کد خبر: 489344
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
هوادار پرسپوليس جواب مي‌خواهد، نه تمسخر و جبهه‌گيري
 صبري كه نه تنها نتوانست تأثيري در روند نتيجه‌گيري پرسپوليس داشته باشد، كه باعث شد سرمربي و مديرعامل اين تيم، تصور كنند اشتباهي از آنها سر نزده كه صدايي از سكوها و هوادار پرسپوليس درنمي‌آيد. اما صداها كم‌كم بلند شد. از همان روزي كه ناكامي‌هاي تيم برگردن يك نفر افتاد. از همان روز كه بازيكن غايب سفر اصفهان، شد عامل باخت به سپاهان و شد تنها مشكل اين تيم و دليل تمام ناكامي‌هاي آن. اما اوج صداها را در دقايق پاياني بازي با سايپا مي‌شد از روي سكو‌هاي آزادي به خوبي شنيد اما باز هم صداهاي اعتراض‌آميز تماشاگران از دقايق ابتدايي بازي نبود و به انتهاي بازي موكول شده بود. يعني آنها بازهم قصد صبوري داشتند به اميد اينكه اين پيرمرد پرتغالي كه تاكنون چيزي از كوله‌بار تجربه‌اي كه همواره به آن مي‌نازد، بيرون آورده و ترفندي رو كند براي نتيجه يا حتي يك بازي قابل قبول. اما باز هم خبري نبود تا فريادهاي در گلو خفه شده اين ۱۱-۱۰ هفته، آزادي را به لرزه درآورد. 

شعار «حيا كن، رها كن»، شعار شناخته شده‌اي در فوتبال است اما اين بدان معنا نيست كه شعار دم‌دستي باشد و هوادار هر زمان كه حوصله‌اش سر رفت آن را سر دهد؛ اين شعار را خيلي‌ها در فوتبال شنيده‌اند و خيلي‌ها هم با آن رها كرده و رفته‌اند اما اين شعار، تنها زماني از سوي هواداران، تماشاگران و سكوها سرداده مي‌شود كه كارد به استخوان آنها رسيده باشد و آنقدر صبوري كرده باشند كه ديگر تحمل قطره‌اي صبوري را هم نداشته باشند. 

فرياد هوادار پرسپوليس سه‌شنبه شب، نه فرياد اعتراض معمولي، ضجه‌هاي عاجزانه هواداراني بود كه التماس مي‌كردند براي تلنگري كه تيمشان را از اين وضعيت اسفناك نجات دهد. هوادار پرسپوليس كه امروز رويانيان برايش حد و مرز مشخص مي‌كند و اجازه نمي‌دهد به تماشاي تمرين تيمش بنشيند اگر توان خريد كارت هواداري اين تيم را نداشته باشد، دردش چيز ديگري است كه اين روزها سعي مي‌شود با هر عنواني ناديده گرفته شده و به حاشيه برود. 

هوادار پرسپوليس براي اثبات هواداري‌اش نيازي به تكه‌اي كاغذ طراحي شده ندارد. او همان كسي است كه ساعت‌ها پشت درهاي بسته درفشي‌فر به انتظار مي‌ايستد زير برق آفتاب و در سرماي استخوان‌سوز زمستان كه تنها لحظه‌اي با بازيكنان تيمش ديدار كرده از آنها درخصوص پرسپوليس‌اش بپرسد.
او هماني است كه هزاران كيلومتر را طي مي‌كند و ساعت‌ها پشت درهاي آزادي روي زمين بي‌منت خدا مي‌نشيند به انتظار چشمك آفتاب و باز شدن درهاي ورزشگاه پير تا بازي تيمش را از نزديك به تماشا نشسته و با تمام توانش، پرسپوليس‌اش را تشويق كند. در حالي كه شايد هفته‌ها سخت كار كرده تا هزينه اين سفر را فراهم كرده باشد. 

هواداري كه نمي‌خواهد تيمي كه سال‌ها با آن زندگي كرده و با عشق آن قد كشيده و مو سفيد كرده، به دست پيرمردي تازه وارد كه وقاحت را به حدي رسانده كه هوادار پرسپوليس، تنها سرمايه اين تيم را هم به باد تمسخر مي‌گيرد، نابود شود اما امروز، ديگر مديرعامل اين تيم را هم ندارد براي پشتيباني و براي اينكه ناله‌هاي دلش را بيان كند. پرسپوليس، اين فصل هم مثل سال گذشته زخم‌هاي زيادي بر دل هوادارانش گذاشته اما اين هوادار تنها فرياد زدن برايش مانده است. فريادهايي كه خوب مي‌داند گوش شنوايي براي شنيدن آن نيست وقتي مانوئل در مقابل اين فريادها، او را به تمسخر مي‌گيرد و رويانيان به ميز محاكمه‌اش مي‌كشاند! 

رويانيان هنوز نمي‌داند هوادار تنها سرمايه پرسپوليس است كه نه برايش ريالي بايد خرج شود كه حضورش احساس شود و نه نيازي به پاداش و فرش قرمز دارد. او هميشه هست و نه رويانيان، نه مانوئلي كه هنوز معلوم نيست تا كي قرار است باشد و چه‌ها قرار است بكند و نه حتي بازيكنان پرمدعا، هيچ كدام حق به سخره گرفتن او و ايستادن برابرش را ندارند. 

هوادار پرسپوليس كه طي ۱۰ هفته گذشته، با صبوري شاهد اتفاقات تحقيرآميز و ناكامي‌هاي كليشه‌اي و دنباله‌دار پرسپوليس و اداها و ادعاهاي بي‌محتواي مانوئل و سرزنش‌هاي رويانيان بوده، ديگر نمي‌تواند صبوري پيشه كند و صبرش لبريز شده كه شعار «حيا كن، رها كن»را با نام پيرمرد پرتغالي نيمكت تيمش فرياد مي‌زند. فريادي كه نشان از نگراني او بابت نتايج، عملكرد و وضعيت تيمش دارد. تيمي كه به دست پيرمرد پرمدعاي پرتغالي قلع و قمع شده و كسي هم نيست كه جلوي اين پيشروي او در نابودي پرسپوليس را بگيرد. 

هوادار پرسپوليس نمي‌خواهد باز هم صبوري به خرج داده و شاهد هر هفته يك تركيب و دويدن‌هاي بي‌برنامه و بي‌تاكتيك و بي‌محتوايي باشد كه دست آخر به از دست رفتن سه امتياز بازي‌ها مي‌انجامد و پرسپوليس را به سكوهاي پايين و پايين‌تر جدول هدايت مي‌كند.
هوادار پرسپوليس خواهر خواندگي با فلان تيم و حمايت از فلان تيم و رديف شدن رشته‌هاي ورزشي ديگر با نام پرسپوليس را نمي‌خواهد. هواداري كه سه‌شنبه شب، از بن وجود در ورزشگاه پير فرياد مي‌زد، تنها يك چيز مي‌خواهد و آن هم موفقيت تيمش است و بازگرداندن ابهت از دست رفته پرسپوليس تا ديگر انتهايي‌ترين تيم جدول هم به خودش اجازه ندهد بگويد پرسپوليس را مي‌بريم و اتفاقاً هم بتواند پرسپوليس را ببرد. هوادار پرسپوليس، پرسپوليس را مي‌خواهد نه تيمي را كه حمايت‌هاي بي‌منطق رويانيان از مربي سن و سال بالاي آن، به ويرانه تبديلش كرده و بر اين باور است بعد از ۱۱ هفته كه پرسپوليس با مانوئل كه همچنان در خواب گذشته‌هايش است و لجوجانه به ادامه راه اشتباهي كه در پيش گرفته اصرار دارد، پرسپوليس نمي‌شود و به هيچ جا نمي‌رسد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار