
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه چهارم مهرماه سال گذشته مأموران پليس پاكدشت از كشف جسد مرد جواني داخل يك وانت پيكان در حاشيه شهر با خبر شدند. بررسيها نشان داد، راننده وانت در حالي كه پشت فرمان نشسته بود بر اثر اصابت يك ضربه چاقو به گردنش فوت شده است. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، بررسيهاي بيشتر نشان داد جسد متعلق به مردي به نام نايب است. همسر او- شيوا- بعد از شناسايي جسد شوهرش گفت: نايب ميوه فروش بود و با وانت در اطراف شهر ميوهفروشي ميكرد. عصر روز حادثه از خانه بيرون رفت و تا هنگام كشف جسد از او خبري نداشتم.
در شاخه ديگري از تجسسهاي جنايي، شماره تلفنهمراه همسر مقتول رديابي شد تا اينكه مأموران به پيامكهاي عاشقانه كه از سوي پسر جواني به نام همت برايش ارسال شده بود، مظنون شدند. بنابراين شيوا براي دومين بار مورد بازجويي قرار گرفت. او به مأموران گفت: مدتي قبل با همت آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و مدتي با هم رابطه پنهاني داشتيم. مدتي كه گذشت، همت از من خواست شوهرم را به قتل برسانيم و بعد با هم ازدواج كنيم. شب حادثه بعد از اينكه شوهرم با وانت از خانه خارج شد، همت در مسير به بهانهاي سوار ماشين او شد و شوهرم را به قتل رساند.
بعد از اقرارهاي شيوا، مأموران همت را دستگير كردند. او در اولين بازجوييها اتهام قتل را قبول كرد و گفت: بعد از اينكه با شيوا آشنا شدم به او علاقه پيدا كردم. ما چند بار با هم رابطه داشتيم و براي رسيدن به او تصميم به قتل شوهرش گرفتم تا اينكه شب حادثه مطابق نقشه او را به قتل رساندم. بعد از انجام تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در ابتداي جلسه شريفي، نماينده دادستان تهران گفت: براي همت به اتهام مباشرت در قتل و رابطه نامشروع و براي شيوا به اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع درخواست مجازات قانوني دارم.
بعد از اينكه اولياي دم خواسته خودشان را قصاص عنوان كردند، قاضي محمدسلطان همت يار متهم را به جايگاه دعوت كرد. همت گفت: من اتهامهاي خودم را قبول ندارم. اما قبول دارم كه شيوا را ميشناختم و بعد از اينكه شماره تلفن همراهش را به دست آوردم با او رابطه تلفني داشتم و گاهي براي هم پيامك ميفرستاديم. متهم ادامه داد: من در اولين بازجوييها تحت فشار پليس اقرار به قتل كردم به طوري كه پايم مجروح شد. قاضي همت يار گفت: شما به كميسيون ويژه پزشكي قانوني معرفي شدهايد. پزشكان بعد از معاينه شما اعلام كردهاند كه درد پايتان به خاطر بيماري ميباشد و ضربهاي به آن وارد نشده است.
متهم در توضيح شب حادثه گفت: آن شب من داشتم از محل عبور ميكردم. ديدم كه وانت پيكاني به طور مرموزي كنار جاده پارك شده است. وقتي به آن نزديك شدم ديدم راننده كنار ماشين افتاده و زخمي شده است. با زحمت او را سوار ماشينش كردم و خودم پشت فرمان نشستم تا او را به بيمارستان ببرم. هرچه تلاش كردم، ماشين او روشن نشد و حال وي هم بدتر شد. به خاطر همين ترسيدم و فرار كردم.
قاضي سؤال كرد: بعد از اينكه شما را بازداشت كردند جراحتي روي دست شما كشف شده كه نشان ميدهد هنگام درگيري روي داده است. متهم گفت: من هنگام كار كردن دستم زخم شده بود. قاضي سؤال كرد: اگر مرتكب قتل نشدي چرا صحنه جرم را بازسازي كردي؟ متهم جواب داد: قبول دارم كه در صحنه بازسازي به قتل اقرار كردهام. آنجا گفتم كه با چاقو يك ضربه به مقتول زدم اما حالا حرف خودم را پس ميگيرم. در ادامه قاضي شيوا را به جايگاه دعوت كرد. او اتهام معاونت در قتل و رابطه نامشروع با همت را انكار كرد. شيوا گفت من قبول دارم كه با همت به صورت تلفني رابطه داشتم و گاهي براي هم پيامك ميفرستاديم اما براي قتل شوهرم توطئه نچيدم.
قاضي همت يار بعد از شنيدن دفاعيات متهمان و وكلاي آنها، ختم جلسه را اعلام كرد و با اعضاي دادگاه- رستمي، قاسمي، عرب و قادري- وارد شور شد.