
بر اساس آمار اعلامي اين سايت در ۲۵درصد از فيلمهايي كه به بخش مسابقه سيامين جشنواره فيلم فجر راه يافته بودند، مقوله دوستي دختر و پسر مطرح شده بود كه نسبت به سال ۱۳۸۹، ۱۲درصد، نسبت به سال ۱۳۸۸، ۱۰درصد افزايش، نسبت به سال ۱۳۸۷، برابر، نسبت به سال ۱۳۸۶، ۸درصد، نسبت به سال ۱۳۸۵، ۱۰درصد افزايش و نسبت به سال ۱۳۸۴، ۵درصد كاهش را نشان ميدهد.
اين آمار و ارقام نشان دهنده توجه بيش از گذشته سينماگران به يك معضل اجتماعي است و بايد ديد ورود فيلمسازان ايراني به داستان رواج ارتباطهاي غير متعارف ميان دختران و پسران به چه منظور بوده است. آيا فيلمساز قصد داشته است با نشاندادن يك معضل و مشكل موجود در جامعه به دنبال راه درماني براي آن باشد؟ يا با پرداختن به اين موضوعات كه طبعاً جنبههاي جنسي پر رنگي نيز دارند، سعي كرده است تا به هر نحو ممكن براي خود تماشاگر پيدا كند.
در نگاهي گذرا به فيلمسازان و فيلمهايي كه ساختهاند جواب دوم بيشتر به حقيقت نزديك ميشود.
فيلمسازاني كه زندگي شخصي خود و طرز گفتار و كردارشان پر از نكات منفي است چگونه ميتواند به عنوان دلسوز جامعه مشكلات را نشان دهد تا راه حل آنها را هم بيان كند. به علاوه در هيچ كدام از اين فيلمها چيزي به عنوان راه حل و پيشنهاد براي پايان اين معضل نمايش داده نشده است و به صرف نشان دادن روابط عاشقانه خارج از عرف در فيلمها بسنده شده است.
تعدادي از كارگردانان ايراني هم كل آثارشان از اين دست بوده است و به انجام كاري متفاوتتر از نمايش ابتذال تن ندادهاند. اين فيلمسازان بيش از اينكه به عنوان هنرمند در پي اصلاح جامعه باشند با عادي نشان دادن نامتعارفترين روابط اجتماعي بيشتر سعي ميكنند آن را عادي نشان داده و صورت مسئله را پاك كنند.
به نظر ميرسد سينماي ايران در كنار همه كمبودهايي كه دارد از نداشتن راهنما و شاخص رنج ميبرد. سياستگذاري براي فعاليتهاي سينمايي آنقدر شخصي شده است كه فيلمسازان منتظرند تا فيلمي با استقبال تماشاگران مواجه شود و شروع به كپيسازي آن كنند و هرچه كپيبرداريها بيشتر ميشود بر ميزان رواج ابتذال در فيلمها افزوده ميشود؛ گاهي تب نشاندادن سوپراستارهاي كاغذي، زماني پرداختن عريان به خيانتهاي همسران و گاهي هم روابط عاشقانه دخترها و پسرها بدون هيچ قيد و بندي.
سينما آنقدر باري به هر جهت شده كه تماشاگران ترجيح ميدهند به جاي تماشاي فيلمهاي كپيبرداري شده از روي هم، سينما را به حال خود رها كنند و برنامههاي سرگرمكننده ديگري را براي خود ترتيب بدهند، به گونهاي كه نمونههاي تازه از فيلمهاي دختر پسري با همان بازيگران هميشگي كه پولسازيشان را قبلاً ثابت كرده بودند، در اكران با شكستهاي سنگين تجاري روبهرو ميشوند و ديگر عبور از خطوط قرمز هم نميتواند براي سينماگران درآمدزايي كند.