کد خبر: 491888
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۴
مدير فرهنگي بنياد ملي مد و لباس ايراني ـ اسلامي در گفتگو با «جوان»:
صنم سادات عابدي

 اگر ما در ايران مدهايي شايسته داشته باشيم، ديگر كمتر شاهد پذيرش مدهاي بيگانه از سوي جوانان خواهيم بود. در تير ماه سال جاري بنياد مد و لباس ايراني ـ اسلامي تشكيل شد تا پاسخگوي نيازهاي اينچنيني باشد. البته تأسيس اين بنياد از سوي كارگروه ساماندهي مد و لباس تصويب شد كه خود، در سال ۸۵ شكل گرفته بود. اخيراً خبري منتشر شد مبني بر اينكه ناصر باكيده، مدير فرهنگي بنياد ملي مد و لباس ايراني ـ اسلامي از سمت خود استعفا داده است. اما خود او اين موضوع را تكذيب كرد. به بهانه اين خبر به سراغ او رفتيم تا كمي درباره نقدهايي كه به عملكرد مديران در حوزه پوشش ايراني- اسلامي وارد است اختلاط و چالش كنيم. 

آقاي باكيده! بعضي از مردم معتقدند توليدكننده‌هاي پوشاك از كار مي‌دزدند و توليداتشان علاوه بر كيفيت پايين، قيمت‌ها را هم دست بالا مي‌گيرند. به نظر شما درست مي‌گويند؟ علت چيست؟ 

در روند توليد پوشاك، نهادهاي مراقبتي يا نظارتي بايد از دل خود صنوف شكل بگيرند؛ البته به همراه دستگاه‌هايي كه متولي نظارت هستند؛ مثل اتاق بازرگاني. اين نهادها بايد تلاش كنند فضايي را براي توليدهاي داراي استاندارد مهيا كنند. در اين راستا نقش بنياد ملي مد و لباس كه اخيراً با مصوبه‌هاي هيئت دولت و مجلس شكل جدي و اجرايي گرفته، مي‌تواند بسيار مؤثر باشد چراكه اين بنياد مي‌تواند زمينه خلق يك مجموعه الگوهاي مناسب پوشش را كه مطابق با فرهنگ ايراني است، فراهم كند و از طرف ديگر هم، صنوف به عنوان طراحان و توليدكننده‌هاي مد و لباس، با نهادهاي نظارتي خود يك ساماندهي مناسب در امر پوشاك ايجاد كنند. 

به نظر شما چرا تا به حال به چنين سر و ساماني در حوزه پوشش درخور فرهنگ خودمان نرسيده‌ايم؟
 
به نظر من پوشاك با بحث مد و البته سلايق مختلف مردم مرتبط است و حوزه وسيعي است. پس تنوع توليد در اين زمينه‌ها بسيار فراوان است. لذا سازماندهي آن هم بحث متنوعي است. از طرف ديگر الگوهاي متعددي كه از خارج مرزها خودشان را تبليغ مي‌كنند، باعث خلط مبحث مي‌شوند. اينها دست به دست هم داده و به خطوط توليد شكل مي‌دهند. 

اين درست است كه تنوع سليقه‌هاي مردم باعث توليد محصولات متنوع مي‌شود اما چرا تا به حال به بحث كيفيت فرهنگي پوشاك آنگونه كه بايد و شايد رسيدگي و توجه نشده است؟ 

كنترل كيفيت به اعتقاد من به تشكيلات‌هايي مثل وزارت بازرگاني برمي‌گردد و اتفاقاً صنوف هم در اتاق بازرگاني به شكلي حضور دارند. اين نهادها بايد مسئله مواد اوليه و ساير مسائل را كنترل كنند. ضمناً صنف توليدكنندگان هم بايد دقت بيشتري داشته باشند. كنترل كيفيت فرهنگي هم به عهده وزارت ارشاد است. قطعاً اگر تا امروز به نتيجه مطلوب در كيفيت فرهنگي پوشش نرسيده‌ايم كم‌كاري كرده‌ايم. البته اين كم‌كاري مربوط به وزارت ارشاد در دولت‌هاي پيشين است. وزارت ارشاد فعلي اقدامات خوبي در اين زمينه انجام داده. 

بعضي مي‌گويند كارگروه مدل ايراني ـ اسلامي قوي ظاهر نشد. نظرتان چيست؟ 

اين بنياد بايد از طريق ايجاد الگوهاي مناسب، به طرق مختلفي همچون فعاليت‌هاي جشنواره‌اي و فضاسازي‌هاي مختلف فرهنگي در دل جامعه فرهنگسازي و بايد فعاليت خود را بيشتر كند. ضمن اينكه بنياد در اين مدت كوتاه كه شروع به كار كرده، فعاليت‌هاي خوبي داشته. مثلاً برگزاري جشنواره فجر يكي از اين فعاليت‌هاست؛ يا نمايشگاه آبان كه بنياد در پيش‌رو دارد و همچنين فعاليت‌هاي ديگر. من احساس مي‌كنم بايد زمان بيشتري در اختيار بنياد قرار بدهيم و انتظار بازدهي آني نداشته باشيم. به هر حال فرهنگسازي بر مبناي دو محور اصلي است كه خيلي حائز اهميت هستند: پوشش‌هاي ديني و پوشش‌هاي آئيني يا ملي ايران. هر دو اينها مي‌توانند فضاي خود را باز كنند. طراحان بايد مجموعه پوشش‌هايي را كه در اقوام مختلف ايران وجود دارند و با نگرش ديني‌مان هم جور درمي‌آيند، در سطح پوشش‌هاي اجتماعي در نظر گرفته و مدرنيزه كنند. ضمناً اين لباس‌ها بايد بتوانند با مخاطبين ارتباط برقرار كنند. 

پس از نظر شما كارگروه مد و لباس در اين مدت فعاليت خوبي داشته؟ 

بله، به نظر من استارت خوبي زده. ببينيد قرار نيست يك محصول توليد شود تا بتوانيم برايش ضرب‌الاجل معيني هم در نظر بگيريم. بگذاريد به نكته‌اي اشاره كنم. در طول تاريخ، چگونه تمدن ايراني ـ اسلامي در دل مردم شرق دور يا خاور دور نفوذ كرد؟ از طريق تعاملات و ارتباطات، يا تجارت‌هايي كه اتفاق مي‌افتاد. اينها همه يك طول زماني را سپري مي‌كند. در اينجا هم ما دو نگرش را دنبال مي‌كنيم: اول، دستيابي به بازارهاي اقتصادي داخلي و دوم تأثيرگذاري روي فرهنگ پوششي مردم. بحث فرهنگ‌سازي به طور كلي نيازمند زمان است و نمي‌توان انتظار فعاليت زودبازده را داشت. 

صدا و سيما، هم مي‌تواند الگوهاي پوششي خروجي از بنياد را در فيلم‌ها و برنامه‌هاي خود به كار ببرد و هم از طريق بازتاب نمايشگاه‌ها و ساير برنامه‌ها در راستاي مدسازي‌هاي درست حركت كند. اما شاهد هستيم كه همكاري اين سازمان با كارگروه مدل ايراني ـ اسلامي به شدت ضعيف است. چرا؟
 
با توجه به اينكه صدا و سيما تأثير زيادي در فرهنگ‌سازي دارد، انتظار اين است كه بايد بسيار قوي‌تر ظاهر شود. اين سازمان مي‌تواند مستندهايي در خصوص رزومه و تاريخ پوشش‌هاي ايراني ـ اسلامي بسازد. يا از تيپ‌سازي‌هايي كه مي‌شود مختص ميانگين‌هاي سني مختلف باشد، بهره ببرد. صدا و سيما مي‌تواند با استفاده از اين پوشش‌ها در قالب سريال‌ها و فيلم‌ها و كاراكترهاي آنها، خيلي گسترده‌تر از اينها و به طور غيرمستقيم تأثيرگذار باشد. 

پس چرا تاكنون چندان به چنين فعاليت‌هايي اقدام نكرده است؟ درحالي كه سازمان‌هاي برنامه‌ساز هميشه دغدعه توليد برنامه دارند و اين مي‌تواند مثلاً براي مستندسازي، سوژه خوبي باشد. شخصاً تنها يك فيلم به خاطر دارم كه از مدل‌هاي جديد حجاب بهره برده باشد. چرا كم‌كاري مي‌شود؟ 

كارگروه به شدت به دنبال اين مسئله است. نمايندگان صدا و سيما از طرف رياست سازمان به بنياد معرفي شده‌اند. اميدوار هستيم اين تعاملات و ارتباطات منجر به همين نوع توليدات بشود و ما در ايام عيد نوروز شاهد اين اتفاقات باشيم. در كنار آن، چون سازمان صدا و سيما از طريق تهيه‌كنندگانش توليد برنامه مي‌كند، بنياد بايد تعاملي ميان اين تهيه‌كنندگان و توليدكنندگان پوشاك ايجاد كند. هم در جهت الگوسازي و معرفي، و هم در جهت تشويق و تبليغ اين نوع پوشش براي استفاده و خريداري مردم. به هرحال گردآوردن اين هنرمندان و طراحان و توليدكنندگان پوشاك سختي‌هاي خود را دارد. 

بعضي از صاحبنظران مي‌گويند اصطلاح «مد ايراني ـ اسلامي» اصطلاح درستي نيست و «مد» اساساً با «دين و اسلام» سنخيتي ندارد. به نظر اين گروه، به جاي مد اسلامي- ايراني بايد بگوييم «پوشش اسلامي- ايراني». شما هم موافقيد؟ 

من فكر مي‌كنم ريشه‌يابي اين كلمه كه تا چه حد فارسي است و اينكه آيا ما معادل آن را داريم يا نه، كار امثال بنده نيست و شايد فرهنگستان زبان فارسي بايد آن را اصلاح كرده و قابل بهره‌برداري كند. شخصاً حساسيتي روي اين كلمات ندارم. 

ممكن است مقصود اين باشد كه به طور كلي مدگرايي افراطي در اسلام جايگاهي ندارد. در اين رابطه چه عقيده‌اي داريد؟ 

به عقيده من، مد يك نوع نماد است و نشانگر شخصيت افراد. رفتارهاي شخصي فرد از نوع پوشش و آرايش و پيرايش او هويداست. بحث نماد داشتن در عصر پيامبر اكرم (ص) هم وجود داشته. مثلاً تيپ‌هايي كه با لباس سپيد همه به مراسم حج مي‌روند. اينها نماد است. نماد پاكي و زيبايي. اگر ما بخواهيم همه مسائل را از يك دريچه تنگ ببينيم، راه را به خطا رفته‌ايم. در نوع پوشش كشورهاي مسلمان، تنوع رنگ و مدل وجود دارد و همه آراسته و پيراسته هستند. و اين مسئله با موازين اسلام هم هيچ گونه مغايرتي ندارد. به نظر من افرادي كه در اين حوزه‌ها فعاليت مي‌كنند، بايد حركت كنند و اسير حاشيه‌ها نشوند. هماهنگي‌هايي ميان وزارت ارشاد و جامعه روحانيت و كارگروه و ... وجود دارد. آنها الگوهايي را تأييد مي‌كنند و بعد كار اجرا مي‌شود. البته مدگرايي افراطي قطعاً مردود است. اما شيك‌پوش بودن همراه با رعايت حريم‌ها در پوشش كاملاً سفارش شده و پسنديده است. 

عده‌اي مي‌گويند ما ايراني‌ها، خود صاحب مد هستيم؛ لباس‌هاي محلي كردها، آذري‌ها، بلوچ‌ها و گيلاني‌ها همه شاهدي بر اين مدعاست. با اين حال ما كه از قديم‌الايام در پوشش صاحب سبك بوده‌ايم چرا امروز نتوانسته‌ايم اين سبك‌ها را متناسب با فرهنگ خودمان به‌روز كنيم؟ 

ما در ايران پوشش قومي داريم. اين نوع پوشش بسته به موقعيت‌هاي اقليمي تفاوت مي‌كند. مثلاً ببينيد پوشش جنوب كشور با مناطق سردسيرتر چقدر تفاوت مي‌كند. به نظر من كاركردهاي اين لباس‌ها بسيار شايسته است. اولاً پوشيده هستند و ثانياً براي افراد در مناطق خودشان كارآيي دارند. در دل اين پوشش، فرهنگ اين مناطق نهفته است. به عنوان مثال شما لباس محلي آذري‌زبان‌ها را ببينيد. تنوع رنگ‌ها و آن لايه‌لايه‌هايي كه دارد، بسيار زيباست. من مي‌خواهم به نكته‌اي اشاره كنم. در آثار به جا مانده از يوناني‌ها مي‌بينيم زماني كه آنها پارچه‌بافي را ياد گرفته‌اند و پارچه را به دور خود مي‌پيچيده‌اند، ايراني‌ها به شهادت كتيبه‌هاي تخت جمشيد، علاوه بر دوخت لباس، حاشيه لباس‌هاشان را هم با نخ طلا گلدوزي مي‌كرده‌اند! 

خيلي‌ها معتقدند مدهايي كه در كارگروه مد و لباس ايراني ـ اسلامي پذيرفته شده‌اند و به نمايشگاه راه پيدا كرده‌اند، چندان دندانگير نيست و جوانان را جذب نمي‌كند. تا چه حد اين حرف را قبول داريد؟ 

به نظر من پاسخ اين سؤال را بايد در نظرسنجي‌ها جستجو كرد. به هر جهت به مرور زمان با ايجاد يك تنوع كثير، سلايق به شكلي تأمين مي‌شود. 

شما گفتيد مي‌توان از الگوهاي پوشش قومي استفاده كرد. من به شخصه تا به حال نديده‌ام به عنوان مثال دامني كه به قول شما لايه به لايه است و رنگ‌هاي متنوعي دارد، به عنوان الگوي پوشش مورد استفاده قرار بگيرد. اگر چنين اتفاقي بيفتد، هم پوششي مناسب ايجاد كرده‌ايم و هم با توجه به اينكه خانم‌ها به دامن علاقه دارند، جذب خواهند شد. پس چرا تا به حال شاهد الگوبرداري از لباس‌هاي اقوام مختلف ايران نبوده‌ايم؟ 

به نظر من بنياد نمي‌تواند پاسخگو باشد. به هر حال جامعه بستري دارد و بحث عرضه و تقاضا را نمي‌توان فراموش كرد. نقش طراحان لباس بسيار مهم است. طراحان بايد هم در حوزه لباس‌هاي سطح اجتماع و هم در زمينه لباس‌هاي مجالس الگوهاي مختلفي بزنند و از اين بسترها بهره گيرند. در كنار آن، توليدكنندگان هم نبض اصلي مسائل اقتصادي در پوشاك محسوب مي‌شوند و بايد به اين باور برسند كه اين الگو مي‌تواند در سطح جامعه عرضه مناسبي داشته و براي آنها سودآور باشد. متأسفانه توليدكنندگان راه ميانبر نادرستي را طي مي‌كنند. آنها الگوهايي را كه از كشورهاي اطراف برمي‌دارند، با تغييرات سطحي در بازارها عرضه مي‌كنند و به دنبال منافع صرفاً اقتصادي هستند و توجهي به كيفيت فرهنگي پوشاك ندارند. در حالي كه هر توليدكننده‌اي بايد بر روند شرايط اجتماعي و فرهنگي خاص خود تأكيد كند. بنابراين طراحان و توليدكننده‌ها نقش اصلي را دارند. عرضه‌كنندگان نقش كمتري دارند؛ چون به هرحال مجبور به عرضه كردن هستند. حالا وظيفه بنياد اين است كه با تشكيلات دولتي بتواند نقش نظارتي، حمايتي و هدايتي را ايفا كند. يعني علاوه بر گرد آوردن طراحان و توليدكنندگان و صنوف؛ هنرمندان و اساتيد و علما را هم دور هم جمع كرده و ضمن نظرسنجي، وحدت رويه‌اي را در قالب طرح‌ها و توليدات متنوع ايجاد كند. به علاوه، مردم صرفاً از توليدات داخلي استفاده نمي‌كنند. پس ما بايد براي يك مجموعه از توليدات پوشاك كه از خارج ايران هم وارد مي‌شود، طرح و برنامه داشته باشيم.
پس شما فكر مي‌كنيد بنياد مد و لباس ايراني ـ اسلامي خيلي هم نمي‌تواند مدسازي كند و بيشتر يك حالت نظارتي و حمايتي دارد؟ 

نه! اتفاقاً مي‌تواند فرهنگ‌سازي بكند. بنياد علاوه بر فعاليت‌هاي نظارتي، مي‌تواند به شدت فرهنگ‌سازي كند.
خيلي وقت‌ها كه اشخاص جذب يك فرهنگ غيرخودي مي‌شوند، مي‌شود مشكل را در يك سري كم و كاستي‌هاي داخلي جستجو كرد. اگر ما پاسخگوي خواسته‌هاي جامعه باشيم توليدكنندگان هم كمتر دست به وارد كردن الگوهاي بيگانه مي‌زنند. بنابراين گمان مي‌كنم تا حد زيادي بتوان از كارگروه مد و لباس ايراني ـ اسلامي در حوزه مدسازي متوقع بود.
بله، منظور ما هم دقيقاً همين است. يعني كارگروه هم دارد تلاش مي‌كند به همين‌جا برسد. 

آقاي باكيده! غربي‌ها موفق شدند كت و شلوارشان را بر ما غالب و به ما قالب كنند. اما چرا ما نتوانسته‌ايم يك مدل ايراني ـ اسلامي را صادر كنيم؟ 

در كشور ما گرفتاري‌ها و مشكلات مختلفي وجود دارد. بنابراين شايد مسئله مزبور، به عنوان يك طرح و برنامه كه در اولويت باشد، مطرح نيست. ضمناً به نظر شما اينكه يك لباس ايراني بر تن يك فرد مثلاً اروپايي باشد، چه مشكلي را مي‌تواند حل كند؟ ايرادي ندارد كه اينطور بشود؛ اما از چه مشكلي گره باز مي‌كند؟ 

شايد برخي به اين دليل روي اين قضيه حساس شده‌اند كه احساس مي‌كنند اين نوع مبادلات فرهنگي، به صورت يك طرفه انجام مي‌شود و حس تحت تسلط بودن را القا مي‌كنند.
كارخانه‌دارها و سرمايه‌داران بزرگ در زمينه لباس سود فراواني مي‌برند و طبيعتاً دست به ايجاد طرح‌هاي متنوع مي‌زنند. آنها در اين راستا از اكثر فضاسازي‌هاي رسانه‌اي و ژورنال‌هاي مختلف و... بهره مي‌جويند. پس به دنبال دستيابي به يك بازار هستند و اين امر طبيعي است. ما بايد ابتدا به ساكن براي مردم خود الگوسازي كنيم؛ سپس در مجامع بين‌المللي ـ مثلاً جشنواره‌ها ـ حضور پيدا كرده و رقابت كنيم. صرفاً بحث طراحي نيست؛ بلكه بايد زمينه‌هاي لازم را داشته باشيم تا مقتدر ظاهر شويم. مثلاً در توليد پارچه و مواد اوليه خودكفا باشيم تا حضوري پررنگ در بازار بين‌المللي داشته باشيم. 

شوهاي زيرزميني لباس در كشور ما به صورت موازي با نمايشگاه‌هاي ايراني ـ اسلامي حركت مي‌كنند و مدل‌هايشان با عرف و دين ما هماهنگ نيست. در مقابله با شوهاي زيرزميني لباس، چه كارهايي انجام شده؟ 

فكر مي‌كنم بهتر باشد اين سؤال را آقاي شاه‌آبادي پاسخ بدهد؛ ايشان بيشتر در جريان هستند.
چادر، حجاب برتر ماست. اما ما در چادر هم توليدكننده نيستيم و چيني‌ها آن را براي ما توليد مي‌كنند! سال توليد ملي فرصت مناسبي است كه براي توليد چادر در داخل كشورمان گام‌هاي اساسي برداريم. 
اما با گذشت نزديك به ۷ ماه از سال، هنوز خبري نيست. چرا؟ 

البته ما در پارچه توليدكننده نيستيم؛ ولي ساير كارهاي توليد چادر را خودمان انجام مي‌دهيم.
بله، اما با توجه به اينكه ميزان استفاده از چادر در كشور ما بالاست، فكر مي‌كنم كليتش بايد در انحصار خودمان باشد.
به نظر من هم امر واجبي است و وزارت صنعت، معدن و تجارت بايد پاسخگوي اين نياز باشد. خوشبختانه نماينده اين وزارتخانه هم در كارگروه حضور دارد. 

در جامعه ما در مورد رنگ‌بندي لباس‌ها، مقاومت صورت مي‌گيرد. آيا اين حرف را قبول داريد؟ اگر بله، آيا اين مقاومت درست است؟ 

نوع پوشش، يك نماد است. مثلاً در ايام سوگواري محرم، مردم سيه‌پوش مي‌شوند. در جشن‌ها و اعياد هم به همين شكل، پوشش خاص خود را دارند و رنگ‌ها الوان‌تر مي‌شود. سن افراد هم بي‌تأثير نيست. اگر نگاهي به كشورهاي آسياي ميانه بيندازيد، مي‌بينيد ميانسالان لباس‌هاي رنگي هم مي‌پوشند؛ درحالي كه در ايران ميانسالان ذاتاً علاقه دارند رنگ‌هاي سنگين‌تر بپوشند. ايرادي ندارد؛ اين يك سليقه است. به نظر من استفاده از نوع لباس و مدل‌هاي مختلف در سطح جامعه ما، بر مبناي نوع حضور آدم‌ها در مكان‌هاي مختلف شكل مي‌گيرد. 

پس شما عقيده داريد مشكلي در اين زمينه در كشور ما وجود ندارد و افراد طبق موقعيت‌هاي مختلف، رنگ‌هاي مناسبي مي‌پوشند. 

اتفاقاً ما ناهنجاري‌هاي بسيار داريم. خلط مبحثي كه اتفاق افتاده، باعث اين ناهنجاري‌هاست. مثلاً ما همه پذيرفته‌ايم در آزادراه نبايد بيش از ۱۲۰ تا سرعت برويم و اگر برويم، با ما برخورد خواهد شد. اين قانون است. افراد جامعه بايد قوانين را بپذيرند. اين قوانين بر مبناي آموزه‌هاي ديني ـ اخلاقي ما بنا شده و جرايمي هم براي آنها پيش‌بيني شده است. درون يك خانواده را قوانين آن خانواده تعيين مي‌كند. رفتارهاي ما را آموزه‌هاي اخلاقي ـ ديني ما تعريف مي‌كند. البته من نمي‌گويم لباس رنگي پوشيدن اشكال دارد؛ گرچه بد لباس پوشيدن، اشتباه است. حال اگر در قوانين جامعه نياز به اصلاح احساس مي‌شود، آن مبحثي ديگر است و مسئولان بايد در اين خصوص بينديشند. 

چرا شما از سمت مديريت فرهنگي بنياد ملي مد و لباس ايراني ـ اسلامي استعفا داديد؟ 

من استعفا نداده‌ام. اين خبر صحت ندارد. به شدت به اين فعاليت علاقه‌مند هستم. اتفاقاً معاونت محترم امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به خصوص آقاي شاه‌آبادي جديت و انرژي بسياري دارند و به شدت و به سرعت كار مي‌كنند. من متأسفانه به دليل اينكه در حوزه‌اي ديگر مأمور شدم، از ادامه فعاليت عذرخواهي كردم والّا در خدمت دوستان هستم. روند اداري اين امكان را نمي‌گذاشت كه علاوه بر فعاليت در سمت مديريت امور جشنواره‌هاي بنياد سينمايي فارابي، در بنياد هم به همكاري ادامه دهم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار