
اختلافنظر بين بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسرائيل و كنست، پارلمان رژيم اسرائيل بر سر بودجه در ماههاي گذشته به جايي نرسيد و سرانجام كار را به جايي رساند كه نتانياهو انتخابات زودتر از موعد را وعده دهد. كنست به دنبال اين امر چارهاي جز انحلال نداشت و به همين دليل در نيمه اكتبر با ۱۰۰ رأي موافق و هيچ رأي مخالفي خود را منحل كرد. بعد از انحلال كنست، گروههاي سياسي رژيم اسرائيل خود را براي انتخابات در ۲۲ ژانويه آماده ميكنند و در اين ميان، نتانياهو بيش از هر كس اميد به اين انتخابات دارد تا آنكه بتواند با يك آرايش سياسي جديد از موقعيت سياسي بهتري برخوردار شود. با وجود آنكه برخي نظرسنجيها حكايت از پيشي گرفتن حزب نتانياهو، ليكود بر ديگر گروههاي سياسي در اين رژيم دارد اما از هماكنون معلوم است كه ليكود و نتانياهو نخواهند توانست اكثريت كنست بعدي را به دست بياورند و براي تشكيل كابينه چارهاي جز ائتلاف با ديگر گروههاي راستگرا نخواهند داشت. در واقع، تزلزل موقعيت نتانياهو باعث شده بود تا او به گزينه انتخابات زود هنگام روي آورد و به همين جهت بود كه قبل از رأي انحلال كنست گفته بود؛ «يك فصل انتخاباتي كوتاهتر بر يك فصل انتخاباتي طولانيتر كه ميتواند به طور جدي منافع دولت اسرائيل را به خطر بيندازد، ارجحيت دارد.»
او كه قبلاً با مخالفتهاي سنتي جناح كار و كاديما مواجه بود، متوجه شد كه متحد مهم وي در كابينه نيز ديگر حاضر نيست با او همراهي كند و زمزمهها در مورد اختلافنظر بين او و مشاورانش با ايهود باراك، وزير دفاع بيشتر از گذشته شنيده ميشد. سفر باراك به امريكا و ديدار با رام امانوئل، شهردار شيكاگو و مشاور سابق اوباما، از جمله اين اختلافنظرها بود زيرا زماني كه نتانياهو خود را براي سفر به نيويورك و شركت در اجلاس عمومي سازمان ملل آماده ميكرد، باراك با كسي در شيكاگو ديدار ميكرد كه گفته ميشود با نخستوزير اسرائيل ميانه خوبي ندارد. معلوم است كه اختلافات بين نخستوزير و وزير دفاع نفعي براي نتانياهو ندارد و او چارهاي ندارد تا با تركيب جديدي از دولت از آن وزير دفاعي برخوردار باشد كه تابع كامل نظرات او باشد تا آنكه با اختلافنظر او را در حساسترين مسائل به چالش بكشاند. اين موضوع به خصوص از جهت موضعگيري نتانياهو بر سر پرونده هستهاي اهميت خاصي دارد زيرا اين موضوع براي او نه فقط يك موضوع خاص بلكه محور اصلي در بازيهاي سياسياش محسوب ميشود كه بر مبناي آن ميتواند هواداران راستگرا و افراطي خود را حفظ كند. «هر كسي كه تهديد اتمي ايران براي اسرائيل را دستكم بگيرد حتي براي يك روز هم شايستگي رهبري اسرائيل را ندارد»، اين سخن از سوي نتانياهو به خوبي نشان ميدهد كه او تا چه حد بر ضديت و عناد خود حساب باز كرده و به نظر ميرسد كه همين محور را در آينده و در صورت موفقيت ليكود در انتخابات ۲۲ ژانويه، در دولت بعدي ادامه دهد. در واقع، نتانياهو با انحلال كنست هم خواسته تا از شر شكاف دروني در كابينه راحت شود و هم آنكه دولت را با يك آرايش سياسي جديد تشكيل دهد تا آنكه اين محور خود را بتواند به پيش ببرد اما مسئله اينجاست كه زبان تهديد او تا چه اندازه توان اجرايي دارد و ميتواند از تبليغات و پروپاگانداي سياسي راه به واقعيت بيابد.
نتانياهو در پنجم نوامبر و طي مصاحبهاي با شبكه دو تلويزيون اسرائيل نشان داد كه موضوع هستهاي ايران را در رأس فعاليت انتخاباتي خود قرار داده و همان ادعاهاي گذشته را مبناي كار خود كرده است. او در اين مصاحبه و در پاسخ به اين سؤال كه آيا ميتواند «دكمه (حمله نظامي به ايران) را فشار دهد»، گفت؛ «اگر چنين ضرورتي به وجود آيد، ميتوانم اما اميدوارم كه انجام اين كار لازم نشود». او در اين مصاحبه و با اين دست گفتهها سعي كرد تا از خود تصويري مشابه يك نخست وزير توانا به هر كاري به نمايش بگذارد اما آيا حقيقت امر نيز از همين قرار است؟ جالب اينجاست كه اين شبكه تلويزيوني در يك روز قبل گزارشي را پخش كرد كه روي ديگر نتانياهو را نشان ميداد كه برعكس ژست تبليغاتي نتانياهو در اين مصاحبه بود. در اين گزارش معلوم ميشود كه نتانياهو به همراه باراك در سال ۲۰۱۰ دستور حمله به تأسيسات هستهاي ايران را صادر كرده بود اما دستور او در انجام اين حمله تعيينكننده نبود و ژنرال گابي اشكنازي و مئير داگان، فرمانده وقت ارتش اسرائيل و رئيس وقت موساد، با آن مخالفت كردند و مخالفت اين دو دستور نتانياهو را به ناكامي كشاند. باراك به اين شبكه دليل مخالفت اشكنازي را به اين صورت بيان كرد؛ اشكنازي به نتانياهو گفته بود كه ارتش اسرائيل آماده نيست و تجهيزات عملياتي لازم براي حمله موفقيتآميز به تأسيسات هستهاي ايران را در اختيار ندارد. جالب اينجاست كه اشكنازي بعد از واگذاري فرماندهي گفته بود كه حمله به ايران يك خطاي استراتژيك است و داگان نيز ايده حمله را احمقانه توصيف كرده بود. با افشاي شكست دستور نتانياهو معلوم ميشود كه برخلاف ژست تبليغاتي نتانياهو اما كنترل اوضاع به طور كامل در دست او نيست و حتي بعد از ۲۲ ژانويه و تشكيل دولت جديد هم او نميتواند هر وقت كه خواست دكمه را فشار دهد.