بلومبرگ: روز يكشنبه كاتالانيها براي تأسيس يك پارلمان منطقهاي جديد رأي دادند و بدون در نظر گرفتن نحوه تقسيم آرا بين احزاب مختلف يكي از چيزهايي كه به سرعت ميشد از اين انتخابات دريافت، اين بود كه اكثر رأيدهندگان خواهان يك رفراندوم بودند كه آيا از اسپانيا اعلام استقلال كنند يا نه.
موفقيت يا عدم موفقيت كاتالانها هنوز مشخص نيست اما چيزي كه واضح است شنيدن به عنوان مثال «اسپانياي صغير»، «بلژيك سابق» يا «بريتانياي سابق» طي چند سال ديگر تعجب كسي را برنخواهد انگيخت. تمام اين ماجراها براي كساني كه ماجراي فروپاشي يوگسلاوي با سقوط دولت چند مليتي يوسيپ بروز تيتو را دنبال كردهاند بسيار آشناست. اكنون نيز جنبشهاي جداييطلبي در سراسر اروپا با پيشگيري روند بالكانيزاسيون از دو منظر قابل مشاهده هستند. اول وجود شكاف شمال و جنوب در اتحاديه اروپا و دوم وجود شكاف شمال و جنوب در داخل كشورهاست. به عنوان مثال اسكاتلند را در برابر والونيا بلژيك در نظر بگيريد. هم در سطح اروپايي و هم در مورد اين سه منطقه شماليها از دادن ماليات و كمك مالي در حالي خسته شدهاند كه جنوبيها در حال ولخرجي و اسراف هستند. اين مسئله وقتي آلمانيها در مورد يونانيها، كاتالانيها در مورد بقيه اسپانيا، فلميشها در مورد والونيها و وقتي اسكاتلنديها در مورد گرفتن نفتشان توسط انگليس صحبت ميكنند به خوبي مشخص است.
بالكانيزاسيون پس از سقوط شوروي سابق و خروج جهان از عصر دو قطبي آغاز شده است، در اين روند كشورهاي كوچكي تأسيس ميشوند كه داراي وابستگيهايي به مرزهاي خارج از خود و به ويژه قدرتهاي بزرگ هستند و در نتيجه حكمرانان بينالمللي با سهولت بيشتري در اين مناطق نفوذ كرده و منافع خود را پيگيري ميكنند. منطقه بالكان در قلب اروپا را ميتوان نقطه نمادين اين سياست ناميد؛ چراكه كشور يوگسلاوي طي كمتر از يك دهه دچار بحرانهاي مختلف داخلي شد و همچنين به صحنه زورآزمايي و رقابت امريكا با روسيه ضعيف شده تبديل شد. بر اثر مسائل موجود و به خصوص دخالتهاي غرب، نهايتاً يوگسلاوي به كشورهاي كوچكتري تقسيم شد و از دل اين كشور كشورهاي كوچك صربستان، كرواسي، بوسني و هرزگووين و بعدها كوزوو سر برآوردند. از زماني كه جنگهاي بالكان در سال ۱۹۹۹ پايان يافت روند اروپاييسازي يوگسلاوي سابق نيز شروع شد. ايده اين كار اين بود كه با روي آوردن دولتهاي جديد به اتحاديه اروپا صلح، ثبات و امنيت نيز به اين كشورها خواهد آمد.
پس از اين اسلواني در سال ۲۰۰۴ به اتحاديه اروپا پيوست، كرواسي در سال ۲۰۱۳ اين كار را انجام خواهد داد و دولتهاي ديگر نيز با برنامهريزيهاي مختلف درصددند به اين اتحاديه بپيوندند. در مقابل اما بالكانيزاسيون اروپا باعث خواهد شد تا يك گروه از كشورهاي نسبتاً كوچك براي شكل گرفتن خود در اين جهان در كنار اروپايي تكهتكه شده كه فاقد قدرت براي دفاع از منافع خود است مبارزه كنند. اگر اين كشورها چارهاي براي باز كردن دوباره درهاي همكاري نيابند روند بالكانيزاسيون اروپا كه در واقع يك تراژدي واقعي است، شروع خواهد شد.