
موضوع مذاكره ايران و امريكا از ابتداي به قدرت رسيدن باراك اوباما مطرح بود، چون هم از سخنراني تحليف رياست جمهوري او در ژانويه ۲۰۰۹ چنين چيزي برميآمد و هم اينكه در طول چهار سال بعد، اين موضوع گاه به گاه بر سر زبانها بود، اما فرآيند مربوط به آن از يكي دو ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري ۲۰۱۲ امريكا تغيير جدي كرد. اگر در قبل از احتمال گفت و گو و مذاكره بين نمايندههاي نه چندان رده بالاي دو طرف گفته ميشد، خبرهاي منتشره در چند هفته قبل از آن انتخابات حكايت از چيز ديگري داشتند. تارنماي امريكايي ورلدنت ديلي در اوايل ماه اكتبر مدعي مذاكره محرمانه بين آقاي دكتر علي اكبر ولايتي و مقامهاي امريكايي شد كه به گفته اين تارنما در دوحه، مركز قطر، انجام شد.
ورلدنت ديلي كه وابسته به جناح مخالف اوباما است، با انتشار اين خبر مدعي افشاگري از فساد حكومتي اوباما شد و براي توجيه خبر خود والري ژارت، مشاور اوباما، را به عنوان سرپرست هيئت امريكايي معرفي كرد و حتي شماره پرواز هواپيمايي امريكاييها را نيز ذكر كرد. روزنامه نيويورك تايمز دو هفته بعد و به نقل از منابع امريكايي مدعي شد كه امريكا و ايران بر سر پرونده هستهاي ايران و درباره اصول گفت و گوهاي دو جانبه توافق كردهاند. روزنامه فرانسوي لوموند از ديگر رسانههايي بود كه وارد اين جريان شد و از مذاكره ولايتي با يكي از مسئولان دولت امريكا به نام رابرت اينورن نوشت.
هرچند مقامات رسمي ايران و به خصوص ولايتي اين دست خبرها را تكذيب كردند، اما مقامات امريكايي با سكوت از كنار ماجرا گذشتند تا آنكه اوباما در اولين كنفرانس خبري بعد از پيروزي در انتخابات ۲۰۱۲ آن اخبار را تكذيب كرد، اما در عين حال گفت كه در ماههاي پيش رو تلاش ميكنم اقدامي انجام دهم تا ببينم آيا ميتوانيم گفتوگويي را با ايران، نه فقط با ما بلكه با جامعه بينالمللي آغاز كنيم تا ببينيم آيا ميتوانيم موضوعات را حل كنيم. اين سخن اوباما نشان داد كه او برنامهاي در جهت گفتوگو با ايران در نظر دارد و اكنون، كانال ۱۰ تلويزيون اسرائيل به نقل از يك مقام امريكايي خبر از قصد اوباما براي پيشنهاد مذاكره مستقيم با ايران طي چند ماه آينده ميدهد و حتي يك دوره زماني چهار تا پنج ماهه نيز براي آن تعيين ميكند. روزنامه اسرائيلي جروزالم پست نيز به اين كانال پيوسته و از مقامات كاخ سفيد خبر مذاكره مستقيم بين ايران و امريكا طي چهار، پنج ماه آينده ميدهد.
به نظر ميرسد كه خبر اين دو رسانه اسرائيل در جهت خبرپراكني ماه اكتبر رسانههاي امريكايي باشد، اما بايد توجه داشت كه رسانههاي امريكايي در آن موقع هدف انتخاباتي داشتند و اين دو رسانه به برنامه و سياست اوباما در ماههاي آينده توجه دارند. در هر حال، معلوم است كه كاخ سفيد اصل موضوع مذاكره را در فهرست برنامه كاري خود قرار داده و حتي يك جدول زماني براي آن تعيين كرده است. اولين نكته مهم در اين برنامه كاري كاخ سفيد آن است كه امريكا مذاكره را به طور مستقيم به پرونده هستهاي پيوند زده و اين دو را به طور غير مستقيم به رابطه. امريكا به اين صورت اصل مذاكره را از حالت يك فرآيند، به پروژهاي مبدل كرده تا آن را هدفي براي بهرهبرداري مورد نظر خود كند. به عبارت ديگر، امريكا اصل مذاكره را از واقعيت عيني آن تهي كرده و از آن يك هدف سياسي ساخته تا آنكه هم بر روند پرونده هستهاي ايران تاثير بگذارد و هم اينكه از آن براي دخالت در ايران استفاده كند. بايد به جدول زماني چهار تا پنج ماه توجه كرد و پرسيد كه چرا امريكا جدول زماني خود را درست متناسب با انتخابات رياست جمهوري در ايران تنظيم كرده است؟ آيا امريكا نميخواهد از پرونده هستهاي ايران دستمايهاي فراهم كند تا آنكه مذاكره در مورد آن را هدف كند و به اين صورت از اين هدف براي دخالت در شرايط انتخاباتي ايران بهرهبرداري كند؟ شايد به همين دليل است كه نمايندگان آژانس بر خلاف رويه گذشته خود اين بار نتيجه مذاكرات را مثبت خواندهاند تا با ايجاد فضاي خوشبيني مقدمات برنامه كاري كاخ سفيد را فراهم كنند.
شكي نيست كه نميتوان از ابتدا در مورد اصل مذاكرات پيشداوري كرد، اما نكته مهم اين است كه مذاكره در چه شرايطي و در چه هدفي انجام ميگيرد و اين دو محور اساسي است كه در انجام يا عدم انجام تعيينكننده هستند. به نظر ميرسد كه مقامات امريكا همانند سابق مذاكره را پروژهاي براي دخالت در ايران ميبينند و هنوز متقاعد نشدهاند كه مذاكره صرف گفت و گويي براي ايجاد تفاهم بين دو طرف است و احترام متقابل پيش شرط آن است. بنابر اين، اگر امريكا با همان رويه سابق موضوع مذاكره را پيش بكشد نميتواند به انجام آن خوشبين باشد. آنها تنها با احترام به ملت ايران و تعريف مذاكره به عنوان يك فرآيند و نه پروژهاي براي دخالت است كه ميتوانند باب گفت و گو با ايران را باز كنند. در اين صورت است كه جدول زماني چهار تا پنجماهه خود به خود بيمعناست و امريكا نبايد انتظار اين را داشته باشد تا از مذاكره براي دخالت در امور داخلي ايران استفاده كند.