کد خبر: 490550
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۱
واكاوي گناه فتنه و اصلاحات در بروز مشكلات كنوني كشور
آنها كه اين روزها در طمع و هوس صندلي قدرت چشم به انتخابات سال ۹۲ رياست‌جمهوري دوخته‌اند، مانند سابق در حالي كه چند ماه به آغاز رسمي فعاليت‌هاي انتخاباتي باقي مانده است، ادبياتي را در دستور كار خود قرار داده‌اند تا احتمالا محصول آن را در زمان دلخواه برداشت كنند. اما قبل از برداشت محصول، طبيعتاً بايد بستر ورود و بازگشت خود به عرصه قدرت را هموار سازند و بر همين اساس است كه طي روزهاي اخير سران اصلاحات خود را به گيجي و آلزايمر سياسي زده‌اند و سعي دارند تمام كساني را كه پاكدامني سياسي (!) آنان را نمي‌توانند ببينند، كور و عقب‌مانده بدانند. اصلاح‌طلبان در اين اوضاع مي‌كوشند خود را بي‌گناه‌ترين و مظلوم‌ترين افراد معرفي كنند كه فقط بر اثر توهمات جريان سياسي مقابل به انزوا كشيده شده‌اند! و اينكه آنان در فتنه ۸۸ به دنبال براندازي نبوده‌اند و ذره‌اي كجروي از مسير قانون نداشته‌اند! و اينكه فقط آنها به دنبال تحقق آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و تعالي نظام در سطح بين‌المللي هستند! و در مجموع اينكه اكنون هر چه مشكل در جامعه است به خاطر دوري اصلاحات از قدرت است و بنابراين تنها راه نجات كشور بازگشت اصلاح‌طلبان به قدرت است!
اگر براندازي نبود، پس چه بود؟
نقاط تاريك اگرچه در پرونده فعاليت اصلاحات فراوان است، اما آن نقطه تاريكي كه اكنون اصلاحات را در ظلمات توهم و كوير سياسي گرفتار ساخته و از تشنگي براي نوشيدن يك قطره قدرت به دور خود مي‌پيچند، نقش آنان در فتنه سال ۸۸ است. اقدامات ناصواب اصلاح‌طلبان در حوادث پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري به قدري روشن بود كه از آن زمان تاكنون با ادبار عمومي مواجه شده‌اند و مردم در يك فرآيند كاملاً دموكراتيك آنان را از صحنه سياسي حذف كرده‌اند و در انتخابات به رقبايشان رأي داده‌اند. از اين رو اصلاح‌طبان مي‌دانند كه اگر بخواهند يك ورود پرقدرت به عرصه انتخابات داشته باشند بايد در درجه نخست اين نقطه سياه را از كارنامه خود حذف كنند و افكار عمومي را طوري مديريت كنند كه كمتر كسي از فعاليت‌هاي اصلاح‌طلبان افراطي در سال ۸۸ به فتنه و براندازي ياد كند. برادران خاتمي يعني سيد محمد و سيد محمدرضا بيشترين تلاش را در اين عرصه طي ماه‌ها و روزهاي اخير داشته‌اند تا در مصاحبه‌ها و نشست‌ها و ديدارهاي مختلف حرف‌هايي را بر زبان آورند تا معناي براندازي در طول حوادث سال ۸۸ را يا ناشي از توهمات جريان مقابل بدانند و برداشت عمومي را نسبت به آن تغيير دهند يا به طور كل وقوع هرگونه اتفاق خاصي در سال ۸۸ را انكار كنند. در چنين شرايطي بايد از اينان پرسيده شود كه اگر حوادث سال ۸۸ براندازي و فتنه نبود، پس چه بود و شما چه تعبيري در مورد آن حوادث داريد؟ آيا اصلاح‌طلبان براي تحكيم پايه‌هاي دموكراسي در ايران، خط بطلان بر انتخابات كشيدند و مردم را براي شورش عليه حاكميت به كف خيابان دعوت كردند؟ آيا از آنجا كه اصلاحات تنها راه موفقيت و كسب پيروزي مردمي و كشوري را در گرو وجود خود در قدرت مي‌دانست، سعي در حذف رقيب از مسير تجمعات خياباني داشت؟
البته واژه‌سازي در ادبيات يك ضرورت است و اديب و شاعر اگر نتواند واژه‌سازي كند بايد حرفه خود را تغيير دهد؛ بر همين اساس در ادبيات سياسي نيز برخي سياستمداران به دنبال خلق واژه‌هاي مناسب براي حمايت از طيف متبوع خود مي‌كوشند و در اين ميان اصلاح‌طلبان نيز بالا و پايين مي‌پرند تا بعد از يك اقدام براندازانه ناموفق، نام آن اقدام را «آزادي بيان»، «عبور در جاده دموكراسي»، «بي اعتمادي بين مردم و حاكميت»، «آزادي فضاي سياسي»، «مقدمات دموكراسي» و. . . بگذارند تا خود را در ميان افكار عمومي تطهير كنند. حال آنكه مردم ايران از اصلاح‌طلبان سياستمدارترند و در طول عمر انقلاب اسلامي اين واژه‌ها را بارها از سوي گرو‌‌ه‌هاي افراطي و خرابكار شنيد‌ه‌اند؛ همان گروه‌هايي كه اكنون به مانند برخي از اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران سال ۸۸ در خارج از كشور سكني گزيده‌اند.
فتنه ۸۸، سرمنشأ بروز مشكلات كنوني در كشور
اصلاح‌طلباني كه از يك طرف مي‌كوشند دامن خود را از براندازي پاك كنند و از سوي ديگر خود را تنها حلال مشكلات در كشور معرفي كنند، آيا از اين واقعيت مطلع نيستند كه بخشي از مشكلات ديروز و امروز كشور ناشي از اقدامات دشمنان خارجي است كه در زمان حاكميت اصلاحات و حوادث فتنه‌گون پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري بر اين اقدامات خرابكارانه افزوده شد و قصد آنها نيز همراهي با اپوزيسيون داخلي ايران جهت براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران بوده است؟ آن چنانكه جرج بوش در امتداد آرزوي خود براي نابودي ايران اسلامي در مراسم افتتاح «بنياد بوش» از اصلاح‌طلبان در ايران به عنوان خط مقدم امريكا ياد كرد و همچنين تا امروز برخي از مقامات خارجي كه براي تقويت اصلاحات در ايران دست و پا شكسته‌اند، بر اين نكته تأكيد كرده‌اند و به صراحت گفته‌اند كه هدف نهايي ما نابودي نظام جمهوري اسلامي است.
بخش ديگري از مشكلات كشور خصوصاً در زمينه اقتصادي نيز ناشي از فتنه‌گران داخلي است كه در مسير كمك به بيگانه دست در دست دشمن فشرده‌اند و هر روز در بخشي از بازار اختلال ايجاد مي‌كنند و سپس سعي دارند با اختلاف‌افكني ميان مسئولان، راه فراري براي خود بيابند. فتنه‌گران به منظور تسريع در حركت خود در پازل براندازي براي همه كساني كه رنگ اپوزيسيوني به خود گرفته‌اند، كارت دعوت فرستاده‌اند و به هر نحوي مي‌كوشند انحرافيون و افراطيون و انشعابيون و. . . را عليه ولي‌فقيه كه ستون خيمه انقلاب اسلامي است، تحريك كنند و البته از طرفي هم با خوشحالي خاصي مدام در سطح افكار عمومي القا مي‌كنند كه ما از سال ۸۸ و حتي از سال ۸۴ يك چنين روزي را مي‌ديديم و نسبت به آن هشدار داده بوديم. در پاسخ به اين فتنه‌گران كه در شرايط نابسامان اقتصادي كنوني سعي دارند حقانيت خود را اثبات كنند بايد گفت بخش اول مشكلات ناشي از اقدامات دشمن خارجي است كه از زمان فتنه‌گري اصلاح‌طلبان در سال ۸۸ شدت گرفت و حتي در خلال آن حوادث وزير امور خارجه امريكا در يك مراسم علناً عنوان كرد كه هر كاري از دست ما براي كمك به اپوزيسيون و تضعيف حاكميت در ايران برآيد، انجام خواهيم داد. فتنه سال ۸۸ و تاثيرات پياپي آن بزرگ‌ترين اهرم و سرمنشأ بروز مشكلات كنوني در كشور است كه دشمن را براي تضعيف جمهوري اسلامي به هر نحو ممكن جري كرد و فتنه‌گران با اقدامات خود از داخل به جبهه استكبار اين سيگنال را ارسال كرده‌اند كه اكنون در شرايط آشوب و اختلاف بهترين فرصت براي ورود دشمن خارجي به فاز جنگ پنهان با ايران است. بخش ديگر مشكلات كه ناشي از اقدامات دوستان نادان است نيز در فضاي غبارآلود پس از فتنه در حال دنبال است و در واقع اين افراد هم هر نامي كه بر آنان بگذاريم در زمين فتنه در حال قدم زدن هستند و قطعاً اگر حوادث سال ۸۸ پيش نيامده بود، اكنون آن افراد توان تحرك نداشتند. مشكلات كنوني كشور خصوصاً در زمينه اقتصادي يك نوع فتنه اقتصادي است كه سه ضلع «دشمن خارجي»، «فتنه‌گران» و «دوستان نادان» در حال تدارك آن هستند كه قطعاً نقطه مركزي اين مثلث كه سه ضلع مزبور را به هم رسانده، فتنه سال ۸۸ است.
مرزبندي اصلاحات با فتنه، تنها راه بازگشت به قدرت
اصلاح‌‌طلبان بايد از تجربيات نادرست خود در طول تاريخ به اين نتيجه برسند كه اگر قصد بازگشت به عرصه قدرت را دارند، مسير صحيح را انتخاب كنند و به جاي آنكه با دروغ و تشويش اذهان عمومي، خود را بري از گناه فتنه و براندازي بدانند و حتي وقوع حوادث سال ۸۸ را ناشي از اشتباه جبهه سياسي مقابل بدانند، بايد سعي در جبران اشتباه خود داشته باشند. پاشيدن بذر اختلاف ميان مسئولان و ايجاد اختلال در بازار و همدستي با بدخواهان و دوستان نادان به قصد ماهيگيري از آب گل‌آلود، اصلاحات را به هيچ منزل امني نخواهد رساند.
ترويج مباحثي همچون تلاش براي برگزاري «انتخابات آزاد و قانوني در سال ۹۲» از سوي اصلاح‌طلبان در شرايط كنوني بزرگ‌ترين نشانه‌اي است كه پايبندي اصلاحات به فتنه را اثبات مي‌كند و اين پيام را به دلسوزان مي‌رساند كه اين افراد در صورت باخت در انتخابات سال آينده باز هم به بهانه «فضاي امنيتي و انتخابات غير آزاد و غيرقانوني» دچار توهماتي نظير تقلب و تلاش‌هاي پوچي براي ابطال انتخابات و شورش خياباني خواهند شد؛ تلاش‌هايي كه اكنون نشانه‌هاي آن را بايد از فتنه اقتصادي مشاهده كرد.
بنابراين اصلاح‌طلبان اگر انتظار بازگشت به قدرت را دارند از هم‌اينك بايد مرز خود با فتنه و فتنه‌گران را مشخص كنند و لااقل اگر حاضر به عذرخواهي رسمي و علني نيستند، از هرگونه اظهارنظر و عملكردي كه مشترك با محيط فكري فتنه است، پرهيز نمايند و مواضع و عقايد خود را به منظور تولد اصلاحاتي نو و قانونمدار از درون اصلاحات پوك و قانون‌گريز گذشته، در مقابل فتنه قرار دهند و صادقانه و بدون بازي هياهو، با حمايت حداكثري از نظام، انقلاب و ولي‌فقيه، خط خود را از فتنه‌گران و اپوزيسيون داخلي و خارجي جدا كنند.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار