
درست است كه به خاطر موج جديد تحريمهاي خارجي و شيطنتهاي عدهاي در داخل، وضع اقتصادي كشور اين روزها چندان خوب نيست و درست است كه شواهد نشان ميدهد بعضا مسئولان كشور با دستورات متناقض خود در تنظيم بازار سردرگم شدهاند اما عجيب آن است كه قرار بود شبكهاي به نام «شبكه بازار» در تلويزيون راهاندازي شود تا بتواند تا حدودي به مسائل اقتصادي و حواشي آن بپردازد كه به غير از روشنگري براي مردم با نشستهاي اقتصادي و كارشناسانه مسائل موجود اقتصادي را فراتر از شايعهسازيها و برخي عوامل بررسي كند و قرار بود شبكه بازار به عنوان يك منبع معتبر و سهلالوصول باشد تا هركس وقتي به اين شبكه اقتصادي رجوع ميكند، بتواند از اطلاعات اقتصادياش كه به زبان رسانه و قابل فهم درآمده است استفاده كند، فارغ از اينكه تخصص يا شناختي اقتصادي داشته باشد، اما هرچه جلو آمديم كمتر شاهد محتوايي درخور اسم اين شبكه بوديم و عمدتاً برنامههاي پخش شده از اين شبكه با نام آن همخواني ندارد، به صورتي كه بيشتر برنامههاي آن براي شبكه آموزش تناسب دارند تا شبكه اقتصادي بازار، مخصوصاً اين روزها كه موج تغييرات پوپوليستي در اين شبكه هم به راه افتاده است.
معلوم نيست مجري«راديو هفت» چه ارتباطي به شبكه بازار و اقتصادي دارد كه تازگيها در قالب برنامه «سبد» عرض اندام ميكند و براي پركردن عريضه بعضاً پاي بازيگران را هم به اين شبكه اقتصادي بازكرده! انگار قراراست اين شبكه هم كمكم تغيير محتوا بدهد و بيخيال مسائل اقتصادي شود.
اصولاً از شبكه بازار به عنوان شبكهاي عام و همهفهم براي مطرح كردن مسائل اقتصادي انتظار ميرود تا بيشتر به اخبار اقتصادي بپردازد و مباحث اقتصادي را به قوت دنبال كند، چه اشكالي دارد كه حتي مناظرات اقتصادي بين كارشناسان آگاه و مطلع صورت بگيرد و چه جايي بهتر از رسانه ملي تا به دور از برخي شايعهپراكنيهايي رايج و حرفهاي كوچه بازاري، ذهنيتها را نسبت به مسائل اقتصادي باز كند و شفافسازي داشته باشد، هرچند به تازگي بازپخش برنامههايي مثل«حرف حساب» در اين شبكه شروع شده است، اما به نظرميرسد وجود برنامههاي تركيبي با اين مفهوم مثل «پايش» بايد بيشتر در شبكه بازار جا بگيرد تا برنامههايي نامفهوم و بيربط. به نظر ميرسد تعامل دستاندركاران اين شبكه با فضاي اقتصادي كمرنگ است و انگار بعد از مدتها از راهاندازي و برخلاف نام، هنوز نميداند چه مسيري را ميخواهد دنبال كند و چگونه باشد. گويا قوانين صداوسيما سياست يك بام و دو هوايي شدهاند كه براي تبليغ بايد اول هزينه كرد، بعد معرفي كه چنين به برنامههاي سطحي و غيرمرتبط با شبكه روي آوردهاند، در صورتي كه در اين شبكه اقتصادي بايد بيشتر برندسازي كالاها و اجناس ملي انجام شود تا در راستاي سال حمايت از توليد ملي مردم بيشتر با اجناس و كالاهاي ايراني آشنا شوند.
از سويي با وجود تعداد زيادي از كارآفرينان و خود اشتغالان موفق در سراسركشور موج تهرانزدگي دراين شبكه هم مانند ساير شبكههاي تلويزيوني نمود زيادي پيدا كرده و همين باعث كمبود سوژه شده است، چنانچه سراغ بازيگران رفتهاند تا از آنها براي پركردن برنامه استفاده كنند، دستاندركاران اين شبكه بايد بدانند مخاطب اگر سراغ شبكه بازار ميرود بهخاطر چهرههاي سينما و تلويزيوني نيست، بلكه دغدغه اقتصادي و مسائل مربوط به بازار را دارد، به همين خاطر بايد با نيروهاي مردمي ارتباط بيشتري داشته باشند بهخصوص مستندسازان جوان در سراسر كشور كه انگيزه و شور بالايي براي كار دارند تا توليدات خوب اقتصادي آنها را در زمانهايي معين روي آنتن پخش ببرند، به اين شكل هم جوانان مستعد بيشتر راغب به سوژهيابي اقتصادي ميشوند و هم توليدات شبكه عموميت پيدا ميكند، لذا اين شبكه اگر ميخواهد مخاطبان خود را حفظ كند و در ميان ساير شبكههاي تلويزيوني بهصورت تخصصي به اقتصاد بپردازد، بايد در روند توليدات خود تجديدنظر بيشتري داشته باشد، نگاه معقولتري به توليدات خود داشته باشد، قرار نيست اين شبكه هم مثل شبكههاي ديگر باشد و قرار نيست اسم شبكهها را عوض كنيم ولي محتوا همان باشد، در بين توليدكنندگان مستند مشهور است كه شبكه بازار چندان پول براي توليدات نميدهد، در اين ميان عدمحضور برندهاي توليدكننده محصولات ملي با توجه به رقمهاي عجيب و غريبي كه تلويزيون براي ساخت برنامههاي تبليغي اعلام ميكند، دور از ذهن نيست.