
روز دانشجو روز بازخواني فعاليتهاي جنبش دانشجويي است. جنبشي كه ويژگيهايي نظير استقلال از احزاب و گروهها، پيشرو بودن و جواني، نشاط و پويايي، آن را در برخي موارد پيشقراول نهضتهاي آزاديخواه و عدالتگستر قرار داده است به طوري كه فضا را براي موضعگيري و تصميمگيريهاي كلان هموار ميكند.
يعني جنبش دانشجويي همواره يك جريان گفتمانساز بوده است، مگر در مواردي كه تحت تأثير برخي احزاب و گروهها موضعگيري كرده و از پيشفرضهاي دانشجويي گفتمان خود خارج شده است. جنبش دانشجويي همواره در صف اول مبارزه با ظواهر ظلم و فساد بوده و در جبهه استكبارستيزي جنگيده است. ليبراليسم، كمونيسم، ماركسيسم و سرمايهداري از مصاديق اين مظاهر فساد در طول دورانها بوده است.
پس از پايان جنگ تحميلي، اين جنبش وارد فاز جديد نقد درون گفتماني شد؛ اما تفكيك نكردن حكومت و حاكميت آسيب اين نقد و رويكرد در دهه ۷۰ و اوايل دهه ۸۰ بود. در اوايل دهه ۷۰ جنبش دانشجويي به سمت گفتمان توجيهگرا پيش رفت، به طوري كه رئيسجمهور نماد حاكميت و جايگاهش نماد حكومت ميشود كه طبق اين تعريف، نميتوان به مسئولان هيچ نقدي وارد كرد و در اين سالها نقد را باعث ساختارشكني دانست. در نتيجه در اين دوران شاهد جرياني هستيم كه مشكل حاكميت را به حكومت تعميم ميدهند و خواستار براندازي ميشوند. در حالي كه جمهوري اسلامي نظامي برآمده از انقلاب اسلامي است و بايد با ملاك انقلاب اسلامي نقد شود. يعني نقد حاكميتي برخاسته از يك خرد جمعي به منظور نفي آن بر مباني عقلاني استوار نيست. به عبارتي حركتهاي جنبشهاي دانشجويي اگر به گفتمانسازي و جريانسازي معطوف نباشند تأثيرگذار نخواهند بود.
از طرفي تأثيرپذيري از احزاب و رسانهها و جريانهاي فكري، سطحيانديشي، سياستزدگي، جدا شدن از مردم، انجام اقدامات برآمده از شور انقلابي و نه شعور انقلابي آفتهاي موجود در مسير جريانهاي دانشجويي هستند.
اين عوامل به اضافه وجود برخوردهاي سليقهاي با برگزاري جلسات دانشجويي و كرسيهاي آزادانديشي در دانشگاهها از سوي مديران مياني، مانع بالندگي و تمرين گفتمانسازي مؤثر از سوي جريان دانشجويي ميشود و با دامن زدن به مسئله بسته بودن فضاي سياسي در دانشگاهها، در جهت خاكستري و سلبي شدن فضاي دانشگاه به نفع دو گروه حركت ميكنيم. گروه اول سوءاستفادهگران و گروه دوم كساني كه مقابل هر نقدي ميايستند اگرچه نقد از سوي يك فرد يا يك جريان انقلابي باشد. بخش جالب ماجرا هم اينجاست كه دقيقاً همين دو طيف براي ركود جنبش دانشجويي و عدم پويايي آن دلسوزي ميكنند.
با توجه به اينكه مقام معظم رهبري از دهه حاضر با عنوان دهه پيشرفت و عدالت ياد كردهاند، بنابراين جنبش دانشجويي مسير را پيش روي خود دارد و تنها لازم است هر از چند گاهي ملاك ارزيابي عملكردش را بازخواني كند تا از مسير منحرف نشود.