کد خبر: 493525
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۰
گزارش «جوان» از نتايج معكوس تحريم‌ها
فارغ از اينكه تحريم‌ها چقدر در امور كشورمان تأثيرگذار بوده و تا چه حد سردمداران نظام سلطه را به اهداف و اغراض خود رسانده است، اين واقعيت بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد كه تحريم‌‌هاي غرب عليه ايران آشكارا اهدافي را دنبال مي‌كند كه مخالف با قواعد اوليه بين‌الملل و حتي اصول ابتدايي انسانيت است. اين مسائل بيانگر واقعيات و سؤالاتي مهم خواهد بود كه حقيقتاً هدف غرب از تشديد تحريم‌ها عليه ايران چيست و چگونه است كه برخي كشورهاي غربي از طرفي خود را تنها حامي بشر در كل عالم مي‌دانند و از طرف ديگر در عمل برخلاف ادعاهاي خود رفتار مي‌كنند؟ 

تشديد تحريم‌ها با اميد و توكل به فتنه ۸۸ 

نگاهي به سال‌هاي اخير كه همراه با تشديد تحريم‌ها و صدور قطعنامه‌ها عليه ايران بوده است، نشان مي‌دهد كه تحريم‌ها همزمان با فتنه ۸۸ اوج گرفت و دشمن را به اين خيال واداشت كه اين تحريم‌ها مشت محكمي است براي نابودي نظام جمهوري اسلامي از درون. برخي از مقامات امريكايي از جمله وزير امور خارجه امريكا پس از حوادث سال ۸۸ صراحتاً بر اين نكته تأكيد كردند كه «هدف ما از تحريم‌ها كمك به اپوزيسيون براي نابودي نظام جمهوري اسلامي است» و حتي برخي مسئولان و سفيران رژيم صهيونيستي صراحت بيان را به اوج رساندند و گفتند كه «اگر فعاليت‌هاي مرتبط با انرژي هسته‌اي كه اكنون توسط جمهوري اسلامي دنبال مي‌شود از سوي كشوري در اروپا دنبال مي‌شد، ما مشكلي نداشتيم و مشكل ما با خود نظام جمهوري اسلامي است.» 

تغيير ادبيات غرب براي رسيدن به خواسته قديمي 

برخلاف توقعات غرب از تحريم‌ها و لحظه‌شماري براي نابودي نظام جمهوري اسلامي اما فتنه ۸۸ شكست خورد و تحريم‌ها كه همچون مواد مخدر به رگ فتنه‌گران تزريق شده بود تا آنان را از حالت خماري درآورد و روي پا نگه دارد، راه به جايي نبرد. پس از اين بود كه امريكا و اتحاديه اروپا نيز رويه سياسي خود را تغيير دادند و با كشيدن خطي روي ادعاي سابق خود درباره هدف تحريم‌ها، ديگر به صراحت حرفي از نابودي نظام جمهوري اسلامي نزدند و بهانه تحريم‌ها را اين بار بيشتر از گذشته به فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران ربط دادند. بر اين اساس طي دو سال اخير بيشترين فشار را به ايران آورده‌اند تا در ظاهر با محاصره اقتصادي جمهوري اسلامي، ملت ايران را از دستيابي به حق مسلم خود بازدارند، حال آنكه در باطن همان هدف سابق خود را دنبال مي‌كنند و آنان فقط به دنبال فروپاشي نظام جمهوري اسلامي از درون هستند. تفاوت زمان حال با گذشته در اين است كه در سال ۸۸ آنان براي بيان شفاف اين خواسته خود، پشتوانه داخلي فعالي داشتند و اكنون چون مي‌دانند ملت ايران يكپارچه حامي نظام خود هستند، از بيان حرف‌هاي بي‌تأثير و حتي داراي تأثير معكوس خودداري مي‌كنند و اگر نور اميدي به هياهوي داخلي ايران در دل داشتند، يقيناً حرف دل خود را صريح و شفاف همچون گذشته مي‌زدند. 

غرب امروز با حيله‌گري در پي آن است كه خود را دوست ملت ايران نشان دهد و با بيان حرف‌هاي دو پهلو و يك سر چماق و يك سر هويج به مردم اينگونه القا كند كه اگر دولت جمهوري اسلامي از ادامه فعاليت‌ها در زمينه انرژي هسته‌اي صرف‌نظر كند، مشكلاتي كه امروز به خاطر تحريم‌ها بر شما تحميل شده رفع خواهد شد. ايجاد شكاف ميان ملت و دولت ايران بزرگ‌ترين آرزوي غرب از سياست‌هايش است كه قصد دارد از يك جهت علت تحريم‌هاي ملت ايران را انرژي هسته‌اي معرفي كند و از طرف ديگر ادامه فعاليت‌هاي ايران در ارتباط با انرژي هسته‌اي را همچون گناهي جلوه دهد كه همچون طوقي بر گردن دولتمردان افتاده است و آنان اگر از ادامه اين گناه كناره‌گيري كنند، غرب با ديده منت و لطف، تحريم‌ها را لغو و سفره نعمت را براي ملت ايران پهن مي‌كند! حال آنكه اين يك قصه تخيلي بيش نيست و سياستمداران هالوي غرب فكر كرده‌اند همچون سينماگران هاليوود مي‌توانند آخر داستان را آنگونه كه مي‌خواهند به اتمام برسانند و با پنهان كردن دست چدني خود در دستكش مخملي، خود را قهرمان صلح بدانند و امريكا را نجات‌دهنده كل بشريت معرفي كنند. 

نقش پرنفوذ جمهوري اسلامي در نظام بين‌الملل و گسترش بيداري اسلامي 

در برابر اين خيالات غرب ذكر واقعياتي ضروري است: اول اينكه امروز اگر مردم ايران با مشكلات اقتصادي دست و پنجه نرم مي‌كنند، درصد زيادي از اين مشكلات به خاطر ضعف مديريت داخلي است نه به دليل تحريم‌هاي پوكي كه ايران توانسته آنها را دور بزند و اما غرب همچنان به آن اميد بسته و منتظر است تا مردم اين بار به بهانه‌هاي اقتصادي و براي فرياد زدن عليه مسئولان خود به خيابان بريزند و خواهان تغيير سياست‌هاي ايران شوند. 

دوم اينكه آن درصد كم از مشكلاتي هم كه از بابت تحريم‌هاي غرب بر ملت تحميل شده است، تجربه نشان داده كه به دليل مسائل مرتبط با انرژي هسته‌اي ايران نيست و اين فقط يك بهانه است براي توجيه بين‌المللي و ترغيب داخلي مردم ايران به بازي كردن در پازل غرب. هدف اصلي و نهايي غرب از تحريم‌ها نابودي نظام جمهوري اسلامي است، بنابراين حتي اگر دولتمردان از ادامه فعاليت‌هاي هسته‌اي صرف‌نظر كنند، اين فقط اولين قدمي است كه غرب را راضي مي‌كند و قطعاً قدم‌هاي بعدي نيز بايد از سوي دولتمردان نظام در مسير رضايت غرب برداشته شود و مطمئناً آخرين قدمي كه دولتمردان ما بايد بردارند آن است كه در راه رضاي غرب، از رضاي خدا بگذرند و دست از اسلام و نظام جمهوري اسلامي بردارند. 

سوم اينكه غرب با تشديد تحريم‌ها عليه ايران در درجه اول ترس خود از اقتدار و سرافرازي ملت و دولت پيروز جمهوري اسلامي را نشان مي‌دهد و در درجه بعدي به ميزان تشديد تحريم‌ها به شدت نياز خود به ايران و نياز جامعه بين‌المللي به ايران اعتراف مي‌كند زيرا اهداف غرب از تحريم‌ها همواره اقناع و اجبار ايران به قبول خواست‌هاي دولت‌هاي زورگو بوده است، بنابراين غرب با تحريم‌ها با زبان بي‌زباني قصد دارد بگويد كه من به ايران به عنوان يك شريك قدرتمند بين‌المللي نياز دارم و فقط از ايران مي‌خواهم كه از قدرت خود به نفع دهكده جهاني مورد قبول من استفاده كند، حال آنكه تجربه غرب وحشي نشان داده است كه در آن دهكده جهاني ظلم و كفر موج خواهد زد و بر اين اساس ايران حاضر به ورود به آن نخواهد بود. با توجه به اعتراف غرب به قدرت ايران كه تحريم‌هاي شديد با هدف شكست ايران نشانه اثبات آن است، بايد به تجربه و سرگذشت جمهوري اسلامي ايران بنگريم كه اين قدرتي كه امروز به دست آورده و غرب را به وحشت و لرزش و توسل به تحريم‌هاي غيرانساني انداخته است، در چه شرايطي بوده است؟ 

پاسخ به اين سؤال روشن مي‌كند كه جمهوري اسلامي ايران قدرت پرنفوذ خود را طي ۳۳ سال گذشته در شرايط تحريم و بي‌توجهي به غرب و حركت بر اساس قوانين و قواعد اسلام به دست آورده است، بنابراين طبق دلايل منطقي و عقلاني شرط ادامه موفقيت‌ها و افزايش قدرت و كسب پيروزي نهايي حركت در همين مسير است. امروز حتي بسياري از ملت‌هايي كه دولتمردانشان از سال‌ها پيش تاكنون نگاه خود را هم بر اساس رضايت غرب باز و بسته مي‌كرده‌اند، به اين نتيجه رسيده‌اند كه بايد از تجربه انقلاب اسلامي ايران براي رهايي از خفت و خواري استفاده كنند و از اين رو در حال گسترش امواج بيداري اسلامي هستند كه قطعاً جمهوري اسلامي نيز به عنوان الگو بايد با عمل و رفتار اسلامي خود پشتيبان بيداري اسلامي در سطح جهان باشد؛ جهاني كه يك سوي آن نظام سلطه قرار گرفته و سوي ديگر آن نظام جمهوري اسلامي است و بيداري اسلامي موجي بين اين دو است كه هر مقدار جمهوري اسلامي مقابل زورگويي نظام سلطه بيشتر مقاومت و ايستادگي كند، اميد بيشتري بر خروش بيداري اسلامي داده مي‌شود و كمترين كاري از سوي ايران كه بازي در پازل غرب محاسبه شود، ممكن است به ايجاد حس نااميدي و يأس در ميان ملت‌هاي بيدار بينجامد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار