سفر بازيكنان از كشوري به كشوري ديگر امري عادي تلقي ميشود و درآمدهاي حاصل از اين نوع نقل و انتقال آنقدر زياد است كه چهرههاي شاخص دنياي توپ گرد را تبديل به ثروتمندترين مردان جهان كرده است. همين درآمدهاست كه باعث شده تا امثال برزيل به كشف استعدادها در سراسرجهان بپردازند و با پرورش آنان در مدارس پيشرفته فوتبال ارز فراواني را وارد كشور خود كنند.
آنچه ذكر شد اما تماماً توجيه اقتصادي دارد و تقريباً در هيچ كشور صاحب فوتبالي مخارجي كه براي جابهجايي بازيكن پرداخت ميشود بدون در نظر گرفتن منافع مالي صاحب سرمايه نيست. براي مثال ميتوان به شرايطي كه براي «نكونام» در اوساسونا به وجود آمد اشاره كرد. باشگاه مذكور به دليل مشكلات اقتصادي حال حاضر اسپانيا، ترجيح داد بازيكن ايراني خود را آزاد كند تا مجبور به پرداخت مبلغ قرارداد وي كه قابل توجه بود نشود.
فوتبال ما اما حكايتي ديگر دارد، حكايتي كه حتي با ساير رشتههاي داخلي قابل قياس نيست و در حالي كه ساير رشتههاي ورزشي مربيان تيمهاي ملي را به دليل افزايش سرسامآور قيمت ارز كنار ميگذارند، بعضي از فوتباليهاي ما همچنان بيتوجه به اوضاع اقتصادي حاكم بر ايران بازيكن خارجي ميخرند. بازيكنان نامداري كه پيش از اين درتيمهاي مطرح اروپايي توپ ميزدهاند. آوردن نفرات نام آشناي دنياي فوتبال به تيمهاي داخلي قطعاً مثبت تلقي ميشود اما اينكه چطور ميشود با توجه به ارزش كنوني ريال در قياس با پولهاي آن طرف آب بازيكن خارجي خريد، سؤالي است كه جداً ذهن را مشوش ميسازد. وقتي موضوع پيچيدهتر ميشود كه ميدانيم مجموعهاي كه رويانيان مديرعامل آن است هيچ درآمد اضافهاي به نسبت فصول قبل نداشته است، بنابراين اولين پرسشي كه پيش ميآيد اين است كه وي از چه محلي دست به خريدهاي اينگونه ميزند. البته او آنقدر دوست و آشنا در جاهاي مختلف دارد كه مجبور نباشد پاسخ درست و حسابي به سؤالات منطقي خلايق بدهد مگر از ابتداي فصل تاكنون در خصوص محل تأمين مبلغ قرارداد بازيكنان ممتاز داخلي كه به خدمت گرفته توضيحي عقلپسند داده است كه حالا در مورد استخدام «آپيا» توضيح دهد؟! عجيبتر اينكه خبر آمدن آپيا به پرسپوليس را در بسياري از خبرگزاريها ميخوانيم ولي هيچ كس به اين نكته مهم اشاره نميكند كه ارز پرداختي به او چگونه تأمين شده است. هر چند عادت كردهايم كه سطحينگر باشيم و كاري به ريشهيابي امور نداشته باشيم.