
او هرچند نگاه مثبتي به ايران دارد، ظاهراً از ديپلماسي با ايران حمايت ميكند و حتي يك بار هم از قصدش براي سفر به ايران صحبت كرده، ولي گزينه اول نخستين رئيس جمهور سياهپوست امريكا نيست و مثل هيلاري كلينتون، خودش در داخل تيم دموكراتها يك وزنه است، بنابراين، مثل دوره اول، اميد چنداني به تغييرات جدي در سياست خارجي دوره اوباما نيست.
ايسنا، به نقل از شبكه خبري سي. ان. ان گزارش داد كه باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا احتمالاً به دنبال كنارهگيري سوزان رايس نماينده دائم امريكا در سازمان ملل از اين تصميم را اتخاذ كرده است و قصد دارد تا سناتور جان كري را در صورت تصويب سنا، جايگزين هيلاري كلينتون وزير امور خارجه كنوني دولت خود كند.
گفته ميشود تقويت شانس جان كري براي پست وزارت خارجه امريكا حاصل برخي لابيهاي فعال از جمله آيپك براي كاناليزه كردن تصميمات باراك اوباما درباره چالشهاي اساسي سياست خارجي باشد، اما به نظر ميرسد با توجه به برخي اظهارات و موضع گيريهاي او، نگاه سياه و سفيد به برنامههاي آينده و سياستهاي اتخاذي امريكا دقيق نيست. جان كري پيشتر در مصاحبهاي با «فريد زكريا» در برنامه «جي پي اس» كه از شبكه «سي ان ان» پخش ميشد، تأكيد كرده بود كه مسائل منطقهاي ميتواند بهترين ورودي به مذاكرات ايران و امريكا باشد. او از افغانستان به عنوان نمونه خوبي براي شروع مذاكرات ايران و امريكا نام برد و گفت كه اين گفت و گوها حتي ميتواند به رايزنيها درباره ساير موضوعات مهم مانند مسئله هستهاي ايران منجر شود.
چاك هاگل پازل كابينه را تكميل ميكند؟ همين موضوع درباره «چاك هاگل» نيز به عنوان محتملترين گزينه موجود براي تصدي وزارت دفاع امريكا پس از «لئون پانه تا» مطرح ميشود. مركز پژوهشهاي اسرائيلي «عكا» به نقل از رسانههاي اسرائيل مينويسد: «باراك اوباما رئيسجمهور امريكا با انتصاب چاك هاگل به سمت وزارت دفاع نميتواند پيامي واضحتر از اين در خصوص آزردگي خود از سياستهاي اسرائيليها درباره فلسطينيها ارسال كند.»
برخي قانونگذاران جمهوريخواه امريكايي با «جداً معتدل» توصيف كردن هاگل درباره رياست او بر پنتاگون ملاحظاتي وارد كردهاند. آنها به مواردي از اين قبيل در ملاحظات خود استناد كردهاند: در سال ۲۰۰۹ هاگل در نامهاي سرگشاده به اوباما از او خواست كه مذاكرات مستقيم با حماس را آغاز كند، در سال ۲۰۰۷ خواستار مذاكرات مستقيم و بدون پيششرط با ايران شد تا پويايي تاريخي قدرتمندي به روابط دو دولت ببخشد، در سال ۲۰۰۶ و در خلال جنگ اسرائيل با حزب الله لبنان از رئيسجمهور سابق امريكا خواست كه فوراً براي برقراري آتشبس اقدام كند، زيرا اين اقدام را براي بهبود وجهه ايالات متحده در خاورميانه حياتي ميدانست و بالاخره در سال ۲۰۰۴ يكي از دو سناتوري بود كه با لايحه تحريم عليه ايران و ليبي مخالفت كرد.
چاك هاگل در سال ۲۰۰۸ در تحقيقي با عنوان «بررسي هزينه و فايده عمليات نظامي عليه ايران» نوشت: «عمليات اسرائيلي (عليه برنامه هستهاي ايران) موفق نميشود و تقريباً مسجل است كه اين عمليات نميتواند خسارتهاي زيادي به تاسيسات زيرزميني «فردو» وارد كند. «او در جايي ديگر از بررسي خود ميافزايد: «ترتيبات هستهاي جهان همين الان هم آن قدر به هم ريخته است كه با مسئله هستهاي ايران به جايي برنخورد.»