
بر اساس طرحي از سوي مجلس، سازمان ملي جوانان كه مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را داشت، در سال ۸۹ و پس از ۱۸سال از زمان تشكيلش، با ادغام در سازمان تربيت بدني به وزارت ورزش و جوانان تبديل شد. بهارستاننشينان آن دوره، در توجيه ارائه طرح اين ادغام و تشكيل يك وزارتخانه، كوچكسازي دولت و ايجاد امكان طرح سؤال از دو سازمان زير مجموعه دفتر رياست جمهوري كه جامعه هدفشان بخش بزرگي از جمعيت كشور را تشكيل ميدادند، عنوان ميشد.
البته يكي از دلايل استقبال جمعي از اين انحلال، كارنامه ناكارآييهاي مزمن سازمان ملي جوانان بود، اما وزارت ورزش و جوانان هم در كابينه دهم براي جوانان كاري نكرد.
وزارت فانتزي جوانها از تعارف كه بگذريم، بخش جوانان وزارت ورزش و جوانان فعلي و سازمان ملي جوانان سابق تنها يك اسم است. از طرفي وزير ورزش و جوانان كه فلسفه وزير بودنش پاسخگويي به نمايندگان مردم در قبال اقداماتش است، بارها و به بهانههاي گوناگون از زير تيغ استيضاح جست. يك بار آغاز ليگ برتر فوتبال است. يك بار در آستانه المپيك ۲۰۱۲ قرار داريم. يك بار وزن كشي ملي پوشان كشتي است. اما هيچ بار نوبت به سوال از وزير درباره جوانان نرسيد.
در حال حاضر جوانان در كشور با دو مسئله مهم مسكن و اشتغال و به تبع آنها ازدواج مواجهند. اما واكنش وزير ورزش و جوانان به وجود و لزوم حل اين مشكلات اين بود كه وظيفه تأمين مسكن با وزارت مسكن است و مشكل بيكاري جوانان را نيز وزارت كار بايد رفع كند. اما سؤال اينجاست كه اگر قرار است رفع مشكل مسكن جوانان را وزارت مسكن و رفع مشكل بيكاري جوانان را هم وزارت كار عهدهدار شود، تشكيل وزارت جوانان جنبه فانتزي به خود نميگيرد؟
به راستي برون داد اين وزارتخانه در حوزه جوانان تا به حال چه بوده است؟ هرچند زمان فعاليت سازمان ملي جواناننيز تمام خروجي اين سازمان به انتشار نتايج مطالعات در اين حوزه محدود ميشد. اصلاً وزارت ورزش و جوانان از نتايج مطالعات سازمان ملي جوانان براي اقدام استفاده ميكند يا با انحلال آن سازمان، تمام مطالعات آن هم منقضي شدند؟ و باز هم معلوم نشد كه نتايج آن مطالعات چه گرهي از مشكل جوانان را باز كرد؟
نرخ بيكاري در ميان آنان كاهش يافت؟ اوضاع معيشتي آنان سروسامان يافت؟ آمار ازدواج افزايش يافت؟ سن ازدواج كاهش يافت؟ روند كاهش سن اعتياد متوقف شد؟
چطور آسيب شناسي و پايش نيروي انساني در به كارگيري نيروي جوان در گلوگاههاي استراتژيك كشور مثل كشاورزي و انرژي لحاظ شد؟ يا به جاي هدايت جوانان به سمت مهارتآموزي و اشتغال در محل زندگي با افزايش بيرويه ظرفيت آموزش عالي به مدرك گرايي و تمركز نيروي انساني متخصص در مركز دامن زديم؟
در صورتي كه اگر مسئولان به دنبال انجام كار باشند نيازي به مطالعه سرفصلهاي مطالعه شده ندارد و در اين مسير چه وقتها و بودجهها كه هدر نميرود. البته باز هم به مطالعاتي كه در گذشته انجام ميشدند، موضع وزارت جوانان كه به جمله شعاري «درخشش جوانان برگزيده اميد ملت و نااميدي دشمنان است» يا «براي بروز استعدادها، خودباوري را در جوانان تقويت كنيم» ختم ميشود. آيا وزارت شدن يك نهاد به معناي آن نيست كه راحتتر در مورد آن اعمال نظارت شود؟ اما در طول فعاليت وزارت ورزش و جوانان در عمل نظارت در مسير مديريت منابع حذف شده بود.
بي ثباتي در رسيدگي به مشكلات جوانان محمد حسننژاد، عضو هيئت رئيسه فراكسيون جوانان مجلس در اين باره به مهر گفته است: تدوين لايحه احياي سازمان ملي جوانان براي تشكيل دوباره اين سازمان نشان دهنده بيثباتي در رسيدگي به وضعيت و مشكلات جوانان از سوي وزارت ورزش و جوانان است.
وي افزود: وزارت ورزش و جوانان با هدف رسيدگي به مشكلات و آسيبهاي جوانان و همچنين مشكلات حوزه ورزش تشكيل شد، اما متأسفانه شاهد هستيم كه رسماً اين وزارتخانه تبديل به وزارتخانه ورزش شده و موضوعات و مشكلات جوانان در اين وزارتخانه مغفول مانده است.
به گفته اين نماينده مجلس، سال گذشته پس از كشمكشهاي فراوان سازمان ملي جوانان با سازمان تربيت بدني ادغام شد، اگر كار اشتباهي بوده بايد پيشنهاددهندگان اين ادغام توضيحات خود را ارائه دهند و اگر اين ادغام در نتيجه مطالعات كارشناسي بوده است نيز بايد نظرات كارشناسي بيان شود. وي با انتقاد از بيثباتي در حوزه رسيدگي به مشكلات جوانان اظهار داشت: قرار نيست يكسال سازمان متولي جوانان به دليل اهداف سياسي در يك وزارتخانه ادغام شود و در سال بعد تصميم به جدايي آن از دل وزارتخانه بگيرند.
آزمون و خطاي پرهزينه به نظر ميرسد اين آزمون و خطا يكي از آزمون و خطاهاي پرهزينه باشد كه در گيرودار تصويب لايحه بودجه خاموش ميماند و بعد هم عمر دولت كفاف نميدهد و. . .
راستي چرا در اين شرايط رئيسجمهور دستور تدوين لايحه احياي سازمان ملي جوانان را صادر كرده و آيا اين دستور كه در پي يك پيشنهاد و في المجلس صادر شده، ربطي به برداشتهاي سياسي و تبليغاتي برخي از اين ماجرا دارد؟!