اين بازي روزگار است. كاري به تلاش و توان ندارند، كاري به اين ندارند كه چقدر براي حرفهات وقت ميگذاري كافي است اسم و رسمي در فضاي كاري خود داشته باشيم ديگرهمه چيز حل ميشود به قول معروف آن وقت حق آب و گل پيدا ميكنيم و تا آخر عمر بيمه هستيم. آري شهرت همان چيزي است كه براي خيليها سودآوري دارد و نانآوري ميكند و فرد را سر زبانها ميآورد. مانند اهالي سينما و تلويزيون به دليل شهرتي كه رسانه براي آنها ايجاد كرده و به اقتضاي نامشان، نان ميخورند! كافي است در سريالي تلويزيوني يا فيلمي سينمايي گل كنند ديگرشبكههاي مختلف صداوسيما يا شبكههاي استاني و هر برنامه و جشني كه باشد حتماً اسم آنها در ليست مدعوين قرار ميگيرد و آن وقت است كه بايد از مدير برنامههاي آقا يا خانم بازيگر وقت بگيريم و چانهزني كه با چه مقدار پول حاضر ميشوند در برنامه شركت كنند، اصلاً حاضر به حضور در برنامه هستند! البته به غير از عالم آكتوري، عالم ورزش و سياست هم همين گونه است فرقي نميكند درساير مشاغل هم كم و بيش چنين شرايطي حكمفرماست. جالب اينجاست كه در حرفه خودمان يعني در نويسندگي و ژورناليستي هم كم و بيش اين مسائل وجود دارد به صورتيكه وقتي فردي اسم و رسمي در فضاي مطبوعات پيدا كند و عكسش اينجا وآنجا باشد ديگر مشكلي ندارد.
به ياد دارم همكاري كاركشته و با تجربه در روزنامه داشتيم كه هميشه به ما ميگفت: «اگرشما بتوانيد زرنگ باشيد و آنقدر بزرگ شويد تا ديگران شما را بشناسند روي غلطك ميافتيد و نانتان در روغن است، زيرا آن وقت شما هستيد كه بايد براي ميزان حقوق شرط و شروط بگذاريد چون اگر تنها چند خطي برايشان بنويسيد همان مهم است ديگر لازم نيست خودتان به هر در و ديواري بزنيد تا گزارش، خبر و مصاحبه جور كنيد تا به شما بگويند ژورناليست. اسم شما همه كار برايتان ميكند و نانآور خوبي ميشود.» آن روزها معناي حرفش را نميفهميدم ولي وقتي بعدها ديدم اين آقا خودش بدون هيچ زحمت و كاري تنها با چند خط براي روزنامه حسابش پر شده و كمكم ارتقاي شغلي و كاري هم گرفت، موضوع برايم قابل فهمتر شد.
مشابه اين قضيه را در يكي از دانشگاهها هم ديده بودم، استادي به دليل شهرت و شناختي كه همه از او داشتند و بعضاً در روزنامههاي مطرح داخلي و خارجي مقالاتش چاپ شده بود، زحمت زيادي براي آموزش دانشجويان متحمل نميشد. مدام با جملاتي مثل كار دارم، نميرسم، وقت ندارم و... از دست دانشجويان فرار ميكرد اما نان خوبي بهخاطر شهرتش درميان همكاران همرديف خود به دست آورده بود. نميدانم شايد براي اين افراد حقي است كه بايد ادا شود يا به قول آن آقا زرنگي است، اما هرچه هست فكر نميكنم در دين اسلام و احاديث و روايات چنين مسائلي تأييد شود. پيامبر اسلام و ائمه معصومين با اينكه هر كدام پدرامت خويش بودند و در جايگاه و مرتبت بالايي قرار داشتند ولي هيچگاه حق خود نميدانستند كه هرچه ميخواهند از بيتالمال بردارند.
نگاه كنيد مثلاً فلاني هر شش ماه يكبار يك منصب و مسئوليت جديدي دريافت ميكند. اگر بتوانند چندين شغلهاش ميكنند بدون آنكه در هيچكدام از آن شغلها حضور مؤثري داشته باشد. بعضي وقتها حتي برخي از اين مشاغل پول هم ندارد، اما نان دارد. اين يعني چه؟! يعني عنوان آن شغل و حكمي كه به نام او خورده ميرود در رزومه آن فرد. هيچكس از او نميپرسد آن زمان تو چه كردي؟ اما همه ميگويند جناب آقاي فلاني كه شغل و فلان مسئوليت و فلان مدريت و فلان رياست را در كارنامهاش دارد به جمع ما آمده است. اين افراد بهخاطر نامشان نان ميخورند و بهخاطر رزومهاي كه خودشان و دوستانشان برايشان ساختهاند.
آقايي سه سال پيش سربازياش در استانداري يكي از استانها تازه تمام شد. يك ماه بعد معاون يكي از معاونين استاندار شد. شش ماه بعد به منصب فرمانداري يكي از شهرستانهاي استان ارتقا پيدا كرد و شش ماه بعد از آن فرماندار شهرستان ديگري شد. درمورد اين ترقيهاي سريع ازيكي از مسئولان پرسيدن اين چه وضعيتي است اين فرد كه تجربه كافي براي اين مناصب ندارد. او گفت كيست كه اين حرفها را بشنود و نظارت كند؟! وقتي جوان ۳۰ سالهاي ميشود استاندار استان بزرگ و مهمي مثل فارس، بعد هم آن فضاحتها را بهبار ميآورد و آب از آب تكان نميخورد چه جاي تعجب كه سربازي فقط بهخاطر رابطه و رفاقت دراين ماههاي آخر دولت فرماندار شود! آيا از پس كار برآيد يا نه؟! اينها براي آن است كه افراد ميخواهند براي خود رزومه بسازند. دوستي داشتم كه درسش تمام شده بود و ميخواست روزنامهنگار شود. پيشنهاد كار از روزنامههاي مختلف هم داشت اما قبول نميكرد. علتش را جويا شدم، گفت: ما چند دوستيم كه ميخواهيم همه با هم به يك روزنامه برويم تا بتوانيم هواي همديگر را داشته باشيم و كسي نتواند ما را اخراج كند. سياست اين رفيق ما شايد خندهدار باشد اما ظاهراً برخي از مسئولان در جايگاههاي مهم از همين سياست استفاده ميكنند. يكي كه ميرود بالا بقيه رفقا را بالا ميكشد. شايد اين رزومهها به درد همين كارها ميخورد اما هرچه هست نام، نان ميآورد آيا اينطور نيست؟!
چه خوب است ياد بگيريم بدون شعارزدگي مرد عمل باشيم و بدانيم هرچه برميداريم يا به ما ميدهند از پول بيتالمال مسلمين هزينه شده است و ذره ذره آن جواب دارد و بايد برايش عرق جبين ريخت و وقت گذاشت زيرا ديگر پيش خدا اسم و نام معنايي ندارد تا ناني از آن بخوريم و حسابمان پر شود.