
به گزارش خبرنگار ما، بعد از اينكه قاضي محمدسلطان همت يار رسميت جلسه دادگاه را اعلام كرد نماينده دادستان تهران از كيفرخواست دفاع كرد. او گفت: متهم پرونده كه سياوش نام دارد و ۴۳ ساله است، برابر اوراق پرونده سوم دي ماه سال گذشته همسرش را در خانهشان با ضربات چاقو به قتل رسانده است. او بعد از حادثه اقدام به خودكشي كرد و به بيمارستان منتقل شد اما از مرگ نجات پيدا كرد و پنج روز بعد از قتل همسرش بازداشت شد. متهم در بازجوييها به جرم خودش اقرار و صحنه جرم را نيز بازسازي كرده است. پزشكي قانوني نيز سلامت رواني او را تأييد كرده است، بنابراين براي او درخواست صدور مجازات قانوني دارم. سپس مادر و دو فرزند مقتول كه در دادگاه حاضر بودند، براي متهم درخواست قصاص كردند.
در ادامه متهم در دفاع از خودش گفت: قبول دارم كه همسرم را به قتل رساندهام، اما از حادثهاي كه اتفاق افتاده متأثر و پشيمان هستم. همسرم را بسيار دوست داشتم. در زندگيام مرتكب اشتباه بزرگي شدهام كه هرگز قادر به جبران آن نيستم. وقتي با همسرم آشنا شدم، از زندگي اولش شكست خورده بود اما من به او علاقه داشتم و به خاطر همين علاقهام با او ازدواج كردم. خانواده ام با اين وصلت موافق نبودند و ايكاش به حرف خانوادهام گوش ميدادم اما من مقابل آنها ايستادم تا به خواسته خودم برسم. البته خيلي زود متوجه انتخاب خودم شدم اما ديگر چارهاي نداشتم و مجبور به ادامه زندگي بودم. همسرم دوست داشت آزاد باشد و تجارت كند. گاهي بهانه ميآورد و به خانه مادرش ميرفت و مجبور بودم او را با التماس به خانه برگردانم. وقتي بيتوجهيهاي همسرم نسبت به من زياد شد، مجبور شدم با زن جواني كه از شوهرش طلاق گرفته بود و حالا هم در دادگاه حاضر است، صيغه شوم. البته مدت كوتاهي با او بودم و خودم ماجرا را به همسرم گفتم و بعد هم رابطهام را با همسر صيغهايام قطع كردم.
متهم درباره روز حادثه گفت: وقتي اختلافهاي ما زياد شد در حالي كه يك دختر و يك پسر داشتيم، تصميم گرفتيم تا از هم جدا شويم. روز حادثه به دادگاه خانواده رفتيم و بعد از تشكيل پرونده براي انجام كارهاي نهايي به خانه برگشتيم. در خانه بوديم كه از او خواستم به زندگي برگردد. او عصباني شد و گفت ميخواهد به آرزوهايش برسد و مرا نيز مانند شوهر اولش به زير خاك ميفرستد و دو فرزندمان را هم ميكشد. عصباني شدم و به آشپزخانه رفتم تا سيگارم را روشن كنم. وقتي در كابينت را بازكردم، گاز اشكآور به چشمم خورد. آن را برداشتم. همسرم مدام داد و فرياد ميكشيد. گاز اشكآور را روي حوله زدم و جلوي دهانش گرفتم. عصباني بودم و كنترل خودم را از دست داده بودم. او داشت بيحال ميشد كه چاقويي جلوي دستم آمد. آن را برداشتم و چند ضربه به گلويش زدم كه نقش بر زمين شد. چند بار تكانش دادم اما بيهوش شده بود. از ترس وحشت كردم. با چاقو ضربات زيادي به خودم زدم تا خودكشي كنم بعد هم ۵۰ قرص خوردم و ديگر چيزي نفهميدم تا اينكه چهار روز بعد در بيمارستان به هوش آمدم و متوجه فاجعهاي كه اتفاق افتاده شدم.
سپس شاملو، وكيل متهم در جايگاه حاضر شد و گفت: دو فرزند مقتول براي پدرشان درخواست قصاص كردهاند. البته آنها حق دارند مطابق قانون از دادگاه خواسته خودشان را مطرح كنند اما حالا مادرشان فوت شده و با درخواستي كه دارند، پدرشان را هم از دست ميدهند. از آنها ميخواهم نسبت به خواستهاي كه دارند بيشتر فكر كنند، چراكه سالها بايد در جامعه زندگي كنند و متوجه آسيبهاي احتمالي آن هم باشند. پزشكي قانوني سلامت متهم را تأييد كرده اما در اين گزارش آمده كه متهم داراي اختلالات رواني نيز بوده است. به خاطر همين ميخواهم او به پزشكي قانوني معرفي شود تا دوباره معاينه شود.
پسر مقتول به دادگاه گفت: پدرم و وكيل او در دادگاه حرفهايشان را بازگو كردند. من درباره تصميم خودم بيشتر فكر ميكنم اما دادگاه هم بايد بداند كه پدرم خيلي وقتها مادرم را كتك ميزد. يك بار او را به خاطر سرقت از محل كارش اخراج كردند و مادر به خاطر كار زشتي كه او كرده بود، مدام زجر ميكشيد؛ چراكه دوست نداشت پول حرام در زندگيمان بيايد. او گاهي شبها به خانه نميآمد و بهانه ميآورد و معلوم نبود شب را كجا سپري ميكرد. وقتي مادرم به او اعتراض ميكرد، او را كتك ميزد. حالا من در اين باره بيشتر فكر ميكنم. قاضي همت يار بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه وارد شور شد.