اينكه چرا بايد غير ليگبرتريها چوب حضور تعداد محدودي مليپوش را بخورند موضوعي است كه كمتر به آن توجه ميشود. ظاهراً كساني كه رأي صائب در فوتبال ما دارند فقط دو گزينه را روي ميز خود قرار دادهاند. برگزاري جام حذفي با ليگ برتريها يا تعطيلي مسابقات مذكور؛ حال اينكه ميشود اين بازيها را به اشكال مختلف به انجام رساند بيآنكه به تيمملي لطمهاي وارد شود. مثلا تيمهايي كه نفرات مليپوش بيشتري دارند را كنار گذاشت و سايرين جام حذفي را برگزار كنند يا اينكه مسابقات را در سطح ليگ يك و پايينتر برگزار كرد و قهرمان آن را با پرداخت جوايزي درخور، مورد تقدير قرار داد، جوايزي كه بتواند جاي حضور در رقابتهاي آسيايي را بگيرد، در عوض با توجه به تعداد سهميه مجاز، از ليگبرتر به ليگ قهرمانان، باشگاه معرفي كرد. اين روش هم انگيزه را در جام آزادگان و سطوح پايينتر ارتقا ميبخشد و هم مليپوشان مجبور نميشوند در جبهه تازه وارد نبرد شوند.
البته ميتوان قهرماني حذفي را نيز به مسابقات برون مرزي كماهميتتري كه به طور معمول در اقصينقاط دنيا انجام ميشود فرستاد تا از تجربه حضور در تورنمنتهاي بينالمللي بهرهمند شوند. نكته ديگري كه در اين راستا گفتني به نظر ميرسد ناصواب بودن اساس تفكر و قرباني كردن باشگاهها به پاي تيمملي است. تفكري كه فقط در فوتبال كشورهايي مانند ما رؤيت ميشود. واقعيت اين است كه هر چقدر ساختار فكري و اداري فوتبال سستتر باشد اخذ تصميماتي اينگونه فراوانتر به چشم ميخورد.
وقتي تمام زحمات يك فدراسيون تحتالشعاع رفتن يا نرفتن تيمملي بزرگسالان به جام جهاني قرار دارد بسيار طبيعي است كه تيمملي به صورت گلخانهاي اداره و اصول حرفهاي در سازمان فوتبال ناديده گرفته شود. در چنين روشي باشگاهداري خصوصي ناممكن و ريخت و پاشها تيمهاي دولتي امري طبيعي خواهد بود، چرا كه هيچ سرمايهداري دارايي خود را به فوتبالي كه فقط پول او را ميخواهد نميآورد، فوتبالي كه بازيكنان گرانقيمت باشگاهها را هر وقت بخواهد به اجبار از آنها ميگيرد و مسابقات را هر وقت و تا هر زماني كه اراده كند تعطيل ميكند.
آنچه ذكر شد را در كنار نبود قانون كپيرايت و نوع پخش تلويزيوني ليگ بگذاريد تا بيشتر دريابيد چرا پولهاي سرگردان از همه جا سر در ميآورد جز فوتبال!
درواقع اگر تمام تكههاي پازل فوتبال ما را كنار هم بگذاريم به سهولت در مييابيم آنچه امروز شاهدش هستيم دقيقاً همان چيزي است كه بايد مشهود باشد. امروز، در بهترين وضعيت فقط تيمملي را در جام جهاني ميبينيم و دستاورهاي اقتصادي، فرهنگي و... فوتبال در حداقلش مورد توجه قرار ميگيرد. بنابر اين انتقاد از تماشاگر، داور، مصاحبه و حاشيههاي آن عوامفريبياي بيش نيست.