
همسرم با جملاتي بريده به مبينا گفت به همسايهها بگو كه پدرت مرا به قتل رسانده است. براي اينكه راز قتل همسرم برملا نشود، دختر خردسالم را هم به قتل رساندم.» اين اظهارات اوليه مرد جنايتكاري است كه متهم است پنج سال قبل در جريان جنايتي هولناك همسر و كودك خردسالش را به قتل رسانده است. متهم روز گذشته از سوي هيئت قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي محاكمه و به مرگ محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، شاهمرادي، نماينده دادستان تهران در دفاع از كيفرخواست گفت: اين پرونده از شامگاه چهارم بهمن ماه سال ۸۶ به جريان افتاد. مرد۳۲سالهاي به نام محمود از خانهاش در يكي از خيابانهاي شهرستان رباطكريم خارج شد و با فرياد از همسايهها درخواست كمك كرد. وقتي همسايهها وارد خانه وي شدند، فهميدند همسر و دختر خردسال او به طرز مرموزي به قتل رسيدهاند. محمود لحظاتي بعد اجساد بيجان همسر ـ شهلا ـ و دخترش ـ مبينا ـ را با خودروي عبوري به بيمارستان منتقل كرد اما پزشكان اعلام كردند چند ساعت از فوت آنها گذشته است.
نماينده دادستان افزود: بعد از حضور مأموران پليس، خانواده شهلا در نخستين گام انگشت اتهام را به سوي دامادشان نشانه رفتند و به مأموران گفتند محمود شهلا و مبينا را به قتل رسانده است. پدر شهلا گفت: دامادم مرد عصبي بود. او هميشه دخترم را كتك ميزد و او را تهديد به مرگ ميكرد و سرانجام تهديد خودش را عملي كرد. بنابراين محمود به عنوان اولين مظنون بازداشت شد و در اولين بازجوييها گفت: شغل من آشپزي است. صبح روز حادثه مثل هميشه به محل كارم رفتم. شب بعد از اينكه به خانه برگشتم با اجساد خونين همسر و فرزندم روبهرو شدم. او در بازجوييهاي بيشتر چند نفر را به عنوان عامل جنايت به مأموران معرفي كرد اما در تحقيقات بيشتر بيگناهي آنها اثبات شد و آزاد شدند.
نماينده دادستان تهران ادامه داد: در حالي كه تحقيقات تيم جنايي به بنبست رسيده بود، محمود آزاد شد تا اينكه سال گذشته بعد از اينكه پرونده از سوي بازپرس ديگري مورد بررسي قرار گرفت، محمود بار ديگر به عنوان مظنون اصلي بازداشت و راهي زندان شد. او بعد از اولين شبي كه در زندان سپري كرد، به جرم خودش اقرار كرد و گفت: من دچار عذاب وجدان زيادي شدهام و ميخواهم به جنايتي كه مرتكب شدهام، اقرار كنم. محمود گفت: از مدتها قبل با همسرم اختلاف داشتم و او را كتك ميزدم. دو ساعت از نيمه شب گذشته بود كه بار ديگر با همسرم درگير شدم و او را كتك زدم.
همسرم لباسهايش را پوشيد و گفت به شهرستان نزد خانوادهاش ميرود. مبينا هم در اتاقش خوابيده بود. لحظاتي بعد دعواي ما بالا گرفت و همسرم آماده رفتن شد. من به آشپزخانه دويدم و چاقوي تيزي برداشتم و او را تهديد كردم و گفتم اگر از خانه بروي تو را خواهم كشت. بعد هم عصباني شدم و با چاقو ضربهاي به گردنش زدم كه جيغ بلندي كشيد و روي زمين افتاد. سپس با چاقو ضربهاي به پهلويش زدم. مبينا با صداي جيغ مادرش بيدار شد و وحشتزده به طرف او دويد. همسرم در حالي كه جان ميداد با جملاتي بريده به مبينا گفت به همه بگو كه پدرت مرا كشته است و از هوش رفت. . . من با خودم فكر كردم اگر مبينا رازم را برملا كند به عنوان قاتل دستگير ميشوم، به خاطر همين با چاقو دخترم را به قتل رساندم. بعد از حادثه به حياط خانه رفتم و ساعتي را همانجا ماندم. بعد هم به اتاق برگشتم و براي اينكه انگيزه جنايت را سرقت جلوه دهم، يكي از النگوهاي همسرم را از دستش بريدم و خانه را مقداري به هم ريختم. وقتي ساعت به هفت صبح رسيد، مثل هر روز به سر كار رفتم و شب هم مثل هميشه به خانه برگشتم. در راه مقداري نان و تخممرغ خريدم و زماني كه وارد خانه شدم فرياد كشيدم و وانمود كردم كه فردي براي سرقت به خانهام آمده و مرتكب جنايت شده است.
نماينده دادستان تهران ادامه داد: متهم در حالي ادعا ميكرد جنايت با انگيزه سرقت روي داده كه طلاهاي همسر و دخترش در خانه موجود بود و سرقت نشده بود. همچنين در كيف پول همسرش مقدار زيادي پول نقد موجود بود. نماينده دادستان متهم را گناهكار دانست و براي او درخواست مجازات قانوني كرد.
سپس قاضي عزيز محمدي، اولياي دم را به جايگاه دعوت كرد. آنها درباره قتل دخترشان درخواست قصاص و درباره قتل نوهشان درخواست اشد مجازات كردند. مادر شهلا به دادگاه گفت: محمود هميشه دخترم را كتك ميزد. او يك بار آن قدر شهلا را با شلاق زده بود كه گوشوارههايش پاره شده بود.
متهم وقتي در جايگاه ايستاد، اتهام خودش را انكار كرد و قتل را گردن باجناقش انداخت. محمود گفت: باجناقم با همسرش اختلاف داشت و به خاطر كينهاي كه از من داشت، همسر و فرزندم را كشت.
قاضي پرسيد: شما در همه مراحل بازجويي به قتل اقرار كردهاي. صحنه جرم را بازسازي كرده و هنگام بازسازي اظهاراتي عنوان كردهاي كه با شواهد پرونده مطابقت دارد. متهم گفت: من تحت فشار پليس به قتل اقرار كردم و هرچه را در بازجوييها گفتهام انكار ميكنم. روز حادثه وقتي به خانهام آمدم، همسر و فرزندم كشته شده بودند.
قاضي از متهم سؤال كرد: چرا بعد از عوض شدن بازپرس چند بار در جريان تحقيقات به قتل اقرار كردي؟ متهم سكوت كرد.
متهم در آخرين دفاع هم اتهام خودش را انكار كرد. قاضي عزيز محمدي بعد از شور با اعضاي دادگاه- واعظي، مقدم زهرا، عرب و رسولي- محمود را به اتهام قتل همسرش به اعدام و به اتهام قتل فرزندش به پرداخت ديه محكوم كرد.