قرار من آن طور كه در نوشته نخست آمد، ديدن اثر بود و داوري درباره آن. به بهانه اين مستند برخي دوستان آراي سياسي خود را عرضه كردهاند. من در تأييد يا رد اين موارد حرفي و البته تخصصي هم ندارم. با اين حال اين نوشته نميتواند صرف اظهارنظر درباره فيلم باشد و تمام. به گمان من بايد نتيجه را به سه بخش تقسيم كرد. ۱- شخص مصطفي واعظ طبسي ۲- كيفيت فيلم و حواشي آن ۳- توليت و تصويربرداري در حرم امام رضا (ع)
۱- مصطفي واعظ طبسي: او در خط، سفال، حكاكي روي سنگهاي گرانبها و تذهيب هنرمندي حرفهاي است، در خط، شاگرد اميرخاني بوده است. سالهاي سال قاليبافي و هنر رنگآميزي نخ قالي را در مشهد آموخته است. در هنر مهجور حكاكي روي سنگهاي گرانبها، نفر اول ايران و شايد جهان باشد. او گوشهگيرترين عضو خانواده طبسيهاست.
به سبب عشق و آشنايياش با هنر، چنانكه آمد مدتهاست سعي دارد بدنه سنتي آستان قدس را با لزوم هنرهاي مدرن،به ويژه سينما آشتي دهد. پاي برخي سينماگران و مستندسازان بزرگ نظير «مجيد مجيدي»،«فرهاد اصلاني»، «جعفر اطيابي» و ... را نيز به آنجا باز كرد. اما سپردن مستندي ۵۰۰ ميليوني – به گفته خودش- به دختر جواني كه هيچ تخصصي در اين عرصه نداشت،اين حلقه را گسست. مصطفي ميگويد: پس از ساخت آن مستندها، ما براي مجموعه بعدي به دنبال گروه مطمئني بوديم و يكي از دوستان كه مسئوليت فرهنگي مهمي دركشور دارد، اين گروه را به ما معرفي كرد. ما هم اطمينان كرديم. مصطفي بخش اعظم گفتههاي سحر ريحاني را تكذيب ميكند. ميگويد تاكنون به كشور كره سفر نكرده است. استوديويي براي اين خانم فراهم نشده و مبلغ قرارداد ۵۰۰ ميليون توماني براي ۱۳ قسمت ۲۰ دقيقهاي بوده است.
او همچنان مدعي است اثر توليدي مستندي فاخر و بسيار با كيفيت است و حتي در حالي كه ما بخشهايي از كار را ميبينيم و ايرادات را گوشزد ميكنيم، ناگهان ميگويد: من اين كار را يك تومن [منظور ايشان يك ميليارد تومان] ميخرم! اما بعد كه بحث ادامه مييابد، ميتوان دريافت كه او عصبي است و اين موضع را از سر لجبازي و عكسالعمل در برابر انبوه حرفهايي كه تا حالا شنيده، ميگويد. چرا كه بعد آن شب خود او تلفني به من گفت: شايد اشتباهي رخ داده باشد. من حرفهاي سينما كه نيستم اما حيف است اين پنجرهاي كه گشوده شده با يك اشتباه بسته شود. خدا ميداند كه ما تصور ميكرديم كار صلاح و خير و درست را انجام ميدهيم. بيشتر ناراحتي او از اين است كه چرا از كارهاي مثبت بزرگ كسي چيزي نمينويسد و همين كه اشتباهي رخ ميدهد، همه به ميدان ميآيند و چشم بر همه چيز ميبندند.
ميگويد: من در اوج تحريمها تجهيزات پزشكي هستهاي را به بيمارستان رضوي مشهد آوردم؛ تجهيزاتي كه در ايران و حتي دنيا نمونهاند. چرا كسي از اين پروژه و دهها نمونه مشابه به آن حرفي نميزند. اما همين كه اشتباهي رخ ميدهد به تمام آستان قدس هجوم ميآورند؟ بگذريم. مصطفي طبسي آدم محترمي است. از آن آقازادهها نيست كه پروندهاش پر از اين اشتباهات باشد، يك عمر سكوت و كار در خلوت خود. لذا اگرچه هيچ قراردادي به ما نشان نميدهد و هيچ سندي براي صحت گفتارش نميآورد [و البته ما هم طلب نميكنيم] اما معصوميتي در وجود اين مرد هست كه نميشود حرفش را باور نكرد. باز هم بگذريم و برسيم به مستندي كه ما ديديم.
۲- كيفيت فيلم و حواشي آن: فيلم كاري معمولي است. در حالي كه دقيقهاي ۲ميليون تومان صرف توليد آن شده است، به زحمت به يك سوم اين قيمت ميارزد. بخش اعظم آنچه ما ديديم، اسلوموشن بود و اين در حالي است كه سازندگان براي اين حجم از كار به خود زحمت نداده بودند يك دوربين تصويربرداري ويژه اسلو خريداري كنند.
تصاوير عادي ضبط و در تدوين تبديل شده بود. فيلم يك مشت كارتپستال تكراري بود كه همه شما بارها نمونههايش را از تلويزيون ديدهايد، كليپهايي معمولي. دردسرتان ندهم. مقداري، تراولينگ و چند متر ريل با اسلوموشن آزاردهنده، دارايي بيشتر نماها بود. وقتي دوربين از حرم بيرون آمده و معنويت محيط به قبول كار در مخاطب كمك نميكرد، كار بيشتر افت ميكرد و بد ميشد. چنانكه خانم ريحاني هم گفته، ايشان كه سازنده كار بوده نيز نفهميدهاند چه ساختهاند چه رسد به مخاطب.
حالا چطور اين فرصت با دقيقهاي ۲ ميليون تومان دستمزد نصيب دختر جواني ميشود كه به گفته خودش حتي مذهبي هم نيست اما ميگويد: اين كار هم پول بود و هم مذهب! اين را بايد از دوستان آستان قدس پرسيد. اينجاست كه با وجود اين همه فيلمساز و مستندساز مشهدي و غيرمشهدي ارادتمند آقا و آرزومند اين فرصت آدم دق ميكند و در ميماند چرا كسي اينها را به هيچ كجا معرفي نميكند و چرا هميشه مرغ همسايه غاز است.
به گمان اين قلم به جاي سكوت يا اتخاذ مواضع عجيب و غريب، خوب بود همان آغاز آقاي مصطفي طبسي يا هر كس كه مسئول واگذاري اين مستند با اين بودجه به اين گروه بود، اشتباهش را ميپذيرفت و قبول ميكرد از سر بيتخصصي، كار را به اهلش نسپرده بعد هم شرح ميداد كه كلي كار خوب مثلاً انجام شده، حالا يكي هم اينجوري شده. بايد همه را با هم ديد.
دوستان در آستان قدس بايد قبول كنند جامعالعلوم نيستند و براي برخي تصميمگيريهاي مهم در حوزههايي كه تخصصي در آنها ندارند، نيازمند مشورتند. باري اين بود حاصل فيلمي كه ما ديديم. در مابقي قسمتها بنده كنكاش نكردم. نظير حكايت كره و چگونگي پيدا شدن اين خانم و قراردادهاي بعدي و... البته خود دوستان توضيحاتي دادند كه در بسياري موارد ما هم پذيرفتيم. در مورد هزينه هم باز آنها تأكيد ميكردند در سينما هزينهها سر از چند ده ميليارد ميزند و پولهايي رد و بدل ميشود كه اين رقم مقابلش هيچ است. اشاره ميكردند به برخي پروژههاي تلويزيون.
۳- توليت و تصويربرداري در حرم امام رضا (ع): بحث ورود دوربين به محدوده حرم معضلي است كه به اين بهانه بسياري به آن پرداختند. جالب است جشنواره رضوي ميگذاريم، بالاجبار بخش فيلم هم به آن اضافه ميكنيم، اما فيلمسازان اجازه ورود به حرم رضوي ندارند و شب وفات امام هفتم، پدر امام رضا (ع) است اما دوربين تلويزيون اجازه ورود به حرم نيافته و بالاي بام هتل جهان فيلم ميگيرد. اين مسائل سبب شده تا مردم شاكي شوند. مگر آنها بايد تاوان اختلافهاي ضرغامي و طبسي را بدهند؟ چرا در چنين ايام بايد مردم از پخش زنده حرم رضوي محروم شوند؟ توليت وظيفه تسهيل و تسريع استفاده از حرم رضوي را براي همگان دارد. بر سر آن نميتواند و نبايد گروكشي كند. با اين رفتارها مردم در ميمانند اين توليت است يا مالكيت؟!
آستان قدس اما براي ممانعت حضور وسيع دوربينها در حرم رضوي دلايلي دارد كه شنيدنياند و در مواردي قانعكننده. اما هر چه هست بايد براي رفع اين مشكلات چارهاي انديشيد. نباشد خانم سحر ريحاني در پروژهاي كه هم پول است و هم مذهب (به قول خودش) بتواند در كنار ضريح قرق شده گل رز هم پرپر كند اما بسياري فيلمسازان در حسرت يك فريم تصوير از حتي صحنهاي عمومي حرم بسوزند. بايد يك اتوماسيون و گردش كار پيشبيني شود كه طبق آن هر دوربيني كه از مركزي رسمي معرفي ميشود بتواند با نظارت آستان قدس در برخي نقاط حرم حضور يافته و كار خود را انجام دهد.
آستان قدس بايد با رسانهها آشتي كند و از آنجا كه اين حركت، حركتي نو و در نوع خود كم سابقه و حتي بيسابقه است، بايد از مشاوريني خبره بهره گيرد تا به در و ديوار نزند و آخر الامر اينكه مبادا اشتباهاتي از اين دست به تعطيل شدن كار مستند و مستندسازي در آستان منجر شود و قهر چند ده ساله مجدد اين مجموعه مردمي با سينما.