
هيسپان تي وي هم از ماهواره اسپانيا حذف شد تا گفتن دولتهاي غربي از جريان آزاد اطلاعات در دنيايي كه حتي رويكرد رسانهها هم بايد مطابق ميل چند دولت قدرتمند دنيا باشد، مضحكهاي بيش به شمار نرود. شبكه اسپانيايي زبان جمهوري اسلامي ايران، مدت زيادي از آغاز پخشش نميگذشت، اما گويا رويكرد آن همچون ساير شبكههاي جمهوري اسلامي به مذاق مدعيان آزادي بيان خوش نيامد و كل شبكه را از روي ماهوارهشان حذف كردند تا ديگر مزاحمشان نباشد!
تناقضات غرب
آزادي بيان و حقوق بشر دو مفهومي است كه غربيها همواره خود را مدعي آن دانستهاند و ديگراني را كه انديشه سياسيشان خلاف غربيهاست، به انحاي مختلف به نقض اين دو مفهوم متهم كردهاند. در واقع اين دو مفهوم، ابزار دست غربيهاست تا بتوانند منافع خود را پيش ببرند. غربيها، آنجايي كه دولت و ملتي مقابل آنها بايستند و تن به مستعمره فكري و عقيدتي شدن آنها ندهند، اين دو ابزار را در جهت فشار به آنان بهكار خواهند گرفت. آنها خيلي خوب از كوچكترين اتفاقات روي داده در اين سرزمينها، اتهام نقض حقوق بشر يا نقض آزادي بيان جور ميكنند و با قدرت اقتصادي و سياسي خود، آن تصميم را در قالب صدور قطعنامه يا اعمال تحريمهاي مختلف بر ديگر كشورها نيز تحميل ميكنند. در حالي كه اگر كشوري از لحاظ سياسي مقابل آنها نايستد و حتي با پول نفت خويش، به آنها باج دهد، صريحترين موارد نقض حقوق بشر را هم ناديده ميگيرند، حتي اگر نظام آن كشور همچنان پادشاهي و موروثي بوده يا زنان در آن حق رأي يا حتي حق رانندگي نداشته باشند!
در واقع اين دو مفهوم در انديشه و عملكرد دولتهاي غربي، كاملاً بر مبناي منافع آن قدرتها تعريف ميگردد و با تغيير نقطه تأمين منفعت، تعاريف اين دو مفهوم نيز عملاً دچار دگرگوني ميشود. اينگونه است كه وقتي شبكههاي تلويزيوني با رويكرد خويش، منافع غرب را به خطر مياندازند، با قطع غيرقانوني مواجه شده و كسي هم در آن دنياي مدعي جريان آزاد اطلاعات، متعرض نميشود كه چطور با اين همه شعار آزادي بيان، ميتوان كل شبكههاي بينالمللي يك كشور را از دسترس خارج كرد!
با تعريف آزادي بيان و حقوق بشر در چارچوب منافع شخصي چند دولت خاص است كه ميتوان يك روز، بستن يك روزنامه در كشوري را به جرم اهانت به مقدسات مردم آن كشور، خلاف آزادي بيان دانست و روز ديگر، تمامي شبكههاي تلويزيوني بينالمللي آن كشور را قطع كرد و آب هم از آب تكان نخورد و كسي هم متعرض اين تناقض آشكار نشود!
حذف رسانه نوعي تروريسم است
قطع چندين شبكه تلويزيوني، بيآنكه مشخصاً ايرادي منطقي بر برنامههاي آنها وارد باشد و صرفاً به دليل تضاد با منافع دولتهاي غربي، تحميل خواسته اين دولتها بر مردم كشورشان است. آنها برخلاف قوانين، مردم را از ديدن شبكههايي كه در قياس با رسانههاي غربي حرفي جديد براي گفتن دارند، محروم ميكنند و اين امر برخلاف حقوق شهروندي مردم است. به نظر ميرسد سادهترين اتهام چنين امري، همان نقض حقوق بشري است كه بيبهانه و با بهانه، آن را متوجه دولتهاي مخالف خود ميكنند. از سويي ديگر، آنچنان كه ميدانيم، تروريسم اعمال خشونت براي ارعاب يا حذف فيزيكي افراد است و اگر قرار است رسانهاي نيز حذف و به اصطلاح عاميانهتر، صدايش بسته و ساكت شود، در واقع تروريسم عليه رسانه صورت گرفته است. تروريسم رسانهاي هم به شكلي كاملاً واضح، هم نقض حقوق بشر است و هم نقض آزادي بيان. اين تناقضي است كه غرب در مواجهه با تقابل شعارهاي خود با منافع شخصياش با آن مواجه ميشود و چون از ابتدا نيز اعتقادي بر آن شعارهاي شيك نبوده و صرفاً براي فريب افكار عمومي مطرح گرديده، گريزي از آن نخواهد داشت.
خودكفايي در چگونگي رساندن پيام
همه آنچه گفتيم، گرچه تبييني است بر تناقضي كه غرب به نمايش ميگذارد و براي شناخت دوگانگيهاي غرب و سوءاستفاده ابزاري كه از مفاهيم انساني ميكند، لازم است اما واقعيت آن است كه در عمل راهي پيش روي ما براي رساندن پياممان به دنيا باز نميكند. اينكه از تناقضات غربيها بگوييم، گرچه لازم است و چهرهاي شفافتر از غرب را پيش روي مردممان ميگشايد اما صرفاً اولين قدم از مواجهه با برخورد غرب با شبكههاي تلويزيوني جمهوري اسلامي است. در واقعيت، همچنان ما از رساندن پياممان به ملتهاي غربي و ملتهاي غربي از شنيدن پيام ما محروم خواهيم بود. مرحله بعدي كه مهمتر و راهگشاتر است، عبور از مرز وابستگي به ماهوارههاي غربي در پخش شبكههاي تلويزيونيمان است. بايد راههاي قطع اين وابستگي در اسرع وقت بررسي و كشور در پخش پيامهاي خويش به خودكفايي برسد و اين وابستگي كه به ابزار اعمال فشار غرب بر جمهوري اسلامي ايران تبديل شده است، برداشته شود تا دنيا بتواند با ابزاري ايراني، صداي ملت ايران را بشنود.