
در آغازين روزهاي ارديبهشت ماه ۱۳۶۰ و همزمان با طرح لايحه قصاص از سوي قوهقضائيه و رئيس وقت آن شهيد آيتالله دكتربهشتي، عدهاي از وابستگان به جريان روشنفكري بيانيهاي در مورد لايحه قصاص تنظيم كردند و انتشار دادند. آنان در اين اعلاميه اقدام دستگاه قضايي جمهوري اسلامي ايران براي اجراي حدود الهي را با استخدام كلمات و عبارات چندپهلو محكوم كرده و مخالفين آن را دعوت به راهپيمايي كرده بودند. در قسمتي از اين بيانيه آمده است:
«...لايحه قصاص ـكه از طرف شورايعالي قضايي تهيه شده و به تصويب دولت رسيده استـ از جهات گوناگون اشكالهاي جدي حقوقي، اخلاقي و نقايص فقهي... دارد و پيشبيني ميشود كه آثار نامطلوب آن زيانهاي عمده اجتماعي و بينالمللي به بار آورد و باعث بدبيني نسبت به چگونگي عدالت اسلامي شود...». (۱)
اين بيانيه را جمعي از اساتيد دانشگاه و وكلاي دادگستري همچون دكتر صدرزاده افشار، جواد شيخالاسلامي، ضياءالدين پيماني، عبدالحميد ابوالحمد، ناصر كاتوزيان، هرمز حكمت، هايده پيرايش، نورعلي تابنده، حبيب اعرابي و عدهاي ديگر از سركردگان جريان روشنفكري امضا كرده بودند. (۲)
اين افراد و احزاب، افزون بر مخالفت با لايحه قصاص از طريق رسانهها هواداران خود را دعوت به راهپيمايي عمومي كردند و با هدف براندازي نظام اسلامي هر روز به طريقي براي جمهوري اسلامي مسئله ميآفريدند. در اين ميان رسانههاي بيگانه، راديو و تلويزيونهاي وابسته به جريان جهاني سلطه هم تمام توان خويش را در جهت حمايت از جريانات برانداز به كار گرفته بودند.
با افزايش حجم توطئهها، حضرت امام(ره) تحمل را جايز ندانستند و طي سخناني در روز بيست و پنجم خردادماه ۱۳۶۰ از نهضت آزادي ايران و بنيصدر انتقاد كردند و خواستار جدايي بنيصدر و عوامل نهضت آزادي ايران از گروهك جبهه ملي ايران و احزاب و سازمانهاي برانداز شدند. از آنجا كه سخنان آن روز حضرت امام(ره) گوياتر از هر گزارشي است، بخشي از آن را به عنوان يك سند تاريخي در اين صفحات درج ميكنيم:
«...من در طول مدتي كه با رژيم منحوس پهلوي مقابله ميكردم، تكليفم خيلي روشن بود. تشخيص داده بوديم كه آن رژيم، رژيمي است كه برخلاف مصالح اسلام و مسلمين مشغول كار هست و... لكن معالاسف الان مقابل گروهها و گروهكهايي هستيم كه نه به طور صريح ميآيند بگويند كه ما اسلام را قبول نداريم و قوانين اسلام را قبول نداريم و جمهوري اسلامي را قبول نداريم، تا باز ما تكليفمان معلوم باشد... من ميخواهم ببينم اين راهپيمايي كه امروز اعلام شده است، اساس اين راهپيمايي چيست، من دو تا اعلاميه از جبهه ملي كه دعوت به راهپيمايي كرده است، ديدم... در يكي از اين دو اعلاميه انگيزهاي كه براي راهپيمايي قرار دادند، لايحه قصاص است، ... آنهايي كه از بغض جبههها (ملي) هستند، تكليفشان معلوم است آنها از اول هم، از آن وقتي هم كه تأسيس شده است، مسئله اسلام پيش آنها مطرح نبوده و آنچه مطرح بوده است، اگر راست بگويند همان مليگرايي بوده است و من در اين هم شك دارم. قدرتهاي بزرگ همه جور چيزهايي دارند، ملي هم دارند، مذهبي هم دارند، معمم هم دارند... با اينها چه كنيم؟ با اين مقدسهايي كه از اينها پشتيباني ميكنند و با هم ائتلاف كردند و با منافقين هم از اول ائتلاف داشتند، با اين مسلمانهاي نمازخوان چه كنيم؟ من از اول يك خلجاني در ذهنم حاصل ميشد راجع به بعضي از اينها، لكن صبر كردم و نصيحت كردم... خب، با اين جمعيت نمازخوان و متدين چه كنم؟
خب، تكليف جبهه ملي معلوم است، آن صريحاً بر ضد اسلام قيام كرده است، اما شمايي كه مسلمان هستيد... چرا اينقدر هواهاي نفسانيه زياد شده است كه نميفهميد داريد چه ميكنيد؟ چرا اينقدر شيطان در نفس ما سلطنت پيدا كرده كه چشمهاي ما را كور و قلبهاي ما را وارونه كرده است؟... آيا نهضت آزادي هم قبول دارد آن حرفي را كه جبهه ملي ميگويد؟... خب اعلام كنيد، مگر نهي از منكر فقط بايد مرا نهي كنيد؟... يكي گروهي كه با اسلام و روحانيت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند... اينها كاري كردند كه يك سگي را نزديك مجلس به آن عينك زدند اسمش را آيتالله گذاشته بودند. اين در زمان آن [مصدق] بود كه اينها فخر ميكنند به وجود او، او هم مسلم نبود... اينها تفالههاي آن جمعيت هستند كه حالا قصاص را حكم ضروري اسلام را غيرانساني ميخوانند... ما با اين نمازخوانها چه بايد بكنيم؟... اينها جمعيتهايي هستند كه حضرت امير در مقابل آنها فلج شد و نتوانست كاري بكند... شما بياييد از اينهايي كه اعلام مقابله با اسلام در اطلاعيهشان كردند... حسابتان را جدا كنيد، همين امروز در راديوي ايران اعلام كنيد به اينكه اين اعلاميهاي كه جبهه ملي داده و نوشته است كه... گوش كنيم ببينيم نهضت آزادي اعلام كرده است اين اطلاعيه جبهه ملي كفرآميز بوده است... بعضي از شما علمتان از عقلتان بيشتر است... من نميخواستم كه اين مردم و اين ملت كه سال اول جمهوري اسلاميشان هست، خاطرشان از امثال شما اينطور مشوش شوند، ... الان هم نصيحت ميكنم، اين جمعيت متدين نهضت آزادي را و آقاي رئيسجمهور [بنيصدر] را، الان هم من نصيحت ميكنم كه دست برداريد از اين سنگاندازي جلوي چرخ اسلام، ... جدا كنيد حساب را از مرتدها، اينها مرتدند، جبهه ملي از امروز محكوم به ارتداد است، بله جبهه ملي هم ممكن است بگويند ما اين اعلاميه را ندادهايم. اگر آمدند در راديو، امروز بعدازظهر آمدند در راديو اعلام كردند اطلاعيهاي كه حكم ضروري مسلمين جميع مسلمين و غيرقانوني خوانده... از آنها ميپذيريم. اسلام در رحمتش باز است بر همه مردم. در تاريخ است كه يزيد از حضرت سجاد(ع) پرسيد: من ميتوانم توبه كنم؟ ايشان فرمودند: بله، در توبه باز است... منتها بعد حضرت سجاد(ع) به زينب(س) كه به ايشان عرض كردند آخر اين چيست؟ فرمودند: اين (يزيد) موفق به توبه نميشود... و من احتمال ميدهم كه اين آقايان موفق به توبه نشوند.
... خب، شما (جبهه ملي) تا آخر هم اعليحضرت را ميخواستيدش، به من گفتيد اينكه نميتوانيد حاشا كنيد، تا آن آخر هم ميگفتيد خب، ايشان باشند، اعليحضرت همايوني باشند حكومت نكنند». (۳)
پخش سخنراني حضرت امامخميني(ره) حجت را بر مردم مسلمان ايران كه صادقانه دل با حضرت امام(ره) داشتند و عاشقانه در راه تحقق اهداف انقلاب و خواستهاي معظمله ميكوشيدند، تمام كرد. آنها بعدازظهر همان روز به صحنه آمدند و براي پايان دادن به اين وضعيت و شكستن جو پرملالي كه چندين ماه بر جامعه سايه افكنده بود، به خيابانها ريختند و تظاهرات باشكوه و خودجوشي را برگزار و سرانجام گروههاي وابسته به بيگانه را مجبور به عقبنشيني كردند. سرانجام اين التهاب و انتظار به سر آمد و حضرت امام(ره) در روز بيست و هشتم خرداد در پيامي حضور پرشكوه مردم در صحنه را اينگونه توصيف كردند:
«...حضور شما مردم عزيز و مسلمان در صحنه است كه توطئههاي ستمگران و حيلهگران تاريخ را خنثي كرد... حضور شما مردم شجاع و باايمان است كه خط اصيل اسلام را بر ايران و به اميد خدا بر جهان حاكم خواهد كرد. حضور شما مردم مؤمن و از جان گذشته است كه روشنفكران غرب و شرقزده را براي هميشه رسوا ميكند. حضور شما در صحنه به امريكا و غرب و شرق و دنبالهرويهاي بيعقلشان هشدار داد كه اين ما بوديم كه انقلاب كرديم و اين ما هستيم كه از امكانات بيمحتواي شما گول نميخوريم. حضور شما در صحنه جبههها، سازمانها و جمعيتهايي را كه به اسم طرفداري از فرد و فردپرستي به مقابله با اسلام و احكام شرعي آن برخاسته بودند، رسوا كرد. امروز و روزهاي آينده روز شكست جريان دشمنان قسمخورده اسلام است. روز شكست فرد يا افراد نيست، روز شكست جرياني است كه به اسلام معتقد نيستند و اگر هم باشند، مسلماً تا حدودي است كه با قوانين غرب برخورد و مخالفتي نداشته باشد. روز شكست جرياني است كه هميشه قلب مرا ميآزارد، شكست جرياني است كه بسيار خطرناكتر از تمامي جنايتها و خيانتهاي رژيم پهلوي در طول حكومت ننگينشان بود، روز شكست جرياني است انحرافي كه حضور به موقع شما، پايههاي آن را لرزاند و فرو ريخت.
... دوستان عزيزم... بسيار دقت كنيد و كاملاً بههوش باشيد كه ايران در آستانه به ثمر رسيدن انقلاب اصيل شماست. آگاه باشيد كه خط منفور ضد اسلامي و غرب، در حال شكست كامل است... خميني دست يكايك شما را ميبوسد و يكايك شما را رهبر خودش ميداند... من خوب درك ميكنم كه حضور شما در اين روزهاي حساس به چه معنايي است و به اميد پيروزي نهايي شما بر دشمنانتان روزشماري ميكنم... من نزديك به يك سال بود كه صلاح نميديدم آنچه ميدانم براي ملت شرح بدهم، ... ديگر تاب نياوردم تا شما بجنگيد و از پيروزي شما به نفع مقاصد شوم سياسي ضد انقلاب بهرهبرداري شود... بههوش باشيد كه اسلام را معيار حركت خود قرار دهيد. امروز منافقين و جبهه ملي و حزب دموكرات و تمامي انقلابيون دست در دست يكديگر گذاشتهاند تا شما و انقلاب پاك ملت را نابود كنند. مگر نميبينيد هر روز گوشهاي جمع ميشوند و دست به خرابكاري ميزنند؟... مگر نبود كه اگر حضور شما نبود، آبروي انقلاب شما را در جهان ريخته بودند؟ مگر اعلاميه اتحاديه كمونيستهاي ايران را نديدهايد كه به بهانه پشتيباني از يك نفر به تمام مقدسات شما توهين كردهاند؟ شما مردم عزيز هوشيار باشيد... سعي كنيد اخلاق اسلامي را هميشه در مد نظر داشته باشيد و از شعارهاي زننده پرهيز كنيد و با حضور دائمي خود كيد هرج و مرجطلبان را خنثي كنيد و بدانيد گناهي بزرگتر از اين نيست كه خداي ناكرده در مقابل ضد خدا و مردم ساكت باشيد و پاداشي بالاتر از حضورتان در مقابل ضدانقلاب نيست». (۴)
سخنان حضرت امام(ره) از سر درد اظهار شده بود و حامل دلتنگيهاي معظمله از عملكرد نهضت آزادي ايران و بنيصدر و همصدايي آنان با سازمان مجاهدين خلق (منافقين) و جبهه ملي و ديگر احزاب وابسته به جريان روشنفكري بيمار بود، اما عناصر آشوبطلب به اين نصايح و سخنان مشفقانه معظمله توجه نكردند و حتي گروههاي منحرفي چون منافقين، در برخورد با مردمي كه پس از سخنان حضرت امامخميني(ره) و به حمايت از رهنمودهاي معظمله در صحنه اجتماع ظاهر شده و فريادهاي «زندهباد اسلام» و «زندهباد انقلاب اسلامي» را سر داده بودند، برخورد خصمانه و خود را براي رويارويي مسلحانه با انقلاب و اسلام مهيا كردند.
در اين اوضاع و احوال، يعني در روز بيست و هفتم خردادماه ۱۳۶۰ كه سازمان منافقين از چندي قبل از آن خود را آماده ورود به فاز نظامي كرده بود، عدهاي از روشنفكران شبه مذهبي كه عمدتاً وابسته به گروهك سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بودند، طي اعلاميهاي پشتيباني همهجانبه و قاطع خود را از بنيصدر اعلام كردند:
«...ما ضمن اعلام حمايت قاطع از آقاي رئيسجمهور دكتر بنيصدر به تمام شخصيتها، گروهها و سازمانها هشدار ميدهيم كه تاريخ سكوت آنها را در برابر اين حقكشيها و قانونشكنيها نخواهد بخشيد...». (۵)
اين اعلاميه را طاهر احمدزاده، عبدالعلي معصومي، حبيب داوران، حاجمحمد شانهچي، دكتر محمد ملكي، احمدعلي بابايي، بتول عطايي، مجيد شريف، يزدان حاجحمزه، پوران شريعترضوي، جلال گنجهاي، ابوذر ورداسبي و چند تن ديگر امضا كرده بودند.
اين افراد در همين روز اعلاميه ديگري نيز صادر كردند و طي آن توقيف روزنامه «انقلاب اسلامي» متعلق به بنيصدر و روزنامه «ميزان» ارگان نهضت آزادي را كه به دليل مواضع كينهتوزانه و دروغپراكني و شايعهافكني توسط دادگاه انقلاب اسلامي صورت گرفته بود، محكوم كردند. (۶)
ذكر اين نكته ضروري است كه از ميان امضاكنندگان اين بيانيهها جلال گنجهاي، مجيد شريف، يزدان حاجحمزه، ابوذر ورداسبي، عبدالعلي معصومي و چند تن ديگر به صورت آشكار به گروهك منافقين پيوستند و پس از وقايع خرداد ۱۳۶۰ از ايران گريختند و طاهر احمدزاده و محمد ملكي نيز به دليل اتخاذ مواضع و عملكرد خصمانه عليه جمهوري اسلامي ايران قبل از فرار از سوي دادسراي انقلاب اسلامي بازداشت و پس از محاكمه در دادگاه به زندان محكوم شدند كه پس از مدتي تحمل كيفر آزاد شدند و طي سالهاي اخير مجدداً به عرصه فعاليتهاي سياسي در كنار جريان موسوم به ملي، مذهبيها پيوستهاند.
افزون بر اين نفرات، تعداد ديگري از نويسندگان و روشنفكران كه عمدتاً از عوامل مطبوعاتي رژيم طاغوت بوده و با گرايشهاي چپ امريكايي پس از انقلاب مواضع راديكالي اتخاذ كرده بودند، بيانيهاي انتشار دادند و حضور فعال مردم و نيروهاي انقلابي در صحنه را براي حفظ انقلاب موج تازه سركوب ناميدند.
«روند سركوب آزاديهاي مردمي با اقدامات اخير در زمينه محدوديت هر چه بيشتر آزادي بيان و قلم و تكرار تجاوز به حريم مطبوعات وارد مرحله كيفي تازهاي شده است كه در صورت عدم مقاومت گسترده و يكپارچه و متحد همه مردم آزاده ميهنمان بيگمان تهمانده دستاوردهاي انقلاب بزرگ خلق ايران را نيز قرباني آستان استبداد خواهد كرد... مردم ايران به خاطر دارند كه همزمان با قرارداد تسليمطلبانه و ننگين با امريكا بر سر آزادي جاسوسان و قراردادهاي ديگري كه بندهاي وابستگي را برخلاف شعارهاي دروغين استقلال بر دست و پاي آنان محكمتر ميسازد، چگونه دايره تنگ آزادي فعاليتهاي سياسي نيروهاي انقلابي تنگتر از پيش شد و اينچنين است كه از خود ميپرسند كه باز چه توطئهاي در كار است...». (۷)
اين بيانيه را افرادي همچون رضا براهني از عناصر چپ امريكايي و از اعضاي مركزيت حزب سوسياليست كارگران، باقر پرهام (چپ امريكايي از كانون نويسندگان)، بزرگ پورجعفر (روزنامهنگار طرفدار چريكهاي فدايي خلق)، سيدناصر تجاره (هوادار جنبش مسلمانان مبارز)، پريچهر ثابتي (از پيروان فرقه ضاله بهاييت و روزنامهنگار فراري مقيم خارج)، مهدي خانباباتهراني (عضو جدا شده شوراي ملي مقاومت منافقين)، اسماعيل خوئي (شاعر و از عوامل دكتر محمود هومن(۸) شخصيت شماره يك و دارنده عنوان ماسوني بزرگ فرمانرواي با اختيار در ايران و استاد فراري دانشگاه، مقيم لندن)، ناصر زراعتي (هوادار سازمانهاي مائوئيستي)، محمدعلي سپانلو(چپ امريكايي و عضو كانون نويسندگان)، جواد طالعي (روزنامهنگار فراري و هوادار چريكهاي فدايي خلق و عضو هيئت مديره سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران در ايام انقلاب)، هوشنگ گلشيري (نويسنده و عنصر مرتبط با سفارتخانههاي خارجي)، هما ناطق (استاد تاريخ دانشگاه، چپ امريكايي، فراري مقيم پاريس)، منوچهر هزارخاني (چپ امريكايي و عضو سابق شوراي ملي مقاومت رجوي)، محسن يلفاني (نمايشنامهنويس، چپ امريكايي و عضو هيئت دبيران كانون نويسندگان)، مهدي سحابي (عضو تحريريه كيهان در سالهاي قبل از انقلاب و هوادار چريكهاي فدايي)، فيروز گوران (عضو شوراي سردبيري روزنامه آيندگان و سردبير سابق مجله جامعه سالم در سالهاي اخير)، محمد ايوبي (عضو فعال صفحات ادبي روزنامه سلام) و جواد مجابي (دبير سرويس ادب و هنر روزنامه اطلاعات در روزگار حكومت شاه) و عده ديگر امضا كرده بودند. (۹)
در اين شرايط بود كه مجلس شوراي اسلامي لايحه عدم كفايت سياسي بنيصدر را تصويب كرد و حضرت امام(ره) نيز در روز اول تيرماه ۱۳۶۰ ابوالحسن بنيصدر را از مقام فرماندهي كل قوا عزل فرمود. ورود رسمي منافقين به فاز نظامي و حوادثي همچون بمبگذاري در سالن اجتماعات حزب جمهوري اسلامي در هفتم تيرماه ۱۳۶۰ كه منجر به شهادت ۷۲ تن از ياران انقلاب از جمله شهيد مظلوم آيتالله بهشتي و چهار تن از وزرا و تعدادي از نمايندگان مجلس شد و نيز بمبگذاري در دفتر رياست جمهوري كه منجر به شهادت محمدعلي رجايي و دكتر محمدجواد باهنر (رئيسجمهور و نخستوزير وقت) شد، در استمرار همين مسائل رخ داد.
با عمليات تروريستي و ضد مردمي مجاهدين خلق در سيام خرداد ۱۳۶۰، تمام روزنههاي اميد به روي آنان مسدود شد، چنانكه سركردگان اين گروهك در انديشه فرار افتادند و براي گريز از خشم انقلابي مردم و تودههاي مسلمان، بنيصدر و رجوي سركرده منافقين خود را از انظار پنهان كردند و در هيئت زنان از كشور گريختند. بقيه نيز يكي پس از ديگري به كشورهاي خارجي پناهنده شدند و برخي نيز دستگير شدند.
پينوشتها:
(۱) روزنامه مجاهد، شماره ۱۱۷، مورخه ۳/۲/۱۳۶۰.
(۲) همان.
(۳) صحيفه نور، جلد ۱۵، صص ۱۰ـ۱۲.
(۴) صحيفه نور، جلد ۱۵، صص ۲۲ و ۲۳.
(۵) روزنامه مجاهد، ارگان سازمان مجاهدين خلق، مورخه ۲۷/۳/۱۳۶۰.
(۶) روزنامه مجاهد، ارگان سازمان مجاهدين خلق، مورخه ۲۷/۳/۱۳۶۰.
(۷) نشريه مجاهد، (ارگان منافقين)، مورخه ۲۷/۲/۱۳۶۰.
(۸) دكتر محمود هومن، استاد ممتاز دانشگاه تهران، فراماسونر ايراني با بالاترين درجه بود كه همراه برادرش، دكتر احمد هومن ـكه او هم استاد ممتاز دانشگاه تهران بودـ در سال ۱۳۳۰ شمسي، توسط محمد خليل جواهري، جاسوس عربتباري كه از سوي گراندلژ ايدهآل جهاني مأموريت سازماندهي جديد فراماسونري ايران را بر عهده داشت، عضوگيري شد.
(۹) طرفه اينكه اين افراد كه سران انقلاب را متهم به هواداري از امريكا و امپرياليسم ميكردند، هماكنون اكثراً در كشورهاي امپرياليستي ساكناند و برخوردار از كمكهاي اينگونه دولتها و با زمينهسازيهاي گوناگون، سعي در وارد آوردن فشار به جمهوري اسلامي ايران براي ايجاد رابطه با كشورهاي امپرياليستي دارند.