کد خبر: 495619
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۶
مسعود پولادوند
در اينكه مترو يكي از بهترين و به‌صرفه‌ترين وسايل نقليه عمومي در حوزه شهري جهت جابه‌جايي مسافر به ويژه در كلانشهرهاست، شكي نيست. طبعاً جابه‌جايي‌ ميليون‌ها انسان در طول يك روز از نقطه‌اي به نقطه ديگر، مي‌تواند موجب كاهش ترافيك و هزينه‌هاي مرتبط با آن باشد.
نخستين متروي جهان در سال ۱۸۶۳ ميلادي در شهر لندن آغاز به كار كرد و به تدريج از اواخر قرن ۱۹ و ۲۰ ميلادي مترو در ديگر قسمت‌هاي دنيا به ويژه در اروپا و امريكا به عنوان نمادي از پيشرفت و ترقي مطرح شد و رو به گسترش و پيشرفت نهاد. امروزه به جرئت مي‌توان گفت كه كمتر كسي است كه نام مترو را نشنيده باشد. اين وسيله نقليه ريلي توانايي حركت در زير يا روي زمين را دارد. در بسياري از كشورهاي دنيا خطوط مترو با حفر تونل‌هاي زيرزميني و ايجاد ايستگاه‌هايي‌ در زيرزمين مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرد. 

متروي تهران از جمله متروهايي است كه هم به صورت رو و هم به صورت زيرگذر ايجاد شده است. خطوط متروي تهران به عنوان يكي از پرترددترين خطوط حمل و نقل ريلي خاورميانه از سال ۱۳۷۷ كار خود را تنها با يك خط (خط پنج) آغاز كرد و هم‌اكنون با چندين خط كه شرق به غرب و جنوب به شمال تهران را به هم مي‌رساند به جابه‌جايي مسافر مي‌پردازد.
افتتاح و راه‌اندازي مترو در تهران به عنوان دستاوردي بزرگ در حوزه حمل و نقل كشور تلقي مي‌شود. ايجاد تونل‌هاي عظيم، ايستگاه‌هاي شكيل و بزرگ و ده‌ها و صدها هنرنمايي در ايجاد نمايه‌هاي بصري براي بهره‌برداران، همه و همه مؤيد تلاش بي‌وقفه عزيزاني است كه با همت و تلاش خود و البته با كمك و ياري چشم‌بادامي‌هاي شرق دور، گامي بلند در رفع مشكلات و معضلات روبه فزوني حمل و نقل مسافر برداشته‌اند. 

اما آنچه در وراي اين تحول، به وفور خودنمايي مي‌كند، عدم تناسب حجم پيش‌بيني نشده مسافراني است كه در بعضي از خطوط روزانه بايد جابه‌جا شوند.
اين عدم تناسب كه به كرات با وعده افزايش واگن، كاهش زمان رسيدن قطار به ايستگاه‌ها و نظاير آن از سوي مسئولان بر آن سرپوش گذاشته شده، مترو را به انفجار از درون رسانده است. افزايش هزينه حمل و نقل در خطوط تاكسيراني و اتوبوسراني به همراه ترافيك‌هاي طولاني با چاشني آلودگي مزمن هواي كلانشهري همچون تهران، مردم را به كلافگي و سردرگمي رسانده و مترو لاجرم مناسب‌ترين گزينه است. مترويي با واگن‌هاي فشرده از انسان‌هايي كه براي رسيدن به مقصد بايد فشردگي قفس‌هاي سينه‌هاي خود، گم شدن تلفن همراه و كيف پول يا جا ماندن از همراهان را به جان بخرند و هيچ مسئولي هم پاسخگو نيست. گمان اينكه مسئولي از مسئولان مربوطه در ميان اين حجم گوشت و استخوان باشد و طعم فشردگي جمعيت را چشيده باشد، بسيار بعيد است كه اگر بود چه وامصيبت‌هايي كه بر در و ديوار اين شهر فرود نمي‌آمد. 

در برخي از ايستگاه‌هاي جديدالتأسيس مترو، پله‌هاي برقي گويي با تعميركاران عهد بسته‌اند كه يك روز هم از آنها جدا نباشند. مسافران هم به آنان خو گرفته‌اند و بعضاً حتي با هم رفيق و همدم هم شده‌اند، گويي ساليان سال است كه اين تعميركاران خبره را مي‌شناسند!
تابلوي واگن ويژه بانوان كه دير زماني به عنوان حريم تفكيك واگن‌هاي آقايان و بانوان بود، الان به نمادي از گذشته بدل شده است. حجم زياد مسافران موجب شده است در بسياري از ساعات روز قسمتي تا تمامي يكي از واگن‌هاي بانوان نيز به اشغال آقايان درآيد. اگر موفق به سوار شدن به قطار شوي حال بايد به دنبال چاره‌اي براي پياده شدن باشي؛ چراكه هجوم جمعيت براي سوار شدن به قطار، تلاش‌ها را براي پياده شدن به نبرد گلادياتورها بدل مي‌سازد و ما همچنان در اين انديشه‌ايم كه اين جمعيت را چه مي‌شود! مسئولان ذي‌ربط كجايند؟ مي‌بينند يا نمي‌بينند؟ مي‌خواهند ببينند يا به خاطر آلودگي هوا تا مدت‌ها ديد خود را مسدود ساخته‌اند؟! 
ملتي كه همه هم و غم خود را معطوف به تلاش براي ايستادگي در برابر تنگناها و كمك به رشد و بالندگي ايران اسلامي كرده، آيا بايد دغدغه وسيله جابه‌جايي هم داشته باشد؟!
آيا مردم، بايد تاوان ناهماهنگي‌ها و اختلافات دستگاه‌هاي اجرايي را بپردازند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار