نامهاي زيادي مطرح ميشود، افراد زيادي هم به خود اجازه ميدهند تا در اين خصوص صحبت كنند و البته نميتوان جلوي كسي را هم گرفت، اما نكته جالب اينكه آقاياني كه امروز ادعاي نجات فوتبال را دارند كارنامهاي كاملاً روشن دارند. يكي از اين گزينهها محمد دادكان است، مردي كه طي سالهاي گذشته هر وقت دلش براي صندلي و ميز قبلياش در فدراسيون فوتبال تنگ شده شروع به مصاحبه كرده و از زمين و زمان عيب و ايراد گرفته و با گرفتن ژست روشنفكري چنين وانمود كرده كه تنها، ناجي فوتبال است. بد نيست به جناب دادكان يادآور شويم كه مسئولان فعلي فدراسيون طي همين سالها كه شما مشغول مصاحبه با سايتهاي گوناگون بوديد بارها از شما دعوت به همكاري كردند اما هر بار به بهانههاي واهي نظير كثيف بودن فضا و عدم وجود شرايط مناسب و كمبودهاي گوناگون از پذيرفتن طفره رفتيد.
عدهاي اين روزها نام محمد دادكان را صدا ميزنند و او طي چند سال گذشته همواره مدعي بوده كه در زمان رياستش تيمملي فوتبال رده هفدهم رنكينگ فيفا را به خود اختصاص داده، اما هيچگاه نگفته كه او حاصل دسترنج بقيه را چيده و نتيجه كار زيربنايي فدراسيونهاي قبل خود را درو و به نام خود ثبت ميكند. عدهاي هستند كه اين روزها اعلام ميكنند كفاشيان استعفا ميدهد و جانشيني شايستهتر از دادكان نميتوان براي او پيدا كرد اما نميگويند كه ابداعكننده طرح خارج كردن فوتبال از حالت دو قطبي چه به روز استقلال و پرسپوليس آورد كه هنوز پس از گذشت سالها نميتوانند قد راست كنند.
هستند كساني كه صراحتاً اعلام ميكنند كفاشيان امروز (همين امروز يكشنبه) استعفا ميدهد و ميتوان برق شادي را در چشمانشان ديد چون قرار است به جايي برسند، اهالي فوتبال هنوز صحنه تلخ سيلي صادق درودگر به صورت مليپوش فوتسال ايران را به ياد دارند، صحنهاي كه جزو افتخارات مدير عامل كنوني ملوان به شمار ميرود و البته در زمان رياست آقاي دادكان بر فدراسيون فوتبال در تاريخ ثبت شد. اين از جبهه مخالف جناب رئيس اين روزها. اما كفاشيان؛ پاي اخبار سايتها كه بنشيني لحظهاي نيست كه كفاشيان استعفا ندهد و بعد بلافاصله اين خبر تكذيب نشود. كفاشيان اين روزها هر ساعت سر از اوين در ميآورد و بعد بلافاصله حضور او در دادگاه و زندان تكذيب ميشود و اين شده خبر عادي رسانهها، رئيس فدراسيون فوتبال اين روزها بيشتر از آنكه به فكر سرو سامان دادن به اوضاع نامناسب فوتبال باشد بخش اعظم وقت خود را صرف تكذيب اخباري ميكند كه به طور حتم از سوي مخالفانش در سطح شهر شايعه ميشود، آنها كه نميخواهند كفاشيان باشد تا فرصتي براي عرض اندام دوباره پيدا كنند.
كسي چه ميداند، شايد كفاشيان همين امروز استعفا دهد و امثال دادكان و درودگر و آنهايي كه پس از انتخاب فدراسيون فوتبال در آسيا قلم فرسايي كردند و سخنوري نمودند همگي خوشحال شوند، اما سؤال اين است كه فوتبال در اين بين چه سرنوشتي پيدا ميكند؟ مديريت كفاشيان با تمام ضعفها و عيب و ايرادهايي كه به آن وارد است اين حق را دارد كه تا زمان تشكيل مجمع با كمترين حاشيه و تنش فوتبال را اداره كند، اما گويا آنها كه براي صندلي رياست ساختمان خيابان سئول دندان تيز كردهاند صبرشان به سر رسيده و فقط به پايين كشيدن كفاشيان فكر ميكنند. كاري هم به كارنامه و سوابق درخشان خود ندارند. راستي يك سؤال، كرهجنوبي را برديم اگر ازبكستان را نيز شكست ميداديم آيا باز هم امروز كفاشيان با اين هجمه روبهرو بود؟ آيا آن وقت فدراسيون او هيچ مشكلي نداشت؟ آيا باز همه فوتبال عليه يك نفر بود؟