کد خبر: 499939
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۹
نگاهي به سينماي منوچهر هادي
احمد محمدتبريزي
ساختن دو فيلم «قرنطينه» و «يكي ميخواد باهات حرف بزنه» كافي است تا امروز منوچهر هادي را به عنوان يكي از كارگردانان آينده‌دار سينماي كشور بشناسيم؛ كارگردان جواني كه سينما را به خوبي مي‌شناسد و حرفش را به راحتي و بدون لكنتي به مخاطبش مي‌زند. هادي سال‌هاي زيادي را در پشت صحنه حضور داشته و تجربيات ارزشمندي از دستياري كارگرداناني چون اصغر فرهادي، داريوش فرهنگ و بهروز افخمي كسب كرده است. خود هادي درباره ورودش به سينما اينگونه مي‌گويد: «يك سالي تيراژ برنامه‌هاي تلويزيوني را مي‌نوشتم، بعد تصميم گرفتم وارد سينما شوم و تنها راهي كه به ذهنم رسيد، اين بود كه با اتومبيلم از طريق يكي از آشناهايم وارد حمل و نقل سينما شوم. از پايين‌ترين مرحله كه رانندگي و تداركات بود شروع كردم، آن هم در فيلم «قاصدك» قاسم جعفري كه ابوالفضل پورعرب و ماهايا پطروسيان در آن بازي مي‌كردند. بعد از يكي دو سال، احساس كردم بازيگري هم كار مورد علاقه من نمي‌تواند باشد. دوست داشتم جايي كار كنم كه وقتي اثري خلق مي‌شود، صاحب آن اثر خودم باشم. اين توانايي را در خودم مي‌ديدم. برايم قابل هضم نبود كه كسي به من بگويد اين كار را بكن، اينجا برو و آنجا نرو، حتي آن موقع كه در تداركات كار مي‌كردم نزديك‌ترين آدم به كارگردان و تهيه‌كننده من بودم و هر كسي به من مي‌رسيد مي‌گفت تو چرا در تداركات كار مي‌كني؟ همه كارهاي پارچه‌نويسي و خطاطي پروژه را من انجام مي‌دادم. رانندگي هم مي‌كردم. ابوالفضل پورعرب بارها به من گفت تو چرا بايد تداركات باشي. بيا من معرفي‌ات كنم به ميرفخرايي، عبدالله اسكندري، برو گريم ياد بگير يا كار صحنه و لباس را دنبال كن. به هر حال بعد از چند سال احساس كردم كار مورد علاقه‌ام به نويسندگي و كارگرداني است.» 

قرنطينه؛ راه رفتن روي لبه تيغ 

هادي در سال ۸۶ و زماني كه ۳۵ سال سن داشت، فيلم «قرنطينه» را روي پرده سينما برد؛ فيلمي خوش‌ساخت و قابل‌قبول كه از ورود كارگردان كاربلد به سينماي كشور خبر مي‌داد. قرنطينه نخستين فيلم منوچهر هادي بر اساس فيلمنامه‌اي از سعيد دولتخاني ساخته شد؛ فيلمي كه داستانش درباره دختر و پسري جوان است كه دل در گرو يكديگر دارند، اما براي ازدواج با مشكلات بسياري روبه‌رو هستند. هادي در اولين فيلم سينمايي‌اش ريسك بزرگي را قبول كرد و به سمت ساخت فيلمي با مضمون آشنايي يك پسر پولدار با يك دختر فقير رفت. ساخت اين فيلم و داستانش مي‌توانست به يك فيلم كليشه‌اي مانند بسياري از فيلمفارسي‌هايي كه هنوز هم ساخته مي‌شوند تبديل شود، اما كارگردان با زيركي خاصي از تمام كليشه‌ها فرار مي‌كند و ببيننده‌اي را كه هر لحظه منتظر است يك داستان تكراري در برابر ديدگانش نمايان شود را غافلگير مي‌كند، هر چند كارگردان سعي مي‌كند تا از تكرار ازدواج‌هاي تكراري فقير و غني فرار كند اما از آن سمت بام مي‌افتد و داستان را با اشك و آه به سمت يك سينماي احساسي مي‌برد؛ سينمايي كه انگار هادي علاقه خاصي به آن دارد. قرنطينه از آن دست ملودرام‌هاي خوش‌ساختي است كه به مذاق مخاطب خوش مي‌آيد. تركيب عشق و احساس و بيماري و مرگ هر چند از مشخصه‌هاي فيلم‌هاي گيشه پسند و فيلمفارسي است ولي مخاطب ايراني هم از اين مضامين استقبال مي‌كند. هادي هم با شناخت از سليقه مخاطبانش، دست روي موضوعاتي گذاشته كه بيشتر مردم به آن علاقه‌مند هستند و باز هم او زيركانه مي‌داند كه پايان‌هاي كليشه‌اي در فيلم‌هاي اينچنيني، كاري جز خشكاندن لبخند روي لب بيننده‌هايش ندارد. او با تغيير داستان، ببيننده را به سمتي كه كمتر كسي فكرش را نمي‌كند مي‌برد و با اين كار باعث بالاتر رفتن سطح كار و رضايت تماشاگران مي‌شود. به جرئت مي‌توان گفت هادي از نخستين تجربه‌اش سربلند بيرون آمد. 

پختگي در «يكي ميخواد باهات حرف بزنه» 

بعد از ساخت قرنطينه، هادي چهار سال از سينما دور بود تا اينكه در جشنواره سي‌ام فيلم «يكي ميخواد باهات حرف بزنه» را روانه جشنواره كرد. او در اين مدت بيشتر به ساخت تله‌فيلم و سريال مشغول بود.
هادي در اين فيلم علاوه بر كارگرداني در نوشتن فيلمنامه به كمك دولتخاني آمد. او و دولتخاني با علايق و سليقه‌هاي نزديك به يكديگر در فيلمي ديگر به همكاري با هم پرداختند. در توضيح فيلم هم آمده كه زني به نام ليلا يك هفته فرصت دارد تا براي امري حياتي از شوهر سابقش رضايت بگيرد. اين فيلم هم مانند فيلم قبلي‌شان تمي عاطفي و احساسي دارد. در اين فيلم باز هم شاهد تقابل عشق، مرگ و جدايي هستيم.
هادي باز هم در اين فيلم تمام سعي‌اش بر اين است تا از كليشه‌ها دوري و سعي كند با داستاني جذاب به روايت فيلم بپردازد. او در اين فيلم دست روي موضوع حساسي چون پيوند اعضا گذاشته و مانند فيلم قبلي‌اش شخصيت‌هاي فرعي براي بالا بردن جذابيت كار در خلال داستان وارد فيلم مي‌شوند. فيلم به دور از شعار دادن و زدن حرف‌هاي گل‌درشت، سعي مي‌كند تا تمام پيام‌هايش را در روايت زني درمانده بيان كند. 

يكي ميخواد... فيلم خوش‌ساختي است كه باعث گرفتن جايزه سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن براي يكتا ناصر شد. فيلم نشان مي‌دهد سينماي هادي بعد از گذشت اين چند سال بسيار پخته‌تر از گذشته شده و فيلم با داشتن ديالوگ‌ها و شخصيت‌پردازي‌هاي خوبش، فيلمي قابل قبول به حساب مي‌آيد. درست است كه آخرين ساخته هادي فيلم خوبي از آب درآمده اما باز هم فيلم داراي ايراداتي است؛ ايراداتي كه بيشتر در فيلمنامه و روند داستان خودش را نشان مي‌دهد. هادي كه سينما را از پايين‌ترين مراتب آن شروع كرده نشان داده توان رسيدن با جايگاه‌هاي بالاتر اين عرصه را دارد. اگر او توجهش را به جزئيات فيلم و فيلمنامه بيشتر كند، در آينده كارهاي ديدني‌تري از او خواهيم ديد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار