
نبود نظارت بر روند توليد فرآوردههاي گوشتي از جمله سوسيس، كالباس و همبرگر و بالا رفتن سهم اين محصولات در سبد خانوار به تناسب بالارفتن سرعت زندگي از طرفي و ارائه آمارهايي از افزايش سكتههاي قلبي و مغزي كه از هم پيشي ميگيرند و به تشخيص كارشناسان، با سبك و عادات تغذيهاي افراد جامعه مرتبطند، نشان ميدهد كه اعترافاتگونههاي محمدرضا رحيمي، معاون اول رئيسجمهور مبني بر نبود نظارت كافي بر توليد سوسيس و كالباس و غذاهاي آماده كه از سوي رسانهها به خودزني مديريتي تعبير شد، كارساز نشده است؛ چراكه اولين و عاليترين نهادي كه طبق قانون امكان و اجازه نظارت و كنترل كيفيت اين محصولات را برعهده دارد و قادر است در صورت مشاهده تخلف با استناد به قانون برخورد سلبي كند، دولت و به فراخور وظيفه وزارتخانههايي مثل بهداشت، درمان و آموزش و پزشكي و صنعت، معدن و تجارت است و گفتن از كمكاري در اين حوزه آن هم از سوي يكي از سران دولتي، از خود به خود گفتن است.
با اين حال كوتاهي در اين رابطه به همينجا ختم نميشود و نتايجي در بر دارد كه گاهي سر از رسانهها در ميآورند. نظير آنچه در قم و در يك بسته همبرگر اتفاق افتاد. اين در حالي است كه وضعيت نظارت بر توليد مواد غذايي همواره يكي از دغدغههاي جدي شهروندان بوده و تاكنون چندين مورد حشرات و حتي موش در مواد غذايي مشاهده شده است.
آموزه فرهنگي يا ضرب المثل «عقل سالم در بدن سالم» امروز در جامعه ما به بهانه مدرن شدن در معرض بمباران غذاهاي ناسالمي قرار گرفته است كه سلامت جسم و عقل افراد جامعه را به خطر مياندازند.
از نتيجه اين حمله هم گزارشهاي ريز و درشتي مخابره ميشوند، اما ظاهراً هنوز شدت اين خطرات و عمق اين حملات نتوانسته مسئولان را براي يك اقدام مؤثر و پيشگيرانه در توليد فرآوردههاي گوشتي و غذاهاي آماده متقاعد كند. به طوري كه هماهنگ با صدور مجوز و پروانه بهداشتي براي توليد اين محصولات غيربهداشتي!، آمار سكتههاي قلبي و مغزي و بيماريهاي عروقي مرتبط با شيوه تغذيهاي تحميلي مدرنيسم به جامعه ما رو به افزايش است. اعلام ثبت ۶ هزار سكته قلبي در كشور طي دو ماه از سوي وزارت بهداشت شايد به نظر مخاطب بحران و فاجعه باشد، اما مهم نظر مسئولان است كه هنوز شرايط را در مرز بحران نميدانند و نه تنها مانع توليد محصولات غذايي مضر نميشوند، بلكه در تغيير سبك زندگي افراد جامعه نيز اصراري ندارند.
تبليغات دست و پا شكسته آموزنده كه تحت تأثير تبليغ چيپس و پفك و سوسيس و كالباس گاهي در رسانهها ديده ميشوند، شاهد اين ادعا هستند.
شايد اگر مردم خود شيوه زندگيشان را به گونهاي تغيير دهند و در مسير توسعه آن را مديريت كنند كه دستكم كاهش فعاليت فيزيكي و تغذيه نادرست را از زندگي خود حذف كنند، بتوان اميدوار بود كه استئوپروز بيش از ديابت، سكته قلبي و سرطان منجر به بستري شدن در بيمارستان در زنان بالاي ۴۵ سال و ۲۵ درصد افراد كمتر از ۵۰ سال و كمبود تراكم استخوان بيش از ۵۰ درصد افراد بيش از ۵۰ سال در كشور را نيز از ميان آمارهاي بهداشتي و درماني خود حذف كنيم.
هرچند هنوز در مورد ورود مراجع قضائي و انتظامي به پرونده توليد محصولات غذايي آلوده ضروري به نظر ميرسد.