
آموزش و پرورش تجربههاي خوبي از روزهايي كه درگير سياسي بازي گروهي شده ندارد؛ با اين حال هيچ قانوني براي جلوگيري از ورود مباحث انتخاباتي و ايجاد فضاي سياسي سليقهاي حريم كلاس و مدرسه را پاس نميدارد، مگر تأكيدات و آيين نامههاي داخلي اين وزارتخانه.
با نزديك شدن به آغاز رقابت براي انتخاب يازدهمين رئيس هيئت دولت كشور و شروع غيررسمي فعاليتهاي انتخاباتي، اين وزير آموزش و پرورش است كه با اشاره به انتخابات رياستجمهوري در سال آينده، گفت: هيچ كدام از احزاب، گروهها و افراد نبايد در داخل آموزش و پرورش موضعگيري كنند.
البته حميدرضا حاجيبابايي، تأكيداتش را با ابلاغ بخشنامههايي به مدارس و ادارات آموزش و پرورش دنبال خواهد كرد و خود در خصوص انتخابات رياستجمهوري اظهار داشت: هنوز برنامهريزي كردن در اين خصوص زودهنگام است، اما قطعاً وقتي به آستانه انتخابات نزديكتر شويم، بحثها و مطالبي را كه مستلزم حفظ آموزش و پرورش است به تمام مديران آموزش و پرورش سراسر كشور اعلام ميكنيم.
وي در واكنش به اين موضوع كه برخي كانديداهاي احتمالي رياستجمهوري، فعاليتهاي تبليغاتي خود را از هماكنون آغاز كردهاند، گفت: اين افراد كار قانوني انجام نميدهند و خلاف ميكنند. ما نميتوانيم براي كساني كه در حال حاضر خلاف ميكنند، دستورالعمل صادر كنيم.
وي با تأكيد بر اينكه آموزش و پرورش يك دستگاه دولتي است، ادامه داد: آموزش و پرورش هميشه يك سر و گردن از اينكه احزاب، گروهها و افراد بخواهند داخل آن موضعگيري كنند بايد به دور باشد.
مركز تعليم و تربيت، نه بازي سياسي
وزير آموزش و پرورش تصريح كرد: «آموزش و پرورش» بايد مركز تعليم و تربيت باشد و افراد بايد اينگونه اقدامات را در بيرون از دستگاه تعليم و تربيت انجام دهند.
البته برخي احزاب، گروهها و كانديداها از ظرفيت آموزش و پرورش و توان تشكيلاتي آن چه در ميان فرهنگيان و چه در ميان دانشآموزان صرف نظر نميكنند. دسته اول كه پاي ثابت انتخابات دورههاي مختلف هستند و دسته دوم نيز كه اغلب رأي اولي هستند و براي اينكه شناسنامه شان مهر رأيگيري بخورد، هيجان دارند تا زودتر ورود رسمي خود به عرصههاي اجتماعي و سياسي سرنوشت ساز را جشن بگيرند.
باز هم جريان انحرافي!
اين در حالي است كه خبرهاي رسيده حاكي از فعاليت گسترده جريانهاي موسوم به انحرافي براي استفاده ابزاري از آموزش و پرورش و مدارس در ايام انتخابات است. عوامل اين جريان، در حال شكل دادن حلقههاي انتخاباتي در نهاد تعليم و تربيت هستند. از طرفي القاي هيجانات كاذب و ايجاد فضاي دو قطبي ناسالم نه تنها اولين تجربه حضور دانشآموزان در صحنههاي اجتماعي را خدشهدار ميكند، بلكه بازي دادن ذهنهاي پاك دانشآموزان، آموزش نادرستي براي مديران آينده كشور است.
اما آموزش و پرورش و به ويژه معاونت پرورشي در مدارس ميتوانند ظرفيتها و انگيزههاي دانشآموزان را مديريت كنند تا براي ورود سالم و بدون حاشيه آنها به عرصه انتخابات بسترسازي شود و از سر خوردگي، ايجاد دودستگي، دلزدگي و ايجاد يأس و نگاه به انتخابات به چشم يك بردوباخت صرف جلوگيري شود و در مقابل شهروندان آينده ايران اسلامي بياموزند كه به رأي جمع احترام بگذارند، ولو خلاف رأي آنها باشد، به جاي تخريب رقيب، راههاي انتخاب آگاهانه را بپيمايند، نظرات مخالفان را با سعه صدر بشنوند و به آنها احترام بگذارند و روحيه فدا كردن منافع شخصي براي منافع جمع را در مدرسه تمرين كنند.
صاحب نظران معتقدند هدف تربيت سياسي، شكل دادن رفتارهاي كودكان و نوجوانان به اقتضاي قالبهاي اجتماعي و سياسي است و بر مبناي همين تعبير يادگيري سياسي از طريق ساز و كار سه گانه زير صورت ميگيرد: تقليد از نقشهاي بزرگسالان، آموزش در زمينه ايدئولوژيها، انگيزه يادگيري در اين باره در جهت ارضاي نيازهاي عاطفي.
علاوه بر اينكه تمايلات و آمادگيهاي رواني لازم براي يادگيري تا سنين ۱۲ يا ۱۳ سالگي به خوبي در افراد تثبيت ميشود و اين نشان دهنده اهميت آموزش شهروندي و تربيت سياسي در مقاطع ابتدايي و عمومي مدرسه است.
بايد ديد آموزش و پرورش چگونه خواهد توانست در عين عقيم كردن فعاليت گروهاي منحرف و مغرض كه از هر وسيلهاي براي رسيدن به اهدافشان استفاده ميكنند و ذهن بكر نوجوانان را هدف گرفتهاند، وظيفه خود در قبال تربيت شهرونداني را كه نسبت به اوضاع سياسي و اجتماعي جامعه خود بيتفاوت نيستند انجام دهد. اين يكي از بزرگترين آزمونهاي پيش روي آموزش و پرورش است.