متأثر از اين فرآيند و برداشت بود كه مقام معظم رهبري در روز چهارشنبه گذشته با روشنگري مجدد نسبت به راهبرد دشمنان، پيام صريح «نظام اسلامي» را در مقابل آن اعلام كردند و بر بسياري از برآوردهاي دشمنان كه متأثر از وادادگي برخي از فعالان و عوامل داخلي و زمينهسازي جريان فتنه و ضدانقلابيون داخل و خارج بود، خط بطلان كشيدند.
ايشان در ديدار با شركتكنندگان در ششمين همايش ملي نخبگان جوان يادآور ميشوند: اين تصور كه علت دشمني جبهه استكبار با ملت ايران، اتخاذ برخي مواضع يا تصميمها بوده غلط است، علت اصلي همه اين فشارها، جايگاه مستقل ملت ايران و تسليم نشدن در برابر نظام سلطه است. هدف اصلي از افزايش فشارها به ملت ايران، وادار كردن ملت به تسليم است اما ملت ايران هيچگاه تسليم فشارها نشده و نخواهد شد و علت عصبانيت دشمن نيز همين موضوع است. ايشان آنگاه با اشاره به مؤلفهها و قدرت دروني نظام اسلامي يادآور ميشوند كه ملت ايران با تكيه بر ثروت طبيعي و انساني مستعدي كه در اختيار دارد، از گردنههاي دشوار و گذرگاههاي سخت عبور خواهد كرد و به توفيق الهي به قله سعادت دنيا و آخرت و آرامش و آسايش خواهد رسيد.
فارغ از برخي زمينهها و ريشههاي اقتصادي پديده گراني ارز در ماههاي اخير نظير تأثير تحريمهاي دشمن در زمينه كاهش فروش نفت ايران، مشكلات انتقال درآمدهاي نفتي به داخل، افزايش نقدينگي و... اما برخي از مؤلفههاي رواني و سياسي، در دامن زدن به اين تحولات و سوءاستفاده دشمنان بيروني و داخلي از فضاي موجود نقش اساسي داشته و دارد كه اهتمام و مديريت آنها در كاهش تنشها و چالشهاي آينده نقش اساسي دارد.
۱- چالشهاي دروني و اختلافات بيحاصل مسئولان در قواي مختلف كه نشانگر اصلي كردن مسائل فرعي است اين تلقي را در اذهان جامعه ايجاد ميكند كه گويا طرحي جدي براي حل مشكلات واقعي وجود ندارد و براي مسئولان آزاد كردن يك بازداشتي يا احياناً استيضاح يك وزير و. . . اهميتي بيشتر از مشكلات اصلي جامعه دارد.
۲- برداشت دشمن از اثرگذاري فشارها و تحريمها تنها به نرخ ارز مربوط نميشود، زيرا وقتي كه در جريان سفر رئيسجمهور به نيويورك بيش از چهار بار از ضرورت مذاكره با امريكا (در گفتوگو با سيبياس، پيبياس، اناچكي و. . . ) صحبت ميشود و در تهران نيز در پاسخ به خبرنگاري اعلام ميشود كه اجازه دهيم ديدگاهها مطرح شود، حداقل برداشتي كه در ذهن دشمنان ايجاد ميشود اين خواهد بود كه «صداهاي متفاوت از تهران شنيده ميشود» و به همين دليل است كه سخنگوي وزارت خارجه امريكا از تأثير فشارها سخن به ميان آورده و اتحاديه اروپا براي برآورد صحنه و تشديد تحريمها جلسه محرمانه تشكيل ميدهند و به افزايش فشارها و تحريمها براي «تسليم ايران» تأكيد ميكنند.
۳- عملكرد مجموعه جريان بيروني و داخلي فتنه در تحولات اخير و دروغپردازيهاي آنها و تلاش براي دامن زدن به بحران ارز با دروغپردازيها و. . . نشان از صحت راهبرد نظام در مقابله با اين جريان بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري دارد زيرا آنها با فضاسازيها و دروغپردازيها و فراخوانهاي خود نشان دادند كه جز مزدوري سازمان سيا و موساد و MI۶ هيچ هنر ديگري ندارند و هر فرصتي را ميخواهند به ميدان آشوب و چالش نظام تبديل كنند.
۴- براي آن گروه از مفسدان اقتصادي و حاميان آنها در برخي از دستگاهها، فضاي اقتصادي كنوني بهترين فرصت براي سوءاستفاده و بهرهگيري از بازار كاذب ارز است، لذا با به جريان انداختن ثروتهاي بادآورده و اخلال در بازار به آساني سياستهاي پولي و مالي دستگاههاي مسئول را كه بعضاً تلاش ويژهاي را براي حل مشكل آغاز كردهاند به سخره ميگيرند كه افشاگري دادستاني در مورد يكي از آنها با گردش مالي يك هزار ميليارد توماني در ماههاي اخير مصداقي از آنها است. اينها در فرصت مقتضي حتي قادرند برخي از سادهلوحان را در اعتراض به وضعيت به خيابان بكشانند و متأثر از آن مسئولان را از اتخاذ تصميمات منطقي بازدارند.
۵- گراني ارز در كنار پيامدهاي منفي خود، بازتاب مثبتي نيز در عرصه اقتصادي كشور در زمينه كاهش واردات و افزايش صادرات و رونق توليد ملي ميتواند داشته باشد و اين امر به طور طبيعي به زيان واردكنندگان و رانتخواراني است كه درآمدها و حيات خود را طبعاً در واردات كالاهاي بنجل خارجي ميبينند. در اين زمينه چه بسا برخي از تحركات اخير در آغاز اعتراضات متأثر از نگراني آنها باشد.
اما هوشياري مردم نسبت به اين تحولات و اعتمادها و باور آنها به قابليتهاي دروني نظام براي عبور از اين چالشها و مشكلات كه ريشه اصلي آن در توطئههاي دشمنان است، آنها را نسبت به ضرورت استقامت بر اصول در مقابله با راهبرد دشمنان مصممتر ساخته است و در اين ميان هوشياري و بصيرت و همدلي مسئولان و ثبات قدم آنها در اصول و مباني نظام، هزينههاي مردم و نظام در عبور از اين مراحل را كاهش خواهد داد.