
علي اصلان از تحليلگران روزنامه تركيهاي زمان است كه در مقاله خود چند مسئله مهم و اساسي را در مورد نقش تركيه در بحران سوريه مطرح كرده و به نوعي مقامات آنكارا را به توجه و تأمل در مورد اين مسائل فراميخواند. او مينويسد؛ «تركيه كه به طور كامل از سوي غرب و امريكا تنها گذاشته شده است، بايد با خونسردي به ارزيابي مجدد اين مسئله بپردازد. آنكارا بايد به اين فكر بكند كه آيا حمايتهاي داخلي و خارجي از رژيم سوريه را دستكم گرفته است؟ آيا حمايتهاي ايران، چين و روسيه از سوريه را بيش از حد دستكم گرفتهايم و آيا بيش از حد در امور داخلي عراق و سوريه وارد ميشويم؟ آيا احتمال آن هست كه بيآنكه بخواهيم ما را به سوي يك درگيري شيعي و سني سوق دهند؟» به نظر اصلان، اين مسائل از جمله موضوعات اصلي است كه تركيه «براي ساختن آينده خود» با آنها مواجه است و بايد بدون سياسي كردن مباحث، به دنبال پاسخ حقيقي مربوط به آنها باشد. اين تلقي اصلان و پرسشهاي او را ميتوان ناشي از يك ارزيابي همهجانبه او نسبت به اتفاقات اخير دانست. به عبارتي ديگر، اين طبيعي است كه پس از بالا گرفتن تنش نظامي بين تركيه و سوريه و
ردو بدل شدن آتش بين طرفين، روزنامهنگاري همانند اصلان از خود و ديگران بپرسد تركيه در چه راهي گام برميدارد و آيا لازم نيست نسبت به مسيري كه در پيش گرفته يك بازبيني جدي انجام دهد؟
اردوغان و دو روي سكه او
شهر مرزي آكاچاكاله تركيه بعد از ظهر چهارشنبه ۳ اكتبر هدف اصابت چند گلوله خمپاره قرار گرفت كه گفته ميشود از سوي خاك سوريه شليك شده بودند. دولت تركيه بدون بررسي جوانب موضوع و در نخستين ساعات بعد از اين حمله انگشت اتهام را متوجه حكومت سوريه كرد و علاوه بر صفآرايي نيروهاي نظامي خود در مرز با سوريه، فرمان آتش به توپخانه ارتش داد تا اهدافي در خاك سوريه را هدف بگيرند. اين فرآيند به سرعت انجام گرفت و در حالي كه دولت سوريه در مورد چگونگي وقوع حمله خمپارهاي به آكاچاكاله قول انجام تحقيقاتي را داد اما گويا رجب طيب اردوغان، نخستوزير تركيه از پيش نتيجه خود را گرفته بود و نيازي نداشت تا براي معلوم شدن مسئول واقعي حملات براي تحقيق و بررسيها صبر كند. دولت سوريه دلايل روشني براي انجام تحقيقات دارد. در منطقهاي كه گروههاي مسلح معارض متفاوتي حضور دارند و هر كدام بنابر سليقه و تشخيص خود عمل ميكند، ديگر نميتوان گفت چند گلوله خمپاره توسط چه كسي و با چه نيتي شليك شده است. از سوي ديگر، دولت سوريه در وضعيت فعلي و مبارزه مداوم با اين گروهها در مناطق مختلفي از سوريه نه ميل و نه ارادهاي براي شليك چند گلوله خمپاره به خاك سوريه ندارد زيرا اين چند گلوله نه گرهاي از مشكلات آن را باز ميكند و نه آن كه پيامدهاي نظامي آن مطلوب دولت سوريه است. اگر اين حادثه از زواياي مختلف مورد ارزيابي قرار بگيرد، كمترين احتمال دخالت دولت و ارتش سوريه در آن را ميتوان داد اما به نظر ميرسد كه اردوغان هيچ توجهي به اين موضوعات نداشت و تنها به دنبال بهانهاي بود تا نيروهاي ارتش تركيه را در طول خاك سوريه فعال كند.
چرا اردوغان به اين نحو عمل كرد و بدون بررسي متهم خود را گناهكار دانست و به مجازات آن اقدام كرد. در بررسي نحوه عمل اردوغان يك نكته را بايد مورد توجه قرار داد و آن اينكه لفاظيهاي او را نبايد جدي گرفت. او دو روز بعد از آن حمله گفت؛ «ما مشتاق جنگ نيستيم، اما از جنگ هم خيلي دور نيستيم». اين جمله او حاوي دو روي سكه او است كه به ترتيب عبارتنداز جنگ و استقبال از آن است. اكنون، مسئله اين است كه كدام روي حاكي از حقيقت و تصميم واقعي او است؟ علي اصلان به درستي دريافته كه واقعيت فعلي اراده اردوغان روي استقبال از جنگ نقش بسته و به همين دليل است كه آن پرسشها را از اردوغان و ديگر حاكمان تركيه ميكند و آنها را به تأمل فراميخواند.
سومين دور رهبري اردوغان
چهارمين كنگره حزب عدالت و توسعه، (AKP) فقط دو سه روز قبل از حملات خمپارهاي به آكاچاكاله برگزار شد كه طي آن، حزب حاكم تركيه خود را براي دور جديدي از اداره دولت و حكومت بر اين كشور آماده كرد. اين حزب كه در يك دهه گذشته يكهتاز عرصه سياست تركيه بوده و دولت را در سه دور متوالي در دست داشته، در اين كنگره به دنبال فراهم كردن مقدمات يك تحول تازه بود. اين مسئله از آنجايي اهميت دارد كه احزابي در گذشته تركيه بودهاند كه بعد از يك دوره اقتدار به افول ناگهاني دچار شدند. حزب دموكرات و حزب مام ميهن از جمله اين احزاب هستند كه با رياست عدنان مندرس و تورگوت اوزال توانستند در طول يك دهه دست بالا را در سياست تركيه داشته باشند اما بعد از اين دوره اقتدار نه تنها دچار افول شدند بلكه حتي نتوانستند نمايندگاني در مجلس اين كشور داشته باشند. اردوغان در اين فكر است تا مانع چنين سرنوشتي براي حزب خود باشد. او در گام نخست سعي كرده تا نظام پارلماني تركيه را به نيمه رياستي تغيير دهد و در گام بعدي به دنبال آن است تا با تغيير قانون اساسي و تحكيم نظام رياستي، قدرت رياست جمهوري را افزايش دهد و حتي پست نخستوزيري را نيز حذف كند. انتخابات رياست جمهوري در ۲۰۱۴ برگزار خواهد شد و اردوغان از هم اكنون سعي ميكند تا زمينه حضور خود در اين مقام را ايجاد كند. انتخاب او براي سومين دور از رهبري AKP شرط نخست در اين جهت بود كه در همين كنگره به دست آمد و معلوم شد كه او تنها فرد اين حزب براي نامزدي آن انتخابات است. مسئله اينجا است كه او با ايجاد نظام رياستي و افزايش قدرت رياست جمهوري چه الگويي را براي مقام آينده خود در نظر دارد؟ او پاسخ به اين مسئله را تا اندازهاي در همين كنگره و با ايراد سخنراني بيسابقهاي بيان كرد. او برخلاف گذشته ديگر آن قالب ليبرالي را به نمايش نگذاشت بلكه به نحو عجيبي نقش يك محافظهكار مليگرا را بازي كرد. او در اين سخنراني از ميراث پادشاهان سلجوقي و عثماني گفت و نام بسياري از سلاطين گذشته اين ميراث را بر زبان آورد. در ميان آن سلاطين، نام سلطان محمد فاتح قابل توجه است كه معلوم ميكند او چه الگويي را براي مقام آينده خود در نظر دارد.
شمشير سلطان محمد در دست اردوغان
سلطان محمد دوم ملقب به محمد فاتح هفتمين و بزرگترين سلطان امپراتوري عثماني بود كه توانست با ارتش ۳۰۰ هزار نفري و توپ بزرگ خود به نام اورمان، شهر تاريخي استانبول را در نيمه قرن چهاردهم ميلادي فتح كند و به حاكميت صدها ساله مسيحيان بر آن خاتمه دهد. بيشك، سلطان محمد در كنار ديگر سلاطين عثماني الگوي اردوغان است كه همانند او اما در دوره مدرن به دنبال فتح سرزمينهاي ديگر است اما چه سرزمينهايي و به چه صورتي؟ اردوغان نگذاشت تا زمان زيادي براي روشن شدن پاسخ اين مسئله بگذرد بلكه در چند روز بعد از نام بردن الگوي خود فرمان آتش را به توپخانه ارتش تركيه داد اما برخلاف سلف نامدار خود، هدف او يك شهر مسيحي نبود بلكه هدف يك سرزمين اسلامي بود.
اردوغان تنها نياز به يك بهانه داشت و البته شليك مشكوك چند گلوله خمپاره اين نياز او را برطرف كرد تا آن كه شمشير سلطان محمد فاتح را بردارد و به روي اين سرزمين بكشد. هر چند كه الگوي او سلاطين سلجوقي و عثماني و سلطان محمد فاتح است اما به نام اسلام و تحت شعائر اسلامگرايانه رو به سرزمينهاي اسلامي آورده و قصد فتح آنها را دارد حتي اگر به قيمت به راه انداختن جنگهاي فرقهاي و كشتار مسلمين باشد. بر اساس اين مشي، اردوغان گروههاي مسلح و حتي القاعده را به موطن خود خوانده و مسلح كرده تا بار ديگر علم امپراتوري عثماني را بلند كند. روشن است كه رؤياي نوعثمانيگرايي اردوغان با روح اسلاف او ناسازگار است و در حالي آن سلاطين براي دفاع از اسلام و مسلمين سپاه خود را روانه سرزمينهاي مسيحي ميكردند، او مسير اين سپاه را به طور كامل تغيير داده و گويا براي دفاع از غرب مدرن به ظاهر مسيحي، سپاه خود را به سوي سرزمينهاي اسلامي كرده اما بايد بداند كه با پوشيدن رداي سلطان محمد نميتواند به قد و قامت او برسد.