
سال گذشته در همين ماه آذر بود كه طرح دوفوريتي كاهش روابط با انگليس با ۱۷۹ رأي به تصويب نمايندگان مجلس هشتم رسيد. پس از اين مصوبه با توجه به دخالتهاي آشكار انگليس در امور داخلي ايران و تبديل سفارتخانه آن كشور به محل جاسوسي و طراحي فتنه و آشوب عليه نظام و منافع ملي، روابط كشورمان با انگليس قطع شد و در حال حاضر حدود يك سال است كه هر دو كشور در خاك يكديگر، دولتي را به عنوان حافظ منافع معرفي كردهاند. انگليسيها در آذرماه سال ۹۰ و ماههاي پس از آن كمر همت به تخريب وجهه ايران در سطح بينالمللي بستند و حتي با رايزني با دولتهاي همسوي سياستهاي بريتانيا كوشيدند تا ساير دولتها را نيز به قطع رابطه با ايران مجاب كنند. همه اين تلاشها در مدار منزوي كردن ايران پيش ميرفت و هدفي كه براي رسيدن به آن سخت در تب و تاب بودند تا كمي از وزن بيداري اسلامي بكاهند، تضعيف انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران بود كه در ادامه با تحريم نفتي و ساير تحريمها و قطعنامهها ادامه يافت، اما آيا در طول اين يك سال، انگليس به خواستها و آرزوهاي خود رسيده است؟
عقبنشيني غرب، حاصل يكساله قطع رابطه انگليس با ايران
يكي از اهداف بزرگي كه انگليس پس از قطع رابطه با ايران به شدت آن را دنبال كرد، تشديد تحريمها و تيز كردن نگاههاي برخي از كشورهاي همسوي غرب عليه ايران بود. بر همين اساس در همان روزهاي نخست قطع ارتباط، كشورهاي فرانسه، سوئد و هلند سفراي خود در تهران را به منظور ارائه گزارش و مشاوره فراخواندند. برخي از دولتها نيز زبان تهديدآميز خود عليه ايران را تيزتر كردند، اما آنچه عاقبت اين اقدامات خصمانه بود، عقبنشيني كشورهاي همراه انگليس بود، به طوري كه هيچ يك از دولتها حاضر به قطع ارتباط با ايران نشدند و تحريمها و تشديد سياستهاي خصمانه عليه ايران نيز راه به جايي نبرد. خبر تمديد معافيتهاي كشورهاي چين و هند و هفت كشور ديگر از تحريمهاي نفتي ايران به مدت شش ماه مؤيد اين مطلب است. اين در حالي است كه دولت امريكا در فروردين ماه سال جاري ۱۱ كشور و اواخر خرداد ماه همين سال هفت كشور ديگر را از تحريمهاي مربوط به معاملات نفتي با ايران معاف كرده بود.
الگو شدن انقلاب اسلامي و تبديل ايران به قطب بينالمللي
از سوي ديگر در طول يكسال گذشته تلاش بسياري براي انزواي بينالمللي ايران شد، اما در همين زمان شاهد بوديم كه به منظور برگزاري اجلاس عدمتعهد در تهران، نمايندگان بيش از ۱۰۰ دولت در ايران حاضر شدند و رئيسجمهور ايران به عنوان رئيس جديد جنبش غيرمتعهدها انتخاب شد. اين اجلاس اگرچه بزرگترين شكست بينالمللي انگليس و نظام سلطه عليه ايران به شمار ميرود اما اسناد زنده و شواهد پررنگي نيز در سراسر جهان پيداست كه حاكي از الگو شدن انقلاب اسلامي ايران در عرصه جهاني خصوصاً در ميان ملتهاي مسلمان و تبديل كشورمان به يك قطب بينالمللي است. بيداري اسلامي كه قبل از قطع رابطه ميان انگليس و ايران به وقوع پيوست، پس از اين واقعه نيز امواج تازهاي پيدا كرد و همچنان ملتهاي مسلمان و عدالتخواه در حال خروش عليه سلطهگران و قدرتهاي بينالمللي هستند. امروز شاهديم كه در بسياري از كشورها، دستنشاندههاي امريكا و انگليس از تخت رياست به پايين كشيده شدهاند و امواج بيداري اسلامي در حال گسترش است. از طرف ديگر تحريمهايي كه عليه ايران وضع شده است، روز به روز موجبات پيشرفت بيشتر ايران را فراهم كرده تا جايي كه امروز بسياري از قدرتها به اين امر معترفند و حتي به قول خودشان، گزينه حمله نظامي را با توجيه بياثر بودن تحريمها و سرعت فزاينده قدرت و پيشرفت ايران روي ميز گذاشتهاند! اين تحريمها نه تنها سرعت پيشرفت و حركت پرشتاب جمهوري اسلامي به جلو را افزايش داده كه پيام مهمي را به ساير كشورهاي مستقل داده است حفظ «استقلال» ضامن «آزادي و پيروزي» است.
نياز دولتها به رابطه با ايران بيشتر از نياز ايران
مباحثي كه گفته شد مربوط به حوادثي است كه به طور ملموس طي يك سال گذشته وجود داشته است، اما آيندهاي كه ميتوان از قطع روابط انگليس با ايران مشاهده كرد را نيز بايد در نظر گرفت. بر اساس تجربه تاريخي انقلاب اسلامي اين سابقه براي برخي از دولتها وجود داشته كه بر اساس توهمات خود در شرايطي خاك كشورمان را ترك كنند و قطع روابط با ايران را ترجيح دهند. ماجراي دادگاه ميكونوس در دهه ۷۰ صفحهاي از اين سابقه تاريخي است، اما در همين ماجرا دولتها پس از مدتي، تقاضاي بازگشت به ايران و از سرگيري روابط را مطرح كردند. آنچه از معادلات جهاني پيداست اين است كه نياز دولتها به رابطه با ايران بيشتر از نياز ايران به رابطه با آنهاست، آنچنان كه طي ۳۳ سال گذشته كمتر دولتي به طور صادقانه با ايران روابط خود را حفظ كرد اما جمهوري اسلامي ايران با شعار «استقلال، آزادي» و همچنين «نه شرقي، نه غربي» به حركت در مسير رو به جلو ادامه داد و احساس خستگي را بر تن دشمنان گذاشت، به گونهاي كه اكنون بسياري از دولتها خواستار روابط قوي با ايران هستند و حتي حاضر به اجراي قوانين تحريمي عليه ايران نيستند و به هر ترتيب ممكن روابط خود را با ايران حفظ ميكنند زيرا ميدانند كه در صورت قطع رابطه، بيشترين و سنگينترين ضرر بر آنها تحميل خواهد شد. جمهوري اسلامي ايران با آنكه به قوانين بينالمللي مطابق با اسلام پايبند است و همواره خواستار مذاكره و صلح سراسري در جهان و رفع ظلم از سر مظلومان بوده است، اما به قدري قدرتمند و پرتوان است كه هيچگاه بر اثر تحريمها و قطع روابط كشورهاي جهان سومي چون انگليس كه اگر دستاوردهاي استعماري را از آن حذف كني، جزيره جاسوسها و آدمخوارها باقي ميماند، كمترين ضربهاي احساس نكرده و نخواهد كرد.