کد خبر: 490055
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
سحر داوودي
اصولاً درباره پيامبر اعظم(ص) كارهاي زيادي شده است به‌خصوص درسالي كه به نام پيامبر اعظم(ص) مزين بود، درآن سال موجي از آثار متعدد پيرامون شخصيت، سيره و اخلاق آن حضرت چاپ و منتشر شد؛ آثاري كه اكثراً شبيه به هم بودند و بيشترجنبه تحقيقي و تاريخي داشتند. درميان اين آثار تأليفي كمتر محصولي را مي‌توان يافت كه ازمنظر ادبي مجمل‌نويسي و تأثيرگذاري بتواند در كمترين زمان حضرت محمد(ص) را به مخاطب معرفي نمايد. 

كتاب«آخرين آفتاب» از جمله همين آثار خاص پيرامون آن پيامبر رحمت است كه با نگاهي ويژه ادبي و با توجه به زبان ساده و رواني كه دارد درحجم كم توانسته است سيره، تاريخ و اخلاق نبوي را به تصوير بكشد. از ديگر مشخصه‌هاي كتاب حاضر اين است كه با طراحي وچاپ خاص خود كليشه‌هاي مربوط به كتاب‌هاي مذهبي را شكسته و به يك اثر جوان پسند و مردمي تبديل شده است. ظاهر خاص كتاب حاضر آن را در زمره كتاب‌هايي قرار مي‌دهد كه افراد مي‌توانند پس از تهيه آن به مخاطبان خود از جمله خانواده‌ و دوستان و... آن را هديه دهند. به‌طورخلاصه كتاب با هدف هديه دادن نوشته و طراحي و چاپ شده است كه در آثار مذهبي كمتر چنين اتفاقي افتاده است. براي شناخت و معرفي بيشتر پيامبر معزز اسلام (ص) اين كتاب مي‌تواند هديه خوبي درعرصه فرهنگ‌سازي باشد. كتاب«آخرين آفتاب» اولين بخش از مجموعه ۱۴ جلدي،‌ ۱۴ خورشيد و يك آفتاب محسوب مي‌شود؛ مجموعه‌اي كه هركدام به صورتي ويژه به همان سبك و سياقي كه گفته شد به معرفي ائمه معصومين و پيامبر اعظم مي‌پردازند. سبك روايتگري كتاب كاملاً ادبي و روان است. در مجموعه صد داستان، حكايت و روايت در رابطه با پيامبر(ص) دراين اثر جمع آوري شده كه در صفحه آخر آن به ترتيب منابع ذكر گرديده است. 

كتاب حاضر و در كل مجموعه‌‌ ۱۴ خورشيد و يك آفتاب نخستين بار از طرف مجموعه فرهنگي شهرداري اصفهان درسال ۸۵ چاپ و منتشر شد و با استقبال خوبي هم مواجه گرديد. كتاب توسط يكي از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان به نام مركز آفرينش‌هاي ادبي قلمستان چاپ شده كه بهزاد دانشگر دبيراين مجموعه كتاب و مهدي قزلي تأليف آن را به عهده داشته است. ازجمله داستان‌هايي كه دراين كتاب آمده است: «وسط خطبه يكدفعه از جايش بلند شد. از منبر آمد پايين. از بين جمعيت رد شد. بچه‌اي به زمين خورده بود بلندش كرد و همراه خودش برد بالاي منبر روي زانو نشاند و بقيه خطبه را ادامه داد. نوه‌اش بود؛ ‌حسن. عرب بيابانگرد كه ‌آوازه محمد را شنيده بود آمده بود پيش‌اش كه چيزي بگويد يا چيزي بپرسد. او را كه ديد از جذبه حضرت زبانش گرفت. محمد ناراحت شد جلو آمد او را در آغوش گرفت و گفت: «راحت باش. من پادشاه كه نيستم، من پسر زني هستم كه با دست خودش شير بز مي‌دوشيد. مثل برادر تو هستم. راحت باش.» زبان بيابانگرد باز شد.» 

مجموعه ۱۴ خورشيد و يك آفتاب كه كتاب پيش رو يعني «آخرين آفتاب» يكي از آثار منتخب آن است با توجه به شيوه خاص نگارش و چاپ آن به خصوص مجمل‌نويسي كه از شاخصه‌هاي اين اثر است بيشتر براي قشر نوجوان و كم سن و سال تأليف شده است اما نوع نثر آن براي تمامي سنين مفيد است به همين دليل به نظر مي‌رسد جاي اين مجموعه با آن رنگ و لعابي كه دارد، در مساجد، ‌مدارس و بسياري از ارگان‌هاي دولتي كه امروزه به امرمهم مطالعه و كتابخواني پرسنل خود اهتمام ورزيده‌اند مفيد است؛‌ چرا كه خواننده با نگاهي اجمالي به‌وسيله اين كتاب با سيره نبوي و علوي آشنا مي‌شود. در واقع مي‌توان از اين كتاب كوچك وكم حجم و روايت‌گونه به‌عنوان جايگزين خوبي براي جايگاه‌هاي ويژه مطالعه دربيمارستان‌ها و كلينيك‌هايي هم كه بعضا مدتي است كتابخانه‌هايي در سالن‌هاي انتظار تعبيه كرده‌اند استفاده نمود. 

هركدام ما اگر تحت عنوان مسلمان و پيرو حضرتش ملقب هستيم بايد هر آنچه مي‌توانيم در راه شناخت و آگاهي بيشتر درمورد پيامبر اسلام (ص) بكوشيم تا دشمنان زخم خورده اسلام به خود جرئت جسارت به ساحت آن نبي رحمت (ص) را درهر شكل و قالبي ندهند و يكي از اين راه‌ها خواندن كتاب و مطالعه است و كتاب حاضر هم يكي از انبوه كتاب‌ها در اين رابطه است كه به شما مطالعه آن را پيشنهاد مي‌كنيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار