
به گزارش «جوان»، در حالي كه طي چند ماهه گذشته رئيس سازمان سينمايي به دليل عملكرد ضعيف و بحث برانگيزش در سينما مورد انتقادات فراواني قرار گرفته است و متدينين جامعه نسبت به اكران فيلمهاي مسئلهدار كه به اعتقادات و ارزشهاي اسلامي جامعه بيحرمتي و حتي نسبت به برخي از احكام الهي ايجاد شك و شبهه نمودهاند، معترض هستند. سايت نزديك به شمقدري اعتراضات به وضعيت سينما را غيرتخصصي و از سر آشنا نبودن با سينما معرفي كرد.
سايت خبري «هنر نيوز» كه منسوب به نزديكان جواد شمقدري است، با انتشار گفتوگويي، اعتراضات اقشار مذهبي به وضعيت سينما را نشانهاي از آشنا نبودن آنها با سينما عنوان كرد. گفتوگوشونده كه دانشجوي فيلمنامه نويسي معرفي شده است در بخشي از صحبتهايش ميگويد: اظهارنظرهاي غيرتخصصي برخي از افراد نسبت به سينما نتيجه عدم اطلاع آنها به مقوله سينماست و آشنايي اقشار مذهبي با سينما ميتواند از برخي سوءتفاهمات جلوگيري كند و ديد آنها را به سينما وسعت ببخشد.
اين كه يك رسانه نزديك به رئيس سازمان سينمايي بخواهد در مقام دفاع از وي پاسخي به منتقدان شمقدري بدهد، في نفسه چيز عجيب و غريبي نيست. اما اينكه با اين ادبيات بخواهد معترضان به پخش فيلمهاي غيراخلاقي و ضدديني را افرادي بخواند كه با سينما آشنايي ندارند، توهين مسلمي به فهم و شعور بينندگان سينماست. نزديكان شمقدري با اين توجيههاي دور از عقل سعي دارند تا عملكرد سازمان سينمايي را درست و نفس اعتراض به سينما را زير سؤال ببرند.
اين اقدام در راستاي همان شعارهاي موافقان نمايش «من مادر هستم» است كه در مقابل مخالفان اين فيلم يك برگه كپي شده از بليت فيلم را در دست داشتند و ادعا ميكردند كه مخالفان اصلاً فيلم را نديدهاند. تافتهجدابافته پنداشتن خود، مهمترين آفتي است كه دوستان ما چه در جايگاه مسئولان سينمايي و چه در مقام فيلمساز با آن روبهرو هستند. به همين دليل است كه آنقدر صداي منتقدان را نشنيده ميگيرند و به همان روش غلط خود ادامه ميدهند تا كار به تحصن خياباني و ارجاع شكايت به مراجع رسمي كشيده ميشود.
هنوز هم به ياد داريم كه شمقدري در اعتراض به ساخت فيلمهاي خصوصي و گشت ارشاد از مذهبيون خواسته بود تا حزب اللهيترين فيلمنامهشان را بياورند تا به آنها اجازه ساخت بدهد تا مشخص شود كه آنها چطور فيلم خواهند ساخت. اگر در همان زمان رئيس سازمان سينمايي به جاي اين گونه صحبتهاي تحريككننده و حاشيه ساز به فكر تعامل و همكاري ميافتاد و با مشورتگيري از كارشناسان متعهد از ادامه يافتن يك راه اشتباه جلوگيري ميكرد، امروز نه شاهد اكران فيلمهايي چون « من مادر هستم»، « من همسر هستم»، «بيخود و بيجهت» و. . . بوديم و نه اينكه سينماي ايران خود را اينچنين در ورطه سقوط و نيستي ميديد. راه نجات سينماي ايران از اين گرفتاريهاي مديريتي و مالي همانا آشتي دوباره اكثريت مذهبي جامعه با آن است. سينما در حال سقوط است، زيرا مردم دوست ندارند با ديدن فيلمهاي ايراني، خانوادهشان را در معرض آموزشهاي غيراخلاقي، چون روشهاي مختلف خيانت به همسر، رواج شراب خواري، دروغ و تجاوز قرار دهند.