شاكي در حالي كه پيراهن پاره را به دادگاه نشان مي‌داد، گفت: وقتي سارق همراه زنجير فرار كرد، از ماشين پياده شدم و او را دنبال كردم. وسط خودروها ميلاد برايم چاقو كشيد اما موتورسوار ديگري كه همدستش بود به كمك او آمد و با هم فرار كردند. شاكي گفت: اين سارقان نامرد هستند كه به كسي كه همراه خانواده است، حمله مي‌كنند. همسر و فرزندم از آن روز به بعد با وحشت زندگي مي‌كنند. 

متهم ادعا مي‌كند براي درمان مادرش به پول احتياج داشت. او وقتي زنجير مرا سرقت كرد، قيمت آن ۹ميليون تومان بود. مي‌توانست آن را بفروشد و هزينه درمان مادرش كند، نه اينكه دوباره مرتكب سرقت شود. همه مي‌دانيم كه در جامعه افراد خير زيادي هستند كه به ديگران كمك مي‌كنند و دليل نمي‌شود كه هركس نيازمند پول باشد، قمه بردارد و ديگران را خفت كند. 

دومين متهم در جايگاه
قاضي صلواتي سپس دومين متهم را به جايگاه دعوت كرد. محمد‌علي گفت: من مدرك سيكل دارم. بيكار بودم و بعد از اولين سرقت، با اتهام محاربه روبه‌رو شده‌ام. او ادامه داد: قبول دارم كه در آن حادثه حاضر بودم و از شما درخواست مي‌كنم كه در مجازات من تخفيف بدهيد. چاقو را ميلاد به من داد و گفت همراهم باشد تا هنگام زورگيري مالباخته‌ها بترسند و دنبالمان نكنند. البته نمي‌دانستم كه حمل آن مجازات قانوني دارد و حكم آن محاربه است. 

متهم در حالي كه گريه امانش را بريده بود، گفت: من فريب ميلاد را خوردم و بر سر آن قرار شوم رفتم و قول مي‌دهم اگر مرا عفو كنيد، مرتكب خطا نشوم. متهم ادامه داد: چند سال قبل پدرم از سوي فرد ناشناسي قمه خورد و فوت شد. البته من نياز مالي نداشتم و هر وقت اراده مي‌كردم، مادرم به من پول مي‌داد. آن روز هم همراه دوستانم سوار بر موتور در جست‌وجوي سوژه‌اي براي زورگيري بوديم كه شاكي را ديدم و به او حمله كرديم. شاكي مي‌خواست وارد ساختمان شود كه من او را از پشت گرفتم كه كاپشنش از تنش درآمد.
قاضي از متهم سؤال كرد: اگر خودت هدف زورگير قرار مي‌گرفتي، آيا شكايت نمي‌كردي؟ متهم گفت: من شكايت مي‌كردم اما براي او خواسته‌اي غير از محاربه درخواست مي‌كردم. 

سرباز فراري
قاضي صلواتي سپس مهرداد را به جايگاه دعوت كرد. متهم گفت اتهام خودم را قبول دارم. من مدتي قبل مرتكب سرقت شدم و سه ماه هم در حبس بودم تا اينكه آزاد شدم. به خاطر اينكه در مرخصي سربازي، سرقت كرده و دستگير شده بودم ديگر به خدمت برنگشتم. مهرداد گفت: ‌همه چيز از قهوه‌خانه شروع شد. آن روز عليرضا گفت براي تأمين هزينه درمان مادرش به پول نياز دارد. من هم براي جلب رضايت شاكي‌ام بايد مقداري پول فراهم مي‌كردم. همان لحظه به عليرضا پيشنهاد زورگيري دادم كه قبول كرد و دو همدست ديگر‌مان با يك تماس به قهوه خانه آمدند و بعد هم ماجرا اتفاق افتاد و حالا هم از كرده خودم پشيمان هستم. 

زورگيري بدون انگيزه
آخرين متهم نيز وقتي مقابل قاضي صلواتي قرار گرفت، اتهام خودش را قبول كرد و گفت از كاري كه كرده، پشيمان است. متهم ادامه داد: وقتي به قهوه خانه رفتم، برادرم- مهرداد- گفت مادر عليرضا بيمار است و بايد برويم زورگيري و پول عمل او را فراهم كنيم.
قاضي: آيا پول عمل فراهم شد؟
متهم: خير، از آن دزدي فقط ۱۷ هزارتومان به من رسيد.
قاضي: با چه انگيزه‌اي قبول كردي به سرقت بروي؟
متهم: هيچ انگيزه‌اي نداشتم. كساني كه دست به سرقت مي‌زنند، بدانند كه سرانجام گرفتار مي‌شوند و ديگر راهي براي برگشت ندارند.
قاضي صلواتي بعد از شنيدن دفاع وكلاي مدافع متهمان و آخرين دفاع چهار متهم گفت: به گفته آيت الله لاريجاني، رئيس قوه قضائيه، كشيدن سلاح سرد يا گرم به قصد وحشت از مصاديق محاربه است و اگر پرونده‌اي با اين موضوع به دادگاه انقلاب اسلامي ارجاع شود با متهمان با شدت و قاطعيت برخورد مي‌شود.
قاضي صلواتي ختم جلسه را اعلام كرد و راي دادگاه در مهلت قانوني صادر مي‌شود.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
غلامرضا قوام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۱۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۱۱
0
0
به نظر من در تلویزیون جمهری اسلامی بجای اینهمه تبلیغات بیخود وبی جهت تبلیغ کردن که 95درصد آن یک ریالی ارزش ندارد واینهمه از امریکا واسراعیل صحبت میشود بجای آن باید روی فرهنگ مردم وروی گرفتاریهای مردم کار کرد وهمچنین اشتغال ونحوه پول درآوردن پول نگه داشتن واقتصاد جوانان کار کرد بیش از این مملکت نابود نشود با اعدام آنها مشکلات حل نمیشود
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار