
اصلاحات كه اكنون با ادبار شديد عمومي مواجه است از روشها و دستوراتي استفاده ميكند تا در سال آينده همزمان با يازدهمين انتخابات رياستجمهوري، بدون آنكه تاوان اشتباهات سال ۸۸ را پس داده باشد، در جايگاه شاكي بايستد و به عنوان يك رقيب طلبكار از نظام و اصولگرايان موضعگيري كند و فعاليت سياسي – انتخاباتي داشته باشد؛ فعاليتي كه اگر دوباره روي ريل ادعاهاي سال ۸۸ به حركت درآيد، سرنخ آن را بايد در تبليغات ناشي از توهمات مشاهده كرد.
تلاش براي پويا نشان دادن اصلاحات
اختلاف نظر شديد اين روزهاي اصلاحطلبان كه گاه آنها را به مقابله با هم و پاسخگويي عليه هم ميكشاند، در كنار جلسات همانديشي و ديدارهاي محفلي كه هر چند روز يك بار خبر آن منتشر ميشود، حاكي از آن است كه اصلاحات در مرحله نخست قصد دارد براي پويا نشان دادن خود پس از يك وقفه سهساله به خاطر دست داشتن در حوادث سال ۸۸، بدنه اجتماعي اصلاحات را احيا كند. معرفي كانديداهاي مختلف از سوي شاخههاي متفاوت اصلاحات براي انتخابات سال آينده كه تاكنون اسامي افرادي نظير محمدرضا عارف، حسين كمالي، اسحاق جهانگيري و محمدعلي نجفي منتشر شده است، نشانگر آن است كه اصلاحات برخلاف تلاش خاتمي هنوز نتوانسته به يك اجماع كلي دست يابد اما از طرف ديگر اعلام اسامي افراد مختلف در پازل انتخاباتي اصلاحات ميتواند تاكتيكي باشد براي به حركت درآوردن اصلاحطلبان براي فعاليت تبليغاتي و حضور فعال در انتخابات ۹۲. طبيعي است كه اگر اين تحرك خارج از ريل فتنه و به اميد آينده سياسي بهتر براي كشور باشد، همه گروههاي سياسي از حضور اصلاحطلبان در انتخابات استقبال ميكنند اما به شرط آنكه اصلاحطلبان بدون شرطگذاري و ژست طلبكاري وارد انتخابات شوند و به فكر جبران خطاهاي سال ۸۸ خود باشند.
تضاد ايدئولوژيكي عميق در ميان اصلاحطلبان
با اين وجود اما اختلافنظرهاي سران اصلاحات مانند عبدالله نوري، سيد محمد خاتمي و محمد موسوي خوئينيها با يكديگر و رد و تأييد حرفهاي يكديگر نشانگر شرايط وخيم اصلاحات است و ثابت ميكند كه اصلاحات پس از فتنه سال ۸۸ به دليل از هم پاشيدگي اكنون دچار بحران هويت شده است و بنابراين نه در مركزيت قدرت دارد و نه در حوزه پيراموني. اين تفرق و از هم پاشيدگي در جبهه اصلاحات البته تازگي ندارد و در واقع اختلاف، تضاد و تقابل حاكم ميان دو طيف ساختارگرا و ساختارشكن اصلاحات، به جهت تضاد ايدئولوژيكي عميق در ميان اين دو طيف، تا آخرين روزهاي حضور ايشان در عرصه قدرت هم ادامه داشت، به نحوي كه از جبهه اصلاحات، چهرهاي غيرمنسجم، متفرق و شكستخورده در برنامهها و آرمانها را به نمايش گذارده بود.
اكنون نيز حذف اصلاحطلبان از عرصه سياسي كشور توسط رأي مردم، آنان را براي انتخابات سال آينده بر سر چند راهي نشانده و با توجه به آنكه هنوز تعريف روشني از اصلاحطلبي ارائه نشده است، اين عامل باعث معجوني شده كه امروز ليبرالها، سلطنتطلبان، اپوزيسيون داخلي و خارجي و حتي منافقين هم خود را در دايره اصلاحات معرفي ميكنند. از اين روست كه اصلاحطلبان خود هم نميدانند كه در چه مسيري بايد قدم بگذارند تا موفقيت را كسب كنند و حتي اگر بدانند هم با توجه به چنددستگي اصلاحات، توانايي اجراي آن را ندارند. اين وضعيت اصلاحات درست مانند انسان غريبي است كه براي رسيدن به مقصد، چندين آدرس متفاوت از هم را از افراد مختلف دريافت كرده و اكنون سرگشتهتر از قبل دور خود ميپيچد.
اقدامات متناقض، گردابي براي اصلاحات
با توجه به اين توصيفات و توضيحات طبيعي است كه راه عقلاني و منطقي و در واقع تنها راه ورود اصلاحطلبان به عرصه انتخابات كشور اين است كه در درجه اول تعريف روشن و مشخصي از اصلاحات ارائه دهند؛ تعريفي منطبق با اصول و قوانين نظام جمهوري اسلامي ايران و آرمانهاي انقلاب اسلامي. طبيعي است كه اگر اين تعريف شكل گيرد، اصلاحطلبان در مرحله بعدي بايد به طور رسمي و علني از فتنهگران كه خود را يار و همراه اصلاحطلبان ميدانند، اعلام برائت كنند و از آنها فاصله بگيرند و با مرزبندي با فتنهگران و تندرويها، فصل نويني از حيات سياسي خود را براي بازگشت به قدرت رقم بزنند. اين انتظار در حالي است كه تاكنون هيچ يك از سران اصلاحات و طيفهاي مختلف اين جبهه سياسي حاضر نشدهاند به صراحت از فتنه ۸۸ اعلام برائت كنند و با اعتراف به اشتباهات خود از مردم عذرخواهي نمايند. اكثر اصلاحطلبان در شرايط حاضر به جاي آنكه خود را اصلاح كنند سعي دارند از شرايط موجود سوءاستفاده كنند و خود را در قامت يك منجي نشان دهند و ضمن انتقاد از دولت، خود را يگانه منجي عبور از وضع موجود معرفي نمايند.
اين در حالي است كه اصلاحطلبان بايد بپذيرند كه يك چالش بزرگ سايه به سايه آنها را همراهي ميكند و آن عملكرد آنها در فتنه ۸۸ است؛ فتنهاي كه حتي ريشه بسياري از مشكلات كنوني را نيز بايد در آن نقطه ديد؛ فتنهاي كه هم بدخواهان داخلي و هم دشمنان خارجي را براي شورش عليه نظام و بازي هياهو تشويق كرده است. بنابراين اصلاحطلبان براي ورود به انتخابات سال ۹۲ بايد بدانند و بپذيرند كه نميتوان دم از مردمسالاري و محوريت قانون و محبوبيت نظام زد و در عين حال عليه جمهوريت و مانند فتنه ۸۸ حرف زد و برنامه براي شورش چيد. نميتوان شأن قانون و حاكميت را زير سؤال برد و باز هم براي ورود به عرصه سياسي از كانال همان نهادهاي قانوني تلاش كرد. اقدامات متناقض كه با قصد فريب و انحراف افكار عمومي صورت ميگيرد، عاقبت گردابي ميسازد كه ممكن است يك جريان سياسي را در خود غرق كند، بدون آنكه به ملت و دولت نظام جمهوري اسلامي آسيبي برسد.