
به گزارش خبرنگار ما، اولين شكايت را دوم اسفندماه سال ۸۸ زني ۲۴ ساله به نام مريم در دادسراي عمومي و انقلاب كرج مطرح كرد. او گفت وقتي دختر نوجواني بودم، مشكلات خانوادگي زيادي داشتم. دچار حالات روحي و رواني ميشدم تا اينكه خالهام مرا به مردي به نام حسين معرفي كرد. خالهام از من خواست در كلاسهاي عرفاني كه حسين آن را اداره ميكند، شركت كنم تا مشكلات روحيام رفع شود. من هم به توصيه او عمل كردم و از سن ۱۳ سالگي در كلاسهايي كه حسين براي زنان و دختران داير كرده بود، شركت كردم و از آن سال همراه خانواده او زندگي كردم. بعد از اولين ملاقاتم با حسين، متوجه شدم كلاسها را با همكاري همسرش مريم و مادر زنش فريده و دو زن ديگر به نامهاي مريم و صديقه اداره ميكند. شاكي ادامه داد: بعد از گذشت مدت كوتاهي، حسين به دور از چشم ديگران به من تعرض كرد و او در اين چند سال بارها اين كار را تكرار كرد.
زماني كه ۲۰ ساله بودم، با پسري به نام مهدي آشنا شدم. بعد از مدتي به هم علاقهمند شديم و با هم ازدواج كرديم. حسين از من خواست كه از شوهرم طلاق بگيرم و با برقراري رابطه جنسي زندگي آزادي داشته باشم. او حتي دو بار در حالي كه شوهر داشتم، مرا فريب داد و به من تجاوز كرد. شاكي در ادامه گفت: حسين بعد از كلاسها با زنان شوخيهاي زشتي ميكرد. او مدعي است كه دورههاي عرفاني را در هند سپري كرده است، در حالي كه من ميدانم او مدرك سيكل هم ندارد، هر چند خودش را به بعضي از شاگردانش دكتراي فيزيك معرفي ميكند. او در كلاسهايش آموزههايي دارد كه بر اساس آن روابط جنسي تنها راه گشايش مشكلات جسمي و روحي است و با اين ترفند زنان و دختران زيادي را اسير خواسته شيطاني خودش كرده است.
بعد از مطرح شدن اين شكايت، مأموران پليس به تحقيق پرداختند و متوجه شدند مردي ۴۵ ساله در شهرك وحدت و مهرشهر كرج اقدام به داير كردن شركتي با عنوان مشاوره خانواده كرده است. بررسيها نشان داد كه در يك مرحله به دليل شكايت چند زن كه ادعا كرده بودند حسين آنها را در اين كلاسها اغفال كرده است، دفتر مشاوره تعطيل شد اما او دوباره اقدام به داير كردن غيرقانوني آن كرده است. بررسيهاي بيشتر نشان داد كه متهم خود را نايب امام زمان معرفي كرده و در مجالس خصوصي خود را امام زمان معرفي كرده است. بنابراين مأموران دو روز بعد از مطرح شدن شكايت، حسين را بازداشت كردند.
حسين اما اتهام خودش را انكار كرد و گفت مريم دچار بيماري رواني است و ادعايي را كه مطرح ميكند، قبول ندارد. متهم گفت چند سال است كه مريم را ميشناسم و او را در كلاسهاي عرفانيام با مسائل اجتماعي آشنا كردهام. او زماني كه نزد من آمد، مورد آزار جنسي قرار گرفته بود اما حالا نميدانم براي چه اين ادعا را مطرح ميكند.
متهم گفت: من به مباحث عقيدتي و علوم حديث آشنايي دارم اما مدرك درسيام در حد ابتدايي است. به خاطر تسلط بر علومي كه داشتم، مجوز فعاليت مركز را دريافت كردند اما در ادامه فعاليتم چند نفر از شاگردانم از من شكايت كردند و مجبور شدم كارم را به صورت غيرقانوني ادامه دهم. متهم ادامه داد: من در هفته يك جلسه را به كلاسهاي عرفاني اختصاص ميدادم و از هر شاگردم ۱۰ هزار تومان به صورت هفتگي پول ميگرفتم اما قبول دارم كه زنان و دختران را در اين كلاس برهنه ميكردم چون ميخواستم آموزههاي عرفاني را به آنها آموزش دهم اما به آنها تعرض نكردهام. مأموران پليس سپس با اظهارات ۱۶ زن ديگر مواجه شدند كه با حضور در كلاس عرفانهاي كاذب از سوي حسين اغفال شده بودند.
چند نفر از شاكيان به پليس گفتند در جريان برگزاري كلاسها از سوي حسين مجبور ميشديم تا به گناهانمان اعتراف كنيم و نوار ضبط شده اقرارهاي خودمان را به او تحويل دهيم تا اينكه وقتي از سوي متهم مورد تعرض قرار گرفتيم تصميم گرفتيم تا كلاسهاي عرفاني را ترك كنيم. متهم ما را تهديد كرد در صورتي كه ديگر به كلاسها باز نگرديم، نوار اقرارهاي ما را در خانوادههايمان پخش ميكند. به خاطر همين مجبور شديم تسليم خواسته شيطاني او شويم. مأموران سپس چهار همدست ديگر حسين را بازداشت كردند. با انجام تحقيقات نهايي، پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد تا متهم به زودي مقابل هيئت قضات محاكمه شود.