اول سال تحصيلي بود. بعد از احوالپرسي و آشنا شدن با بچههاي كلاس، درس را شروع كردم. بوي كتابهاي تازه در كلاس پيچيد. همه كتابها تازه و جديد بود. يكي از كتابها را برداشتم و با كتاب خودم مقايسه كردم. جز تاريخ چاپش هيچ فرقي نداشت! همه دانشآموزان كتابهايشان نو بود. با خودم فكر كردم كه يعني حتي يكي از كتابهاي سال قبل قابل استفاده نبود؟! ياد خرداد ماه افتادم كه بچهها كتابهايشان را پشت در سالن امتحان جا گذاشته بودند و خدمتگزار مدرسه با ناراحتي و غرغركنان جمعشان كرد و نميدانم چه بلايي سرشان آورد. از بچهها حال كتابهاي پارسالشان را پرسيدم همه يا دور انداخته بودند يا بعد از امتحان در مدرسه جا گذاشته بودند در حالي كه خيلي از اين كتابها هنوز قابل استفاده بود. حتي يكي از بچهها كه پسر عمويش يك كلاس بالاتر از او درس ميخواند هم كتابهايش نو بود؛ علت را كه پرسيدم گفت:« مگرقيمت كتاب چقدر است كه كتاب كهنه استفاده كنم؟ خجالت ميكشم!»
يعني نه فقط هيچ برنامهاي براي استفاده دوباره از اين كتابها وجود ندارد بلكه استفاده از كتاب پسر عموي بزرگتر، شخصيت ما را هم زير سؤال ميبرد و باعث خجالت است! اما واقعاً اين فقدان برنامهريزي و فرهنگسازي چه ضررهاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي دارد؟
اينكه كودكان ما وقتي در سبزي فروشي ورق كتابهايشان را دور كاهو و سبزي ميبينند چه تأثيري بر آنها دارد؟ همان كتابي كه قرار است ذهن او را بسازد! چرا بايد دانشآموزان ما عادت كرده باشند كه بعد از امتحانات پايان سال، كتابها را يكييكي به سطل زباله بيندازند؟! اين دانشآموزان قرار است سكاندار آينده اين مرز و بوم باشند؛ پس آيا نبايد درست رفتار كردن با كتابي كه ابزار دانش آموختن آنان است را بياموزند؟!
بايد يادمان باشد كه درست مصرف كردن و جلوگيري از اسراف يك وظيفه است كه زمان و موقعيت خاصي نميشناسد و لازمه هر جامعه در حال پيشرفتي به حساب ميآيد، به ويژه در حال حاضر كه بايد كمكم به اقتصاد مقاومتي عادت كنيم. بعضي از سالهاي تحصيلي، كتابها به دلايلي تغييرات ساختاري دارند كه در اين صورت، استفاده مجدد از كتابهاي سال گذشته سر كلاسهاي درس توجيه منطقي ندارد ولي در بسياري از اين تغييرات فقط چند جمله عوض ميشود كه ميتوان تغييرات كوچك را به اطلاع معلمان رساند تا دانشآموزان سر كلاس به اصلاح آنها بپردازند. البته زماني هم كه كتاب يا كتاب هايي تغييرات ساختاري دارند ميتوان آنها را بازيافت كرد و مورد استفادههاي ديگري قرار داد.
از طرفي، خيليها زير پوست همين شهر و كشور هستند كه نميتوانند پول خريد كتاب را بپردازند؛ چه اشكالي دارد كه اين افراد با رغبت و خواسته خود، كتابهاي سال گذشته را از كسي بگيرند و با آن سال تحصيلي را سر كنند؟!
تعيين جايزه براي پاسداران كتاب آموزش و پرورش موظف است به عنوان متولي آموزش پايه با برنامهريزي درست و ايجاد زيرساختها به اصلاح سيستم هزينههاي خود و ملكه شدن فرهنگ مصرف درست در دانشآموزان بپردازد. اين كار ميتواند نه فقط امروز بلكه تا نسلها فايدهها داشته باشد. اين وزارتخانه ميتواند از محل صرفهجويي كه از چاپ كمتر كتب درسي حاصل ميشود جوايزي را براي دانشآموزاني كه كتابهاي خود را تميز و مرتب نگه ميدارند تعيين كند؛ مثلاً با هزينهاي كمتر به جاي هر كتاب تميز به دانشآموز دفتر بدهد و به اين وسيله خانوادهها را هم تشويق به همكاري كند. از اين مهمتر تشويق دانشآموزاني است كه از كتابهاي دوستانشان كه در مقاطع بالاتر درس ميخوانند و كتابهاي سال قبلشان را تميز و خوب نگه داشتهاند استفاده ميكنند، آن هم دانشآموزاني كه توقعشان شايد به يك كارت صدآفرين خلاصه شود.
از سوي ديگر، ايجاد فرهنگ استفاده از كتابهاي كهنه كه هنوز قابل استفادهاند و اينكه دانشآموز به جاي خجالت كشيدن افتخار كند كه درست مصرف ميكند خيلي مهمتر از خوب نگه داشتن كتاب است. ميتوان قسمتي از نمره انضباط را به نحوه استفاده و مصرف كتاب و لوازم تحرير اختصاص داد تا دانشآموزان از كودكي به درست مصرف كردن عادت كنند. البته كتابهايي كه نميشود دوباره استفاده كرد را بايد جمعآوري و به مراكز بازيافت سپرد. ميدانيد كه به ازاي هركتاب يا دفتري كه كمتر استفاده كنيم چه ميزان به طبيعت كمك كردهايم يا اگر بتوانيم با برنامهريزي ميزان مصرف كاغذ در مدارس را كم كنيم تا چه ميزان از واردات كاغذ كم ميكنيم و چه ميزان ارز و دلار صرفهجويي ميشود؟
ميدانيد با اين كار چقدر به اقتصاد كشور كمك ميشود؟ من فكر ميكنم همين مطالب را كه به دانشآموزان بگوييم خودشان در اين امر پيشتاز ميشوند. آموزش و پرورش بايد از حالا كه اول سال تحصيلي است براي استفاده درست از كتابهاي بچهها و مصرف دوباره در سال آينده برنامهريزي و فرهنگسازي كند شايد كه سال آينده با صرفهجويي شاهد پايين آمدن قيمت كتاب و لوازم تحرير باشيم.