
باور نميكرديم، هر چند كه باوركردني بود. اما به ازبكستان باختيم تا كارمان براي صعود به جام جهاني، سختتر از سخت شود!
خيلي سخت. اما در اين راه سخت باقي مانده سكوت كفاشيان، برابر انتقادهايي كه به تيم ملي، نحوه بازي كردن و حتي سرمربي پرتغالي آن ميشود، بسيار جالب است. سكوتي كه البته نميتواند به نفع اين مرد خوشخنده باشد.
باخت به ازبكستان، تقريباً همه اميدها را نااميد كرد و حالا اگر چه شانسي اندك داريم با هزار و يك اما و اگر، اما در واقع، بايد احتمال اندكي براي صعود به جام جهاني براي خودمان قائل باشيم با توجه به راه سختي كه در پيش داريم.
شكست برابر ازبكها، شكست تلخي بود و بسياري از انتقادهايي هم كه اين روزها بابت اين شكست به كرش و فدراسيون كفاشيان ميشود، به دليل ناراحتي مفرط از اين شكست دور از انتظار است. شكستي كه اگر چه بسياري را ناراحت و نگران كرد. اما برخي را هم خوشحال و اميدوار كرد. اميدوار به پيشبرد اهدافشان كه جز با ناكامي تيم ملي در راه جام جهاني محقق نميشود. هنوز از شوك باخت به ازبكها خارج نشدهايم كه شايعه نشستن قلعهنويي به جاي كرش روي نيمكت تيم ملي مطرح ميشود. شايعهاي كه سرمربي استقلال، با قيافهاي حق به جانب آن را تكذيب ميكند و البته در اين تكذيبيه چند كلمه، از نقد كردن كرش هم غافل نميماند: «حضورم در اين تيم را تكذيب ميكنم. نميدانم چرا به مشكل كه ميخورند اسم من را ميآورند. نميدانم شايد بايد اسمم را زاپاس بگذارند. تيم ملي خوب بازي نميكند. متأسفانه برخي كارشناسان هم فرافكني ميكنند و آنهايي كه قلم به دست دارند هم اجنبيپرستند. اگر يك مربي ايراني بود، همانطور كه من را هنوز بازي تمام نشده آوردند و محاكمه كردند او را هم ميآوردند ولي چون خارجي است فرمولها را جور ديگري ميگويند تا به مردم انحراف فكري بدهند.»
اين تنها عكسالعمل قلعهنويي نيست كه اين باور را ايجاد ميكند كه برخي از دوستان، از باخت به ازبكستان ناراحت كه نشدند هيچ، ظاهراً خوشحال هم شدهاند!
سجادي، بعد از بازي و زماني كه قصد خروج از ورزشگاه را دارد، با خبرنگاران و گزارشگران مواجه ميشود. همه ناراحت هستند، از هواداران و تماشاگران گرفته تا اصحاب رسانه در اطراف زمين و بازيكنان و مربيان و. . . در چهره سجادي اما هيچ نشاني از ناراحتي نيست. خوب كه نگاه كني، حتي رگههاي شادي را هم ميتوان از صورتش خواند. در چشمانش برق شادي ديده ميشود! شايد او از مهمانان ازبك است كه براي تماشاي بازي آمده. اما نه، سجادي است معاون وزير ورزش و جوانان است كه در جواب سؤالاتي كه در خصوص اين باخت مطرح ميشود، با بيخيالي تمام ميگويد اين همه بردهايم، يكي را هم باختيم. انگار واقعاً اتفاق خاصي رخ نداده. شايد هم اين باخت، جاده صافكن آقايان است براي رسيدن به اهدافشان كه از آن، ناراحت كه نيستند هيچ، خوشحال هم هستند. فلاش بكي ميزنيم به عقب. به روزهاي پركار وزارت ورزش و جوانان. روزهايي كه عباسي و سجادي، وقت سر خاراندن نداشتند و تمام وقتشان را عزل و نصبهاي فدراسيونهاي ورزشي پر كرده بود. روزهايي كه عباسي و سجادي براي همه فدراسيونها، نقشه داشتند و اجرا ميكردند جز فدراسيون فوتبال كه دسترسي به آن و اعمال سليقه در آن و نشاندن نفر وزارت در آن، كار آساني نبود.
وزارت يك بار براي كنار زدن كفاشيان اقدام كرده بود و موفق نشده بود اما به نظر ميرسد اين روزها و با توجه به باخت به ازبكستان كه راه رسيدن تيم ملي به جام جهاني را تقريباً مسدود كرده است، شرايط براي مطرح شدن خواستههاي وزارت ورزش، مهيا است.
اين روزها همه شاكي هستند. از تيم ملي، از كرش، از باخت به ازبكستان، از سخت شدن راه رسيدن به جام جهاني و از كفاشيان كه ميتواند مقصر اصل تمام اين ماجراها و ناكاميها باشد و خوب سيبلي است براي نشانه رفتن و شكستن تمام كاسه و كوزهها بر سرش. و البته خوب سوژهاي است براي پرداختن تا شرايط براي كنار گذاشتن او مهيا شود.
برقي كه بعد از باخت به ازبكستان در چشمان سجادي ديده ميشد، برق پيروزي برابر كفاشيان بود. چراكه حالا وزارت، ميتواند در نقش ناجي، براي كنار زدن كفاشيان و مثلاً نجات دادن فوتبال از دست اين رئيس خوشخنده وارد گود شده و همان كاري را بكند كه چند ماه قبل به دنبال آن بود اما ناكام ماند.
اشتباهات كفاشيان نه قابل قبول است و نه جايي براي توجيه دارد اما دليل هم نميشود از اين آب گلآلود، به نفع خود ماهيگيري كرد. كاري كه وزارت، روي آن حساب ويژهاي باز كرده است.
مطرح شدن نام قلعهنويي بعد از باخت به ازبكها براي نشستن به جاي كرش، انتقاد صريح سرمربي استقلال از تيم ملي و باختي كه شايد منتظر بود بابت آن كرش را پاي چوبهدار ببرند و البته بيخيالي همراه با رضايت سجادي و مسائلي از اين دست كه طي چند روز اخير اتفاق افتاده، نميتواند اتفاقي و بدون برنامهريزي باشد. اتفاقاتي كه اگر چه در ظاهر با به سينه زدن سنگ فوتبال رقم ميخورد، اگر نتيجه داده و به ثمر بنشيند، فدراسيون فوتبال را هم در ليست سياه فدراسيونهايي قرار ميدهد كه يا تعليق شدهاند يا در خطر تعليق قرار دارند.
اما تنها چيزي كه اين روزها اهميت ندارد، مسئله تعليق است.