
علي عليلو، نماينده مردم شبستر در مجلس شوراي اسلامي است كه دور اول به مجلس راه پيدا كرده است. وي كه متولد سال ۱۳۴۰ است و دردوران دفاع مقدس از رزمندگان بود، به مدت ۹ سال در كنار مرحوم حجتالاسلام ابوترابي به اسارت نيروهاي بعثي درآمد. عليلو درحال حاضر عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي است.
آقاي عليلو در مديريت برخي از گروههاي خودروسازي تغييراتي ايجاد شده است. بسياري از خودروسازان هنوز مشكل دارند. آيا مشكلات صنعت خودروسازان در رأس مديريتهايشان است؟ مشكلات به نظر گستردهتر ميآيند؟ بله، اين تغييرات اعمال شده است و بايد ديد چرا مديريت را برداشتند و مديريت جديد قرار است چه كاري انجام دهد.
مقداري شبهات حضور سياسي در اين بخش وجود دارد. رفت و آمد اعضاي مديريتي حوزه خودروسازان به كميسيون صنايع و معادن زياد بوده و هست و نمايندگان نيز به اين امر اعتراف دارند كه مديران سايپا و ايران خودرو را كه به كميسيون دعوت ميكنند، فقط ميآيند و ميروند.
همين طور است. به هر حال اين مسئله وجود دارد و بايد هر چه زودتر نسبت به وضعيت خودروسازان دقت و نظارت بيشتري صورت گيرد. صنايع خودروسازي از ذرهبين نظارتي مجلس دور نخواهند ماند و اين نظارت محدود به يك شركت خاص نميشود.
گويا احتمال تحقيق و تفحص از خودروسازان نيز مطرح شده است. بله، طرح تحقيق و تفحص از خودروسازان به هيئت رئيسه ارائه و به كميسيون صنايع و معادن ارجاع شده است لذا به زودي بعد از بحث و رأيگيري در صحن مطرح ميشود. بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه تحقيق و تفحص محدود به يك شركت خاص نيست و شامل تمام خودروسازان ميشود.
مهمترين محورهاي اين طرح چيست؟ قبلاً هم در مجلس هشتم تا حدي پيش رفت اما به نتيجه و اجراي قابل تأملي دست نيافت؟ از مهمترين محورهاي بررسي از اين شركتها بحث مديريت، گردش مالي و ارتقاي كيفيت خودروهاست كه در بعضي از شركتها مانند ايران خودرو بررسي گردش مالي اهميت بسياري دارد. بخشي از خودروسازان متعلق به بخش خصوصي و بخشي دولتي هستند و بايد نسبت به تعهدهايي كه دارند؛ پايبند باشند.
متأسفانه يكي از مشكلات فعلي كه به نظر ميرسد در مجلس وجود دارد اين است كه بازوي نظارتي مجلس متأسفانه قطع شده است. سؤال، استيضاح و تذكر ديگر كارايي قبل را ندارند و تحقيق و تفحص هم از اين شرايط دور نيست. چرا در نهايت اتفاقي كه لازم است نميافتد؟ دليلش اين است كه در جواب، توجيهاتي داده شده و شنيده ميشود و در نهايت قضيه تمام ميشود.
آقاي عليلو مسئله گراني همچنان پابرجاست و مشكل ارز در بازار و گرانيها بيداد ميكند. قضيه چيست؟ مگر قرار نبود مشكلات برطرف شوند؟ بله، متأسفانه آنهايي كه بايد سود ميبردند سود خود را با دونرخي كردن ارز بردند و منافعشان تأمين شد.
در حال حاضر ديگر كسي به فكر مرغ و گوشت گران شده سه ماهه اخير نيست، همه چيز حول محور گراني سكه و دلار ميچرخد. چرا بازار به اين جا رسيده است؟ آيا هيچ نظارتي وجود ندارد؟ درست است ديگر نميشود روي گراني مرغ و گوشت در ماههاي اخير خيلي تمركز كرد. البته بايد اشاره كنم كه قيمت تمام شده مرغ و گوشتي كه امروز ۵هزارو۴۰۰ الي ۶هزار كمي بيشتر و كمتر با نرخهاي نوساني در بازار عرضه ميشود، اصلاً اين نيست. آنچه در مورد اين گراني مطرح شد اين بود كه گفته شد آن افزايشها مربوط به حدود ۱۵ الي ۲۰ درصد افزايش نهاده سويا يا ذرت است. خب اگر ما بخواهيم اين افزايش را به هر مرغ يا كيلوي مرغي سرشكن كنيم شايد بشود ۱۵ يا ۲۰درصد، نه ۳۰ يا ۴۰ درصد افزايش قيمت، در حالي كه ما نسبت به شب عيد تا به حال بالغ بر دويست درصد افزايش قيمت داشتهايم. اين افزايش قيمت اتفاق ميافتد و بعد ميآيند و ميگويند كه دولت بازار را مديريت و كنترل كرد و مثلاً يك درصد قيمتها پايين ميآيد. اين نوع تمكين و تسليم شدن در مقابل اين جريان گراني چه معنايي دارد؟ جرياني ميآيد و يك شوكي را به بازار وارد ميكند و قيمتها را بالا ميبرد و منتي را هم بر گردن مردم ميگذارد كه دولت بازار را كنترل كرد. جالب است كه برخي از افزايشها حتي بالاي دويست درصد بودهاند كه پس از كنترل بازار به طور مثال ۱۰۰ درصد پايين ميآيد ولي ۱۰۰درصد ديگر سر جاي خود باقي است.
به نظر شما اين چه نوع كنترلي است كه صورت ميگيرد؟ ما هم همين سؤال را داريم. حتي خبر دارم كه برخي از خريدها درحوزه گوشت و مرغ از برزيل صورت گرفته است. وقتي از خريدارش سؤال كردم متوجه شدم هزينه آنچه در اين ميان افزايش يافته است چيزي حدود دو درصد در انتقال پول است كه به علت اينكه سيستم بانكي ما دچار اختلال شده اما به قيمتها افزوده شده است. البته به علت تحريمهاي بيروني در شيوههاي جديدي كه نميخواهم به آن بپردازم ما دو درصد نسبت به قبل افزايش كارگزاري صرافي يا جاهاي ديگر داريم، يك افزايش اينجا و يك افزايش در نهاده و در قيمت مبدأ داريم كه نسبت به گذشته تفاوت پيدا كرده كه در برخي بخشها ده درصد و در برخي جاها بيست درصد افزايش داشته است. ما در داخل افزايش ديگري نداشتهايم كه اگر سرشكن شود يا هر افزايش ديگري كه در داخل شده شايد نهايتاً به ۳۰ الي ۴۰ درصد افزايش ميرسد. چگونه در اينجا به صورت ناگهاني ۲۰۰درصد بالا ميرود؟ بعد دولت به عنوان كنترلكننده وارد ميشود و آن را ۵۰ يا ۱۰۰درصد پايين ميآورد و بعد گفته ميشود كه بازار كنترل هم شده است؟
با توجه به اينكه شما از نمايندگان بخش شمال غربي كشور هستيد و به سرماي زمستان نزديك ميشويم، وضعيت زلزلهزدگان آذربايجان چطور است؟ ميگويند هشتصد ميليارد تومان خسارت به مردم وارد شده و سريع هم ميخواهد بازسازي شود ولي آن بافت، بافت مسكن مهر نيست و بافت سنتي از بين رفته است، چه اتفاقي در آن استان ميافتد؟ موضوع زلزله جزو اتفاقات طبيعي است كه هر زماني در هر كشوري ميتواند رخ دهد. ببينيد سؤال خوبي مطرح كرديد كه بايد دو نكته را درخود جاي دهد. براي توضيح نكته اول را با اشاره به زلزله بم مطرح ميكنم. همان زمان مقام معظم رهبري تذكرات و صحبتهاي كليدي را بيان فرمودند كه مسئولان هوشيار باشند و مقاومسازي را در روستاها و شهرها شروع كنند. ما دو سفر به مناطق زلزلهزده داشتيم، يك بار مربوط به يك تيم هشت نفره از مجلس و مجمع نمايندگان استان بود و سفر بعدي با نايب رئيس اول مجلس، آقاي ابوترابي رفتيم كه اين بحث را متذكر شدم كه اگر دقت كنيم تمام بافتهايي كه صددرصد فروريخته يا صدمه ديدهاند، بافتهاي تيرچه چوبي و كاهگلي و قديمي است و ساختمانهايي كه تيرآهني بودهاند، باقي ماندند. يعني اگر ما اين كار را به موقع انجام ميداديم متحمل چنين هزينهاي نميشديم. برخي ميگويند اين كار انجام شده است، اما در كجا؟ چرا اولويتبندي و برنامهريزي و كارشناسي نشده است؟ دركجا بايد كارشناسي ميشد؟ ما با كارشناسان زلزلهنگاري صحبت كرديم. تمام يك ماه قبل از زلزله ورزقان و اهر را در سطحهاي زلزلهنگاري ديديم كه يك ماه قبل از آن منطقه گسلش فعال بوده و هر روز بلااستثنا و حتي برخي روزها دو تا زلزله دو و نيم ريشتري يا يك و نيم ريشتري اتفاق افتاده و در آنجا ثبت شده است.
اين زلزله ثبت شده اما متأسفانه براي آن تصميمي گرفته نشد؟ بله اما اين تصميم و اينكه چطور اين مقاومسازي صورت بگيرد، گرفته نشده است. با وجودي كه قبل از زلزله اين هشدارها در دستگاه زلزلهنگاري ثبت شدهاند، هم در هنگام زلزله فعلي كاري نميشد كرد. شما همين حالا برويد و در سطح كشور كارشناسي كنيد، آن بخشهايي كه روي خط زلزله و گسلهاي زلزله است، مشابه اين زلزلههاي كم ريشترِ ۵/۲، ۵/۱ و حتي نزديك سه را داريم، يعني در يك نگاه اجمالي با يك كارشناسي يك يا دو ماهه ميتوان تشخيص داد كه كدام گسلها با اين نوع زلزلهها كه ثبت ميشوند در ارتباط هستند و كدام مناطق بستر يك حادثه طبيعي هستند. بر همين اساس ميتوان به اين بخشها اولويت داد و وزارت مسكن و شهرسازي بايد بيايد بر اساس اين هشدارهاي ثبت شده زلزلهنگاري برنامهريزي كند كه درعرض اين تعداد سال، در اين خطها اين تعداد روستا قرار گرفته و اين تعداد خانه نيز نوسازي شده است و اين تعداد روستاها هم بايد مقاومسازي شود.
در برخي مناطق ممكن است ساكنين به صورت مناسب همراهي نكنند. بايد اين برنامهريزي حتي شده با اجبار انجام شود. طرح هادي روستاها را در كنار مقاومسازي تبديل به يك طرح جامع روستايي كنند و اولويت نيز خط گسلها باشد. يك برنامه ۵، ۶يا ۸ ساله مقاومسازي انجام شود و با همين وامهايي كه ميدهند، نوسازي را قبل از زلزله انجام دهند. استانداردهاي هلال احمر نسبت به نيازهاي يك زلزلهزده بسيار ناقص است. توزيع چادر، تأمين دستشوييهاي موقت، تأسيس مجموعههاي اردوگاهي، ايجاد موارد سرمايشي و گرمايشي و بسياري از موارد ديگر مانند مسائل اورژانسي به تعداد و نه به روش مناسب اصولاً به درستي انجام نميشود. ما در سفر به مناطق زلزلهزده به روستاهايي رفتيم وحتي با موارد اورژانسي هم مواجه شديم. چادر خيلي خوب توزيع شده و به تعداد بود ولي روشناييشان فراموش شده بود و حتي يك فانوس هم نداشتند.
توزيع چادر در سطح روستاها به صورت پراكنده توزيع شده بود، ده تا يك جا، بيست تا يك جا، پنج تا يكجا، يك موتور برق گذاشته بودند و در بالاي آن چند نورافكن روشن كرده بودند كه شعاع پنجاه تا شصت متر را روشن ميكرد، هر كسي كه در اين شعاع چادر زده بود، از روشنايي برخوردار بود، اما چادر خارج از آن، تاريكي محض بود، حتي يك فانوس يا چراغ قوه به آنها داده نشده بود.
بنابراين ما مشكلات زيادي در حوزه مديريت بحران زلزله داريم. درست است؟ ببينيد استانداردهاي پكيجي ما ناقص است. يعني اگر بخواهيم يك چادر بزنيم اينكه با چه اصولي آنها را بر پا و اردوگاهي كنيم مهم است، زيرا تأمين يك مجموعه اردوگاهي كه سي يا صد چادر باشد بسيار راحتتر از اين است كه به صورت پراكنده چادر برپا كنيم و بعد بخواهيم سرويس بهداشتي آنها را تأمين كنيم. ما بايد براي هر چند چادر يك سرويس بهداشتي را از اكنون كنار چادرهايمان در انبارها آماده كنيم. ما بايد كنار چادرهايي كه ميبريم يك فانوس استاندارد كه بعداً مشكلي نداشته باشد همراه داشته باشيم. حتي فانوسهايي داريم با سوخت منجمد، بسيار كمخطر، كه بايد كار كارشناسي كنيم و آنها را براي بحرانهاي اين چنيني آماده كنيم و در پكيجهاي امداديمان از همان روز اول ارائه بدهيم تا هر چادر براي خود يك فانوس روشنايي داشته باشد. وجه تخريبي همه زلزلههاي ما اصولاً در روستاهاست كه در بم و لرستان هم نمونهاش را ديدهايم و معنايش اين است كه بخشهاي آسيبپذير فضاي روستايي است. اقتصاد روستايي بر كشاورزي و دامداري استوار است. در مناطق زلزلهزده به ما التماس ميكردند كه ما هر چه داشتيم زير آن خاكها است. ما خرجي نداريم و چيزي نميخواهيم، اگر بيايند ده تا از گوسفندهايمان را بخرند ميتوانيم براي خودمان خانه كوچكي بسازيم يا نيازهاي روزمره خود و خانوادههايمان را تأمين كنيم و از اين وضعيت نجات يابيم.
اما در كشور ستاد دائمي بحران وجود دارد و اين هم مسئله مهمي است كه در نهايت وظيفه اين ستاد در طول سال چيست؟ چرا اين مركزيت به يك نتيجه مناسب منتج نميشود؟
يكي از مشكلاتي كه ما هنوز هم داريم همين است. مثلاً يك پيامك براي من آمد كه آمار كشتگان نهايي زلزله را ارائه ميكرد. از سوي ديگر وزارت كشور، وزارت بهداشت، هلال احمر و رئيس ستاد بحران هم در اين زمينه آمار ميدهد اما سؤال اين است كه معني ستاد بحران چيست؟ معني ستاد بحران اين است كه هر حرفي قرار است زده شود، در آن ستاد انجام شود و هر فردي براي خود صحبتي نداشته باشد. هنوز ما تعدد آمار داريم و اطلاعرساني صحيحي از اين مسئله انجام نشده است.
راهكار چيست؟ ببينيد من موضوع زلزله را به سه دسته تقسيم ميكنم. يكي قبل از زلزله، بحث دوم در زمان زلزله وسپس بعد از زلزله گفته ميشود كه بايد ساخت و ساز صورت بگيرد. ما قطعاً اين روستاها را نميتوانيم دوباره با بافت سنتي بسازيم زيرا امروز بايد با مصالح جديد ساخت و ساز شود. بايد اين روستاها با سبك جديد و با يك نگاه شهري نقشهبرداري شده و ساخته شود و بايد همه موارد يك روستا در آن ديده شود.
از خانه، محل نگهداري احشام، محل مدرسه و ورزش و درمانگاهِ روستا و بازارچه بايد در اينجا و با سبك شهرسازي هم ديده شود و حتي اگر لازم باشد جاي قديمياي را كه زلزله در آن اتفاق افتاده است، عوض كنند و مسافتي آن طرفتر، در يك جاي تميز و جديد و در يك زمين بهتر و مسطحتر بسازند و تحويل روستايي دهند. خوشبختانه اين امر اتفاق افتاده است.
وظيفه دولت در اين ميان و در حال حاضر در مناطق زلزلهزده چيست؟
مقداري در اين بين سوء استفاده ميشود. اعتقاد ما اين است كه دولت بايد نظرش به اين بخش باشد. در بازديد از مناطق زلزلهزده با كساني مواجه بوديم كه به شهر رفته و در همان جا خانه و كار و زندگي دارند و اصولاً شهرنشين هستند و در اين منطقهاي كه حالا زلزلهزده است خانهاي داشتند كه در طول سال چند روز به آنجا ميآمدند و ميرفتند و امروز كه اين اتفاق افتاده است به عنوان زلزلهزده جلوتر از همه ايستاده و منتظر دريافت تسهيلات هستند.
نهادي نيست كه اين افراد را مشخص كند؟
شوراهاي روستايي بسيار راحت ميتوانند اين افراد را مشخص كنند. جالب است كه هنوز آمار سكنه روستاييمان صحيح نيست. سكنه دائم كه اقتصاد روستايي دارد و آنجا زندگي ميكند و به زندگي شهري كمك ميكند، يك روستايي واقعي است و بايد در روستا حمايتش كرد و به وي تسهيلات داد و تقويت كرد. ما آماري از افرادي كه در روستا بودهاند ولي اكنون در شهر داراي كار و زندگي و خانه هستند و روستا محل تفريحشان است نداريم. اينها جزو مصرفكنندههاي روستا هستند نه توليدكنندههاي روستايي و قطعاً روستايي به حساب نميآيند. ما از اين افراد آماري نداريم كه آنها را از هم جدا كند. يكي از بحثها همين است كه با وجودي كه اين همه سرشماري شده است، اين آمارها مغفول مانده است. اينجا بايد بگويد كه طبق اين سرشماري شما جزو اين زلزلهزدگان نيستيد و بايد به شهر برويد و درخانه خودتان زندگي كنيد يا در نهايت اينكه شما در اولويت بعدي هستيد. آمارهاي سرشماري بايد وسط بيايد. بالاخره كجا ميخواهد به درد بخورد.
اصولاً جايي هست كه به صورت واضح از اين آمارها استفاده ميشود؟ من نديدهام.
آقاي عليلو مشكلات مربوط به درياچه اروميه همچنان پابرجاست. چه بايد كرد؟ درياچه اروميه جزو يكي از اتفاقات طبيعي است. البته من قائل نيستم كه صد در صد اين اتفاق طبيعي است و باز هم دست بيمديريتي و بيتدبيري در آنجا مشاهده ميشود.
يك مدت حتي جريانات مربوط به درياچه اروميه را با ديد سياسي نگاه ميكردند. اين مسئله طبيعي چه ربطي به سياست دارد كه با آن اين گونه برخورد ميشود؟
برخي افراد آن را سياسي و تبليغاتي كردند. واقعاً درياچه اروميه خشك نشد براي اينكه عدهاي بار تبليغاتي خود را از كنار اين درياچه با داد و فرياد و بعضي حركتها ببندند. مشكلات درياچه اروميه از سه جا ضربه ميخورد. اولي خشكسالي است. ريزشها و نزولات آسماني ما كم شده است و دوم استفاده بيرويه از منابع زيرزميني است. عدهاي زيادي خارج از سيستم مديريت واحد، ميزان بالايي از آبهاي زيرزميني حاشيه درياچه اروميه را از طريق چاههايي كه زدهاند تخليه ميكنند و زير درياچه خالي شده و آب آن فروكش ميكند. سومين آفت مشكلات درياچه اروميه تبخير است. ما در تابستان تبخير بالايي داريم به ويژه در جايي كه آب سطح بسيار كمي دارد و در آن بخشها آب به سرعت تبخير ميشود و خاك بيرون ميآيد و خشك ميشود.
به هر حال موضوع درياچه اروميه تنها يك موضوع زيست محيطي ساده نبوده و نيست و دغدغهآفرينيهاي زيادي دارد. چرا مجلس به صورت جدي وارد عمل نميشود و قوانين بازدارندهتري در اين ميان نميگذارد؟ ستادي قبل از اين مجلس تشكيل شده است به نام ستاد بحران درياچه اروميه، يا ستاد احياي درياچه اروميه، كه رئيس آن رئيسجمهور است اما عملاً معاون اول رئيسجمهور، اين ستاد را اداره ميكند. تا آنجايي كه من اطلاع دارم ۱۸مورد مصوبه داشته كه البته مصوبههاي بسيار خوبي هم بودهاند، ولي اينكه بحث اصلي اين مصوبات نيستند بلكه آن مشكل سوء مديريت يا ضعف مديريتي كه قبل از اين اشاره كردم در همين جاست. در اين جا است كه از آن ۱۸ مصوبهاي كه براي درياچه اروميه تصويب شده يكي از آنها اجرا نميشود. انتقال آب ارس از حقآبي كه ايران دارد چند سال است كه مطرح شده و عدهاي آن را خوراك كار تبليغاتي خود كردهاند اما هيچ كاري صورت نگرفته است. در يك برآورد مشخص شده كه ۸۰۰ ميليارد لازم است كه اين اتفاق بيفتد و كار بسيار خوبي هم هست. اين هزينه هم در رونق كشاورزي منطقه و هم درجبران كمبود آب درياچه اروميه، بسيار مؤثر و حائز اهميت است تا آب درياچه اروميه بدتر از اين نشود.
تأمين اعتبار به چه شكلي تأمين و هزينه ميشود؟ آيا تا به حال از اين اعتبار هزينهاي صورت گرفته است؟ از اين ۸۰۰ ميليارد، ۲۵ ميليارد آن در سال گذشته تأمين اعتبار شده است كه به علت اينكه نسبت به كل بودجه برآورد شده كم بوده در جايي ديده نشده است.
منظورتان چيست؟ يعني معلوم نشد كه چه شد. يعني اينكه خرج شد اما خود را نشان نداد. در حال حاضر ما روي اين موارد جلساتي جدي گذاشتهايم و در حال بررسي موضوعات مربوط به اعتبارات و بودجه و مصوبات درياچه اروميه هستيم. همچنين براي جلوگيري از تبخير آب درياچه اروميه با استفاده از سلولهاي خورشيدي كه اكنون به شكل شناور در روي درياچه قرار ميگيرد و از تبخير پيشگيري ميكنند را در دست بررسي داريم و از ديگر مواردي است كه دنبال آن هستيم. البته يكسري از كارها صورت گرفته است اما كند پيش ميرود و راضيكننده نيست. به نظر ميرسد به جاي اينكه برخي از آقايان مسئله درياچه اروميه را خوراك تبليغاتي و بلندگوي تبليغاتي خود قرار دهند، اجازه بدهند تا دست به دست هم دهيم و آن چيزي كه در اجرا از آن عقب هستيم را با كمك هم انجام دهيم. بايد برنامهها و مصوبات را اجرايي كنيم تا درياچه اروميه به سرنوشت هامون دچار نشود.
مسئولان اين حوزه هر يك راهكاري ارائه ميدهند. بله، برخي افراد معتقدند كه اين امر تنها با رحمت خدا انجام ميشود، يعني بايد بارندگي باشد اما ما ميگوييم نه اين طور نيست. البته درست است كه اصل ماجرا همان رحمت خداوند است اما به هر صورت خداوند متعال نعمتها و عقل و ذهن به ما عطا كرده است تا برنامهريزي كنيم و بتوانيم از وقوع يك اتفاق طبيعي كه ميرود تا سه سال آينده به صفر برسد پيشگيري كنيم و نگذاريم اين اتفاق بيفتد و گرنه همه چيز دست خداوند است. اگر ما فقط چنين اتكايي داشته باشيم كه بايد همه بيمارستانها را جمع كنيم و بگوييم جان و سلامتي دست خداوند است پس دكتر و علاج براي چيست؟ بله خداوند همه ابزار كار را در اختيار بشر گذاشته است تا وي از عقل خود استفاده و زندگي خود را مديريت كند تا به بحران نخورد و از نعمتهاي بزرگتر حراست كند. متأسفانه ما در آنجا دچار نوعي كمكاري و ضعف و سوء مديريت هستيم كه از معاون اول رئيسجمهور ميخواهيم كه اين موضوعات را طرح كنيم زيرا برنامههايي داريم كه به دستور ايشان مرتبطند ولي هنوز در مورد آنها موفق نشدهايم.
آقاي رحيمي بايد چه كمكي به اين ستاد و مصوباتش داشته باشند؟ فعلاً اميدواريم بتوانيم به زودي با ايشان ديداري داشته باشيم و يكسري دستورات را كه جزو مصوبات خودشان بوده است را ارائه كنند نه اينكه ما بخواهيم حرف جديدي داشته باشيم. ما در عين حال تشكر ميكنيم از آن مصوبات اوليه كه مطالعات و زحماتي پشت آن بوده است. من از آقاي رحيمي و مديران ذيربط در استان و از وزراي محترم تشكر ميكنم اما كار را كه كرد آنكه تمام كرد. صِرف اينكه تصميم بگيرند و آن را روي كاغذ مصوب كنند ولي اجرايي نشود فايدهاي ندارد كه موضوع مهمي به تصويب برسد اما در كشوي ميزهاي مديران باقي بماند. با اين شيوه بحران در كشور ما تمام نخواهد شد. ما آماده پيگيري و دوندگي و هماهنگي براي حل مشكلات اين حوزه هستيم و هر چيزي كه از مجلس لازم است مانند حمايت قانون و هر چيزي را لازم باشد انجام ميدهيم. خوب است كه آنها هم بيايند و آن چيزي را كه مصوب كرده و تصميم گرفتهاند را اجرايي كنند.