موفقيت در عرصههاي مختلف ورزشي برنامهريزي مدون و كارشناسي را ميطلبد. اينكه در سالهاي اخير ورزش ايران در برخي رشتهها روند رو به رشدي داشته و در چند رشته نيز تا مرز جهاني شدن و كسب عناوين مختلف بينالمللي پيش رفته غير قابل كتمان است. با اين حال بايد بپذيريم جز چند فدراسيون معدود كه از هم اكنون به فكر آينده تيمهاي مختلف باشگاهي و ملي خود در ميادين مختلف هستند، سايرين اهميتي به اين مسئله نميدهند. در حالي كه در دنياي كاملاً حرفهاي ورزش توجه و سرمايهگذاري هدفمند روي تيمهاي پايه به يك اصل مبدل شده اما در كشورها هنوز اثري از رعايت اين اصل ديده نميشود. در حقيقت برنامهريزي براي تيمهاي پايه را بايد حلقه گمشده ورزش ايران دانست.
قهرماني تيم فوتبال دانشآموزي ايران در آسيا موفقيتي بود كه هفته گذشته براي ورزش كشور به دست آمد. بدون شك نميتوان از كنار زحمات كادر فني و بازيكنان اين تيم به سادگي گذشت اما اگر واقعبينانه به قضيه نگاه كنيم عملاً نميتوان آينده درخشاني براي نوجوانان قهرمان كشورمان متصور بود. در شرايطي كه دانشآموزان فوتباليست براي نشان دادن قابليتهاي خود در مسابقات آسيايي انگيزه بالايي داشتند اما پس از گذشت مدتي كوتاه و به دست فراموشي سپرده شدن قهرماني آنها نااميد ميشوند و انگيزه خود را از دست ميدهند. حال آنكه كشورهاي موفقي چون ژاپن و كرهجنوبي كه سطح فوتبال خود را فراتر از آسيا بردهاند با استفاده بهينه از پتانسيل تيمهاي پايه روز به روز فوتباليستهاي بيشتري به بهترين تيمهاي دنيا صادر ميكنند.
تيم ملي فوتبال نوجوانان تحت رهبري علي دوستي بارها عناوين آسيايي زيادي كسب كرده. جدا از قهرماني اين تيم در سال ۲۰۰۹، شاگردان دوستي همين چند وقت پيش نيز با كسب مقام سوم قاره صعود به جام جهاني را جشن گرفتند. منتها با پيشينهاي كه فدراسيون فوتبال در اهميت دادن به تيمهاي پايه دارد اين سؤال مطرح ميشود كه چه برنامهريزي براي استفاده از توانايي نوجوانان كشورمان در نظر گرفته شده است؟ در بهترين حالت اگر يكي دو نفر از آنها سر از استقلال و پرسپوليس در بياورند ميتوانند خودي نشان دهند و اسمي دركنند. البته اگر شانس بياورند و اسير حواشي جدانشدني دو تيم سرخاني نشوند. در غير اينصورت بقيه از فوتبال بيزار ميشوند و ترجيح ميدهند فكري به حال زندگي و آينده خود كنند.
يكي از يكي بدتر فوتبال به خاطر گستردگي كه دارد بيش از ساير رشتهها به چشم ميآيد. منتها اوضاع بقيه رشتههاي ورزشي نيز بهتر از فوتبال نيست. ضعف در رشتههاي پايه، عدم پشتوانهسازي براي تيمهاي ملي و تكيه كردن بر تك ستارهها تنها بخشي از مشكلات است. به عنوان مثال احسان حدادي درالمپيك لندن مدال نقره گرفت، آن هم در حضور بهترينهاي پرتاب ديسك جهان. اما اينكه حدادي چگونه توانست به اين افتخار دست يابد خود جاي بحث دارد. پرتابگر بااستعداد ايراني سالها براي رسيدن به اين موفقيت تلاش كرد، تك و تنها تمريناتش را پيگيري ميكرد و در يكي دو سال اخير نيز از جيبش هزينه كرد و در كنار بهترين مربيان جهان به تمرين پرداخت. اين در حالي است كه دووميدانيكاران بااستعدادي چون برادران صميمي و برادران مرادي به دليل عدم توجه كافي مسئولان و نداشتن امكانات كافي دستشان از رسيدن به مدالهايي كه حقشان است كوتاه ميماند. محمد عليرضايي،قورباغهروي پيشين تيمملي كجاست و چه ميكند؟ اين شناگر موفق شد وايلدكارت المپيك ۲۰۰۸ پكن را هم بگيرد اما پس از آن و مواجهه با بيتوجهي و ناملايمات انگيزهاش را از دست داد و قيد تيم ملي را زد.
نيمنگاهي به شرايط ورزش ايران نشان ميدهد كه پشتوانهسازي و برنامهريزي براي تيمهاي پايه تنها در چند رشته خاص در دستور كار قرار دارد. تيمملي واليبال كه جهاني شدنش را شهريورماه جشن گرفتيم از معدود رشتههايي است كه تأثير مستقيم توجه به تيمهاي پايه و ردههاي سني را ميتوان در آن ديد. شاگردان فعلي ولاسكو همان مليپوشاني هستند كه در چند سال گذشته در تيمهاي نوجوانان و جوانان فعاليت ميكردند. فعاليتهاي فدراسيون بسكتبال با توجه به برنامههاي مدوني كه براي كشف استعدادهاي ناب ايراني از رده نونهالان تا بزرگسالان تنظيم كرده قابل تقدير است.
جداي از بسكتبال، واليبال و برخي رشتههاي رزمي به جرئت ميتوان گفت در ساير رشتهها مبحثي به اسم تيمهاي پايه و توجه به اين تيمها معنا ندارد. فوتبال، پرطرفدارترين ورزش كشور را بايد سردمدار اين بيتوجهيها خواند. بهرغم پولهاي كلاني كه به پاي فوتبال ريخته ميشود هنوز با گذشت شش سال از خداحافظي علي دايي از تيمملي (پس از جام جهاني ۲۰۰۶) گلزني در حد و اندازه او و حتي كمتر از او پيراهن ملي را بر تن نكرده. بحران كمبود بازيكن همه فن حريف و تكنيكي كه جايگزين نسل گذشته باشد تنها مختص تيمملي نيست بلكه سرخابيها هم از اين بحران به شدت رنج ميبرند.
اگرچه زمان زيادي از دست رفته و بارها چوب بها ندادن به تيمهاي پايه را در رشتههاي مختلف خوردهايم اما ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است. رؤساي فدراسيونها با اختصاص دادن بخشي از بودجه خود به تيمهاي پايه ميتوانند پشتوانه غني براي تمامي تيمهاي خود بسازند تا اسير مشكلاتي كه اين روزها دامن فوتبال، جودو و بسياري از رشتهها را گرفته، نشوند.