
از اين حيث شايد بن افلك كه تنها كارگرداني سه فيلم را در پرونده كاري خود دارد براي پيشرفت در مسير حرفهاياش پر بيراه نرفته باشد. «آرگو» همان داستان ملي و پرافتخار امريكايي است كه با برانگيختن احساسات ملي، مخاطبانش را در پايان هر سئانس نمايش فيلم به تشويقي يكدست وا دارد و هم اثري ضد ايراني است كه بتواند انگيزه كافي براي فراهم آمدن سرمايهاش باشد. در اين بين باز هم سرمايه براي فيلمسازان نادر ايراني كه هر از گاهي جرقه ساخت اثري برگرفته از داستان زندگي قهرمانان ملي ايران در ذهنشان روشن ميشود در حد يك كليد گمشده باقي ميماند؛ فيلمسازاني چون جمال شورجه كه برخلاف رويه معمولي كه در ديگر كشورها دنبال ميشود همچنان اندر خم يك كوچه براي جذب سرمايه ساخت اثرشان وا ماندهاند.
جهش غرور ملي امريكاييها در عرض دو هفته اگر دستگاهي براي سنجش غرور ملي انسانها وجود داشت بدون شك اين دستگاه غرور سنج در دو هفته اخير جهش بزرگي را در ميزان عرق و غرور ملي مردم امريكا ثبت ميكرد؛ مردم امريكا اين روزها براي ديدن فيلمي راهي سينما ميشوند كه مضمون آن نمايش اغراق آميز موفقيت امريكاييها در دور زدن ايران است. فيلمي سياسي كه در آن ادعا ميشود مأموران سازمان سيا امريكا در قالب يك گروه مستندساز كانادايي كه براي ساخت مستندي تحت عنوان «آرگو» راهي ايران ميشوند شش ديپلمات امريكايي درگير در حادثه تسخير لانه جاسوسي را از خانه سفير كانادا در ايران همراه خود كرده و آنها را در قالب عوامل توليد مستند ساختگيشان از ايران خارج ميكنند. ايران ستيزي «آرگو» در نمايش تصاويري است كه از ايران و انقلابيونش چهرهاي خشن و ترسناك و شكاك را به نمايش ميگذارد و همين براي ترسيم فضايي به شدت متشنج و به شكل فزايندهاي خطرناك در تهران كافي است.
نسخه اسكاري هاليوود
اكثر ايرانياني كه از سالنهاي نمايش اين فيلم باز ميگردند، متفق القول هستند كه «آرگو» از آن دست فيلمهايي است كه بيننده بعد از ديدن آن قيد آمدن به ايران را براي هميشه بزند و در اين بين شايد اعترافات سفير سابق كانادا و فيلمنامهنويس نهايي فيلم درباره اغراق در نمايش تصوير كليشهاي شكاك از مأموران ايراني فرودگاه و غير واقع بودن برخي حوادث داستان و غيره كه در رسانههاي امريكا بازتاب چنداني نداشته است كمتر به گوش مردم جهان برسد. فيلمنامه «آرگو» مملو از نمادگرايي و شخصيتهاي موقتي و پوشالي است كه هر يك با حيله و تدبير خاصي وارد سير داستان و سپس خارج ميشوند و موانع داستان فيلم نيز به شكلي طراحي شده است كه بتواند ضامني براي پر رنگ كردن تشنج و تنش در فواصل مختلف داستان باشد.
فيلم ضد ايراني «آرگو» در نمايش تصويري ضدايراني و پروراندن نمادهاي ملي امريكا به حدي خوب عمل كرده است كه منتقدان امريكايي با دادن امتياز خوب به اين فيلم اذعان داشتهاند كه آرگو مخاطبان امريكايي را به گروگان ميگيرد. در واقع بعيد هم نيست كه سياست سينمايي هاليوود جايزه سينمايي اسكار را به آرگوي دوستداشتني خود اهدا كند. اين فيلم نقطه اوج علايق سينماي هاليوود است و چه بهتر از اينكه با دادن جايزه اسكار به آن، نام و آوازهاش را به دورترين نقاط جهان نيز مخابره كنند. چه بسا منتقدين امريكايي بارها در سخنان خود خاطرنشان كردهاند كه «آرگو» شانس زيادي براي كسب جايزه اسكار دارد.
چرخهاي كه در ايران نميچرخد مروري در سايت مرجع سينمايي «IMDB» نشان ميدهد كه ساخت فيلمهايي كه به معرفي قهرمانان ملي بپردازد از پيشينه درازي در كشورهاي مختلف برخوردار است. امروزه كه مديا و ابزار رسانهاي قادر است با ترفند بافتن داستانهاي ساختگي، پيشينه يك كشور را نزد باورهاي عمومي جهان زير و رو كند بسياري از كشورهاي جهان سرمايه و حمايتهاي ملي خود را بستر ساخت آن دسته از فيلمهاي سينمايي و آثار تلويزيوني ميكنند كه بتواند پيش از آن كه خيلي دير شود و واقعيت زير بار تحريف برود، ماهيت و چهره واقعي قهرمان ملي شان را به جهان بشناسانند.
يك جستوجوي اينترنتي براي اسامي قهرمانان ملي كشورهايي چون ژاپن ، كره جنوبي، آلمان، چين و بسياري از كشورهاي ديگر كافي است تا بتوان در سايت مرجع «IMDB» به جزئيات و ركورد فيلمهايي كه از سوي كشورهاي مختلف براي معرفي قهرمانان مليشان ساخته شده است، دست پيدا كرد. كشورهاي مختلف با التفات به اهميت اثرگذاري رسانه در حالي پول و سرمايه را پاي پروژههاي ملي خود ميريزند كه سير تاريخ از بدو دوران باستان تا كنون شاهد پرورش قهرمانان ملي بسياري در ايران بوده است.
از آرش كمانگير تا رستم دستان و پورياي ولي گرفته تا داستان زندگي قهرمانان ناشناخته دفاع مقدس مشخص نيست كه كم لطفي سينماي ايران به قهرمانان ملي كشور از كجا نشأت ميگيرد. سينمايي كه به ندرت قهرمانان ملي خود را سوژه ساخت آثاري جهانپسند و حتي مردم پسند ميكند شاهد ساخته شدن اثر موهن هاليوودي با تمركز بر شخصيت ايراني چون خشايارشا و نيز آثاري بر گرفته از زندگي خيام و حالا ابوعلي سيناست.
با اين حال باز هم روند توليد فيلمهاي سينمايي چون «سواديكا» ي جمال شورجه كه به داستان زندگي جذاب يكي از قهرمان ملي ايران در دوران صفويه ميپردازد همچون پروژههاي مشابه بنا به هزار و يك مشكل از جمله مشكل مالي مسكون باقي ميماند تا «آرگو» و ظهور آثاري همچون آن هر چند وقت يك بار ايران را در تمناي رسيدن دوره ساخت «آرگو»هاي ايراني به تب و تاب بيندازد.