
چند وقتي است كه تحقيقاتي درباره زندگي و سيره پيامبر معظم اسلام (ص) شروع كردهام تا ضمن شناخت بهتر، بتوانم در مقالات و مطالبم از آن بهره ببرم. كتابها و مقالات متعددي از اين طرف و آن طرف به دستم رسيد كه حقيقتاً از ته دل افسوس ميخوردم چرا اين اطلاعات ناب در مورد پيامبر اعظم(ص) فراگيري و عموميت ندارد تا همه از وجود ايشان و اين منبع پرفيض برخود بباليم و شناختمان را بيشتر كنيم كه اگر چنين بود امروز قطعاً جامعه اسلاميمان گلستان ميشد، اما متأسفانه در ميان اين كتابها و مقالات به چند پي.دي. اف و جزو برخوردم كه نياز به مكث و تأمل داشت زيرا بهظاهر درباره حضرت محمد (ص) بود اما مطالب كمي عجيب و غيرباور درآن گنجانده شده بود كه كنجكاوي مرا بيشتر كرد، به طور مثال مطالب متناقضي از سيره نبوي يا تاريخ اسلام و اتفاقات مربوط به آن در جاهاي مختلف پي. دي. اف وجود داشت. برخي احاديث از پيامبر(ص) اغراقآميز و غيرواقعي بودند يا در بعضي قسمتها تاريخها مربوط به سالهاي بعد بود كه به پيامبر (ص) نسبت داده شده بود. با پرسوجو از چند كارشناس ديني متوجه شديم كه اكثر اطلاعات موجود در اين پي. دي. افها و جزوات جعلي هستند، متأسفانه جزوات در تيراژ بالا و پي. دي. افها هم در فضاي اينترنت و تلفن همراه تكثير شدهاند كه بيشتر هم دانشآموزان و دانشجويان از آن استفاده ميكنند و همين حساسيت را دوچندان كرده است.
ظاهر جزوات معمولي بود وشايد در وهله اول متوجه تناقضات نميشديم تنها كساني كه اطلاعات معمولي از پيامبر(ص) داشتند ميتوانستند به صحت و سقم مطالب شك كنند. به ياد آوردم يكي از تهاجمات نرم بهائيان در اصول تشيع، نوشتن كتاب و مقاله است مانند قرآني كه به زبان ايتاليايي نوشتهاند و آن را كاملاً تحريف كردهاند، پس ميتواند دراين بحبوحه هتاكي دشمنان به ساحت نبي مكرم اسلام (ص)، فرقه ضاله بهائيان كه همان سربازان جبهه دشمن هستند را به تكاپو وادارد تا كتاب و جزوه بيرون بدهند و براي انحراف اذهان عمومي اينبار به چنين كارهايي روي آوردند.
شيوه عملكرد آنها درست مثل شيوه مشهور بي. بي. سي است، بهگونهاي كه عوامل اين شبكه در كنار مثلاً شش يا هفت مطلب درست، يك مطلب غلط و انحرافي كار ميكنند تا در ذهن مخاطب جابيفتد بدون اينكه متوجه شود. جالب است كه جزوات هيچ منبع خاصي نداشتند و تنها با اسمهاي جعلي به نام آيتالله فلاني يا دكتر فلاني مشخص شده بودند تا براي خواننده معتبر جلوه كنند؛ اسامياي كه عمدتاً براي جامعه ما سند هستند، قبلاً هم چنين حركاتي را در مورد شبكه گلدكوئيستيها شنيده بودم كه براي قانوني و معتبر نشان دادن خود صفحاتي از استفتائات مراجع را منتشر ميكردند و به مخاطبان ميدادند تا متقاعد شوند كه فرضاً فلان مرجع ما را تأييد كرده است يا فلان مرجعي كه حكومت با او مشكل سياسي دارد، گفته از نظر شرعي كار ما خلاف نيست اما حكومت بهخاطر مسائل سياسي جلوي گلدكوئيست را ميگيرد.
دراين ميان آنچه اهميت دارد اين است كه چنين اتفاقاتي زنگ خطري است براي فعاليتهاي فرهنگي در عرصه مذهبي چرا كه دشمن در جنگ نرم هيچگاه رودررو حمله نميكند، براي همين هم اسم اين جنگ نرم است. توليد فيلم موهن ضد پيامبر اسلام(ص) يا كتاب آيات شيطاني سلمان رشدي را ميتوان حمله در خاكريز روبهرو دانست، هرچند مقصود آنها شبههفرافكني است اما اينجا شما ميتوانيد با ديدن يا شنيدن حقيقت موضوع را پي ببريد، در حاليكه وقتي فعاليتي به نام تبليغ و معرفي اسلام و چهرههاي شاخصي چون نبي اعظم (ص) كار ميكنند، پوشش استتار بالايي براي خود قائل شدهاند كه بايد دقت بيشتري براي شناخت داشت زيرا حتي در لباس دوست ظاهر ميشوند. مديرانجمن شهيد ادواردو آنيلي كه اين روزها نمايشگاه پيامبراعظم (ص) را جهت معرفي آن حضرت چاپ و منتشر كرده است، ميگويد: ما تاكنون ۱۴ نمايشگاه برپا كردهايم كه همه زير نظر روحاني ناظر بوده است زيرا معتقديم درانجام اين امور ديني بايد حتماً روحاني و كارشناس ديني وجود داشته باشد تا دچار اشتباه سهوي نشويم چراكه گاه حتي برخي منابع به ظاهر معتبر هم وجود دارند كه ممكن است باعث شبههزايي در جامعه شوند.
حرف او درست است زيرا گاه فردي مخلص بانيت پاك به جمعآوري اطلاعات براي معرفي مسئلهاي ديني عمل ميكند، اما از آنجا كه از حواشي و جريانات سياسي و فرقههاي انحرافي اطلاعات زيادي ندارد، نتوانسته انديشههاي آنها را ترويج كند، پس بايد در اين زمينه هم احتياط كرد، اما دراين ميان چاپ كتب و جزوات و پي.دي. افهاي اينترنتي كه بدون نظارت هرگاه غرضورزانه از طرفي فضاي مجازي برجبهه خودي ارسال ميشود، جاي تأمل دارد، پيشنهاد ما آن است كه در رابطه با آثار ناشناس هميشه با نگاه ترديد نگريسته شود و از آثارنويسندگان و انتشارات معتبر خروجي دارند، استفاده كنند، البته اين موضوع براي عرصه عمومي است نه متخصصان و آگاهان علوم ديني كه خود در اين عرصه استاد هستند.