
بر اين مبنا، تئوري بازدارندگي يعني كوشش يكي براي اعمال نفوذ در ديگري تا او را از اقدام به عملي كه متضمن خسارت يا هزينهاي براي اولي است، باز دارد. اين نظريه به طور ناگهاني ظهور نكرد و خاص قرن بيستم و پس از آن نيست، بلكه به طور تدريجي در طول تاريخ بشر تكامل يافت اما تحولات قرن بيستم و وقوع دو جنگ جهاني و پيدايي پديدهاي به نام سلاحهاي هستهاي به اين واژه مفهومي متفاوت داد و سبب شد از نيمه دوم قرن بيستم به بعد مبتني بر اين پديده جديد كه تنها در جنگ جهاني دوم به كار گرفته شده بود، معادلات جهاني تغيير يابد و البته جهان به عرصه يك رقابت فشرده براي دستيابي به اين سلاح كه مهمترين شاخصه آن «بازدارندگي» آن بود وارد شود. رقابت فشرده ابرقدرتها در دوران جنگ سرد و نظام دوقطبي آن دوران و چه در شرايط چندقطبي كنوني به نوعي متأثر از اين ويژگي است.
اما پديده انقلاب اسلامي در نيمه دوم قرن بيستم و شكلگيري نظامي مبتني بر ارزشهاي ديني فارغ از حوزه ابرقدرتها، علاوه بر به هم زدن ساز و كار رقابت دوران جنگ سرد و بنيانهاي آن صلح مسلح، تأثير شگرفي را نيز در حوزه مفهومي و جابهجايي مؤلفههاي مؤثر در رسيدن به توان بازدارندگي داشت و شايد بتوان دوران هشت سال دفاع مقدس در امتداد دوران پيروزي و شكلگيري انقلاب اسلامي را مراحل تكاملي اين نظريه و تحقق عيني و اجتماعي آن دانست. پديده دفاع مقدس و تحولي كه اين دفاع در عرصههاي نظامي و سياسي برجاي گذاشت، سبب تحول در مفهوم بازدارندگي و كاهش نفوذ و اثر ابزارها و به ويژه پديدهاي به نام سلاح هستهاي شد. به گونهاي كه وقتي مقاومت حزبالله در برابر رژيم صهيونيستي در جنگ ۳۳ روزه يا مقاومت فلسطين در جنگ ۲۲ روزه در برابر رژيمي كه سران آن اعتراف به داشتن بيش از ۲۰۰ كلاهك هستهاي دارند، افتاق ميافتد و رژيم صهيونيستي و امريكا را در برابر آن مقاومت ناتوان ميسازد تحول در مفهوم بازدارندگي اعتبار خاص خود را مييابد.
مقام معظم رهبري در ديدار روز پنجشنبه ۲۰/۷/۱۳۹۱ خود در جمع نيروهاي مسلح استان خراسان شمالي به درستي بر ابعاد و شاخصههاي اين تحول عظيم در عرصه استراتژيك و ديپلماسي اشاره كرده و ميفرمايند: «هر چه نيروهاي مسلح خودشان را، دلهاي خودشان را، جانهاي پاكيزه خودشان را با ياد خدا و ذكر خدا و معنويات مأنوستر كنند، توانايي آنها بيشتر خواهد شد، قدرت بازدارندگي آنها بيشتر خواهد شد. شما ببينيد، در جنگهاي اخير اين منطقه، در جنگ ۳۳ روزه، در جنگ ۲۲ روزه غزه، گروههاي اندك بر ارتشهاي به ظاهر قدرتمندي كه لاف و گزاف درباره قدرت خود ميگفتند، پيروز شدند. آنها «خدانشناس» بودند، آنها «مادي محض» بودند، اما اينها معنوي بودند. اينها «با خدا ارتباط» داشتند جبهه خود ما هم بهترين شاهد براي برترين توجههاي معنوي از سوي جوانان بود. در سنگرهاي ما، در خطوط دفاعي ما، در شبهاي تهاجم و حمله نظامي ما، راز و نياز رزمندگان يكي از مسائلي است كه در تاريخ ما بينظير بوده است و اين در تاريخ خواهد ماند.»
معظمله آنگاه با اشاره به روند توطئههاي دشمن در شرايط كنوني يادآور ميشوند كه: ملت ايران امروز بيش از هر زمان ديگري در مقابل دشمنان، احساس قدرت ميكند و اين احساس واقعي است، متكي بر واقعيات است، اين را دشمنان ما هم ميدانند. آمادگي و روحيه پاي كار بودن ملت ايران و نيروهاي مسلح آنچنان هيبتي را به وجود آورده است كه اجازه گمان و توهم تجاوز را نيز به دشمن نخواهد داد.
اما نكته مهم در اين ميان وقوف دشمنان به اين مؤلفه و شاخصههاي بازدارندگي نظام جمهوري اسلامي است و اگر بهانهجوييهاي آنها نسبت به انحراف برنامه هستهاي ايران را همانگونه كه خود بارها به آن اعتراف دارند يك «بهانه» بدانيم، آنگاه، چرايي تمركز آن بر تحريم اقتصادي مردم ايران و تلاش براي اعمال «فلجكننده»ترين تحريمها عليه مردم ايران براي «شكستن اراده» آنها را بهتر درك ميكنيم.
اگر «ياد خدا و معنويت» و «وحدت و انسجام ملي» و «پيوند با ولايت» را مهمترين مؤلفههاي اين بازدارندگي دوران معاصر بدانيم، تمركز دشمنان بر «شكست اراده ملي» و «معنويتزدايي و دينزدايي» و تلاش براي «گسست پيوند ميان امام و امت» بخشي از استراتژيهاي دشمن براي شكست و ايجاد خلل در قدرت بازدارندگي ايران اسلامي است و اين نكتهاي اساسي است كه مقام معظم رهبري به مؤلفههاي آن در ديدار روز شنبه ۲۲/۷/۹۱ خود با مردم شهرستان اسفراين بر آن تأكيد دارند آنگاه كه ميفرمايند: ملت ايران امروز با احساس قدرت و توانايي در يك عرصه رويارويي بزرگ «جنگ ارادهها» با دشمنان پيشرفت كشور قرار دارد و آنچه در اين نبرد ارادهها تعيينكننده خواهد بود، حفظ عزم و اراده مستحكم، بصيرت و روشنبيني، وحدت مردم و اتحاد كلمه مسئولان، وظيفهشناسي آحاد مردم و مغرور نشدن و غفلت نكردن از كيد دشمن است.»