
شايد تا به حال براي شما هم پيش آمده باشد كه پوشش برخي در جامعه شما را نه تنها آزرده خاطر كرده بلكه آزار داده و تا دقايقي و حتي ساعاتي به برخي از صحنهها و رفتار و پوشش اشخاص فكر كردهايد.
اصالت، عادت و تقليد
در شماره قبلي «شهر هشتم» به وضعيت پوشش در دانشگاهها پرداخته شد و عوارضي كه اين مسئله ميتواند در محيطهاي آموزشي داشته باشد مورد بررسي قرار گرفت. در اين شماره به سراغ حسين باهر، فوق دكتراي رفتارشناسي از كانادا و مشاور امور رفتاري در دانشگاه شهيد بهشتي رفتيم تا نظر او را در مورد تأثير پوشش و لباس به شكلدهي شخصيت انسانها بدانيم.
بنيانگذار رفتارشناسي در ايران معتقد است: «لباس و انسان هر دو تابع زمان و مكان و سن و جنس هستند و لباس اثرات متقابلي روي فرد و جامعه دارد. همان طور كه انسان تابع زمان و مكان است لباس انسان نيز تابع مكان و زمان است. گاهي گرما و سرما، آداب و عادات، اصالت يا تقليد روي لباس و آدمها اثرگذار هستند. لباس تحت تأثير عواملي كه در محيط به وجود ميآيد قرار گرفته و به روي انسان تأثيرات مختلفي ميگذارد. هر كسي بر اساس لباسي كه ميپوشد شخصيتي از خودش ابراز ميكند. مثلاً فرض كنيد فردي لباس و يونيفرم پليس ميپوشد، حتي اگر آن را هم به دروغ پوشيده باشد، پليس جلوه ميكند و آن لباس روي خود فرد و روي ديگران اثر ميگذارد، بعضيها هم براي آنكه به آنها بگويند «آقايدكتر»، كراوات ميزنند! لباس اثرات متقابلي روي فرد و جامعه دارد. وقتي فردي كه لباس مرتبي بپوشد همگان به او با عنوان آدم منظم نگاه ميكنند يا اگر خانمي لباس به اصطلاح سنگيني بپوشد به او به چشم يك زن متين و موقر مينگرند.»
پوشش، هنر و شخصيت شماست
يكي از مسائلي كه خداوند به حضرت داوود به عنوان معجزه داد، صنعت لباس بود. لباس صنعتي است كه در زمان ما علاوه بر صنعت به هنر هم تبديل شده و يك هنر است. خوش پوشي، شيك پوشي، بد پوشي و زشت پوشي اينها همه مسائلي هستند كه شخصيت انسان را نشان ميدهند.
باهر در ميان سخنان خود به نكته جالب توجهي اشاره ميكند «ما هم به عنوان تحليلگر رفتاري در اولين برخورد با يك فرد از كفش و لباسي كه پوشيده اطلاعات ساكت را دريافت ميكنيم و بعد صورت او را تحليل كرده و او را سيماشناسي ميكنيم. قبل از سيماشناسي، قد و قواره و لباس فرد مقداري اطلاعات ساكت به شخص مقابل ميرساند. ما چندين زبان داريم؛ زبان قال، زبان حال (حالت آدمها)، زبان پوشش و زبان كوشش. پسري كه سرش را «تن تن» ميزند يا كسي كه شلوار بگ ميپوشد، در نگاه، اطلاعاتي به آدم ميدهد. مثلاً از جمله اينكه در كدام قسمت از شهر زندگي ميكند.»
بد بپوشيد و با عرف و معيارهاي جامعه بازي كنيد!
مشاور امور رفتاري در دانشگاه شهيد بهشتي لباس را مسئلهاي ميداند كه قبل از اينكه به شرع و قانون برگردد، مربوط به عرف است و مثالي از زنان تركمن صحرا ميزند: «اگر شما به تركمن صحرا برويد، زنانشان از قديم الايام روسري گل گلي به سر ميكنند و در عزا و عروسي هم همينطورند و عرفشان است. حالا اگر قانون بگذارند و اعلام شود كه جور ديگري لباس بپوشند، نميشود؛ چراكه پوشششان به عرف برميگردد. در شهرهاي مذهبي از قديمالايام خانمها چادري بودند و رضاشاه هرچقدر تلاش كرد نتوانست كشف حجاب را در ميانشان همهگيركند.»
حال اگر با بدپوششي عرف را به هم بزنيم و قانون را به اصطلاح مخدوش و خلاف رويه مكان، زمان، سن و جنس عمل كنيم خلاف عرف عمل كردهايم. مثلاً اگر بچه پنج سالهاي شلوارك بپوشد اشكالي ندارد، ولي اگر مردي در خيابان شلوارك پوشيد گرچه ممكن است شلوارك استتار داشته باشد ولي فرد با اين كار معيارها را به هم ريخته و موجب ميشود همه نگاهش كنند؛ چراكه شلوارك در ملأعام براي يك مرد جا نيفتاده است.
چهار عامل بدپوشي
اين رفتارشناس، عوامل بدپوششي و به همريختگي پوشش و اختلال نظم عرف در جامعه را به چند دليل ميخواند: «تقليد از ماهوارهها و سايتهاي اينترنتي، بيبندوباري افراد، لجبازي افراد با خانواده و جامعه و در موارد بيفرهنگي اشخاص.»
باهر در آخر تصريح ميكند: «برخي بعضاً در شهرهاي بزرگ به ويژه شمال شهر تهران به بيبند و باري دچار شدهاند و در مواردي بيفرهنگي افراد منجر به اين به همريختگي پوششي ميشود، يعني به اصطلاح به جاي اينكه مدرن شويم، مسير اشتباهي را پيمودهايم.»
به هر حال، گرچه توجه به لباس جان از توجه به لباس ظاهر بيشتر ضرورت دارد اما لباس و نوع و فرم پوشش از نظر روانشناختي تأثيرات قابل توجهي بر شكلدهي شخصيت انسان دارد. گاهي لازم است خودخواه نباشيم و براي افراد دور و برمان هم احترام قائل شويم و با پوششمان احترام به جا بياوريم نه توهين!