
بعد از انتقادهايي كه عباسي، وزير ورزش و جوانان، معاونين او و رئيس مجلس از رسانهها كرده بودند، اين بار نوبت به رئيسجمهور بود كه يك بار ديگر همه كاسه كوزهها را بر سر اصحاب رسانه و خبرنگاران بشكند:«من اگر فوتباليست بودم به هيچ عنوان به صحبت رسانهها توجه نميكردم، نه روزنامه ميخواندم و نه تلويزيون نگاه ميكردم و خيلي راحت كار خودم را انجام ميدادم.
چند نفر بيكار نشستهاند و به ما ميگويند چه كاري انجام بده و چه كاري انجام نده، آنها فكر ميكنند اگر به ما مسئلهاي را نگويند اتفاق خاصي ميافتد. خيلي از مطالب ارزشي ندارد اما برخيها ميخواهند به ما خط بدهند كه اين طوري كار كنيد. فرد دلسوز كم داريم و برخيها به دنبال منافع ملي نيستند بلكه شلوغكاري را دوست دارند.»
البته ديگر به اين مسئله و به اين گونه قضاوتها و انتقادات غيرمنصفانه عادت كردهايم و خوب ميدانيم كه ديواري كوتاهتر از رسانهها براي مقصر جلوه دادن و شكستن كاسه كوزهها بر سر آنها پيدا نميشود.
البته خوب ميدانيم كه احمدينژاد زمين فوتبال را جاي مناسبي براي ابراز دوباره كنايههاي سياسي خود ديده است و اين اظهار نظر او نشان ميدهد كه هيچ منتقدي را تاب نميآورد و منتقدان را مشتي بيكار ميداند كه او را به عنوان فردي پركار امر و نهي ميكنند. ولي آيا خبرنگاران و منتقدان هم جزئي از همان مردم كه رئيسجمهور بارها خود را نوكر آنها ناميده است نيستند؟!
حتماً حق با رئيسجمهور، رئيس مجلس و وزير ورزش و جوانان و معاونانش است. حق با آنهاست و خبرنگاران مقصر هستند و به قول رئيسجمهور كه در كنفرانس مطبوعاتياش هم گفت، همه چيز از ما خبرنگاران بيرون ميآيد و شايد ما خودمان را اصلاح كنيم، همه چيز درست ميشود. بحمدالله همه چيز سرجايش است و هرچه هم كه سرجايش نيست، به گردن ماست.
اينكه نميتوانيم به جام جهاني برويم، اينكه در آسيا نتيجه نميگيريم، اينكه تعليق ميشويم، اينكه به لبنان ميبازيم، اينكه در ردههاي سني مختلف درجا ميزنيم و از طي كردن مدارج مختلف باز ميمانيم، همه و همه به پاي ماست؛ به پاي خبرنگاري كه در سختترين شرايط، هر نوع رفتاري را در هر زمان و مكاني به جان ميخرد براي آنكه تنها به دنبال يك لقمه نان حلال است و انجام رسالتي كه بر دوش دارد.
اما نه، انگار ما هماني هستيم كه رئيسجمهور ميگويد. عدهاي بيكار كه نشستهاند به نوشتن مسائل غير ضروري و رسيدن به منافع شخصي شان. شايد اينكه دوست داريم تيم ملي كشورمان راهي جام جهاني شود، اينكه بعد از باخت به لبنان نگران ميشويم و دلشوره بازي با كره را ميگيريم، اينكه تقاضاي حمايت از ردههاي سني و عدم زير پا گذاشتن قوانين را داريم، به اين دليل است كه منافع شخصيمان به خطر نيفتد!
خبرنگاران شدهاند بازيچه و عروسكهايي كه هر وقت لازم باشد يار دوازدهم هستند و هر وقت صلاح نباشد، ميشوند عدهاي بيكار كه مينشينند براي منافع شخصي شان مينويسند نه منافع ملي!
همه گويا متحد شدهاند. اما نه براي شكست كره و رسيدن به جام جهاني. بلكه براي خراب كردن اين ديوار كوتاهي كه همه تقصيرات را بر سرش آوار ميكنند و باز هم راضي نميشوند. آن هم در شرايطي كه مدتهاست مطبوعات و خبرنگاران، چشم بر همه كاستيها بستهاند و جز حمايت نميكنند از تيم ملي كه با شكست كره، شانسمان براي رسيدن به جام جهاني را بيشتر كند.
اما در حالي كه اين روزها تمام فكر و ذكرمان موفقيت تيم ملي است و حمايت همه جانبه براي شكست كره جنوبي، خنجرهاست كه در قلبمان فرو ميرود. آن هم از سوي دوستاني كه تمام تلاشمان را براي موفقيتشان ميكنيم.