در كنار اين موضوع جهاني، برگشت مهدي هاشمي از انگليس آنهم پس از سه سال به عنوان يكي از فعالان فتنه ۸۸يكي از موضوعات مهم داخلي است كه اخبار ضد و نقيضي را هم به خود اختصاص داده است. گفتوگو با حجتالاسلام حسين ابراهيمي از اعضاي جامعه روحانيت مبارز و نماينده مردم در مجلس هشتم را در اين زمينه ميخوانيد.
درطول هفته گذشته شاهد هتك حرمت به ساحت مقدس پيامبر(ص) بوديم، اين درحالي است كه اين رويكرد تازگي ندارد و در گذشته هم شاهد بروز چنين رفتارهاي شنيعي از سوي وابستگان به نظام سلطه بودهايم؛ به عنوان يكي از اعضاي جامعه روحانيت مبارز پيشينه اينگونه رفتارها را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
مقابله با اسلام همانطور هم كه شما اشاره كرديد، دير زماني است كه شروع شده وحتي از زمان خود رسول گرامي اسلام (ص) اين رفتارها انجام ميشد. اما رفتارهاي اخير به دنبال انقلاب اسلامي ايران و بيداري مسلمانان دنياست كه مشكلات فراواني را براي امريكاييها و صهيونيستها بهوجود آورده است. يعني به دنبال بيداري اسلامي ما حركتهاي زيادي را با محوريت عدالتخواهي در سطح دنيا شاهد بودهايم كه اين موضوع منافع كشور امريكا و متحدانش را در بسياري از نقاط دنيا به خطر انداخت.
بعد از تحولات و بيداري اسلامي كه در جهان اسلام و منطقه شكل گرفت و شكستهاي پيدر پي امريكا، رژيم اسرائيل و غربيها در رابطه با انقلاب اسلامي هر توطئهاي را انجام دادند اما همه آنها خنثي شد.
مقابله با تبعيض و نظام سرمايهداري كه در قلب اروپا و امريكا ديده ميشود زاييده بيداري اسلامي است و آنها منافع برباد رفته و مقابله مردم كشور خود با سياستهايشان را تنها در رويكرد عدالت محورانه دين مبين اسلام ميبينند. اگر بيداري اسلامي نبود ما معتقديم حركتهايي نظير قيام وال استريت ژورنال بهوجود نميآمد.
مقام معظم رهبري هم در يكي ازسخنرانيهاي منحصربه فرد خود اشاره داشتند كه بيداري اسلامي تا قلب اروپا هم كشيده ميشود و ديري نپاييد كه اين اتفاق افتاد و كشورهاي نظام سلطه به مقابله با قيام مردم خودشان پرداختند و اين يعني همانكه منافع كشورهاي قدرتمند دنيا در تمام دنيا به خطر افتاد. آنها بعد از اينكه گسترش نفوذ و تسلط گفتماني اسلام را ديدند با ترفندهاي مختلفي در پي جبران برآمدند و يكي از اين راهها اهانت به ساحت مقدس رسول گرامي اسلام (ص) بوده است. آنها پي بردهاند كه مركز اين حركتهاي مردمي و منشأ انقلاب اسلامي ايران و ريشه دشمنستيزي، عدالتخواهي، مظلوم ستيزي، مبارزه با ظالم و تمام مولفههاي بيداري اسلامي از شخصيت والا و نوراني حضرت رسول (ص) بهوجود آمده، براي همين هدف را توهين و تمسخر اين بزرگوار قرار دادهاند.
البته ميتوان گفت يكي از دلايل ساخت اين فيلم موهن، نتايج برگزاري اجلاس با عظمت غيرمتعهدها در تهران و همچنين شكست امريكا در افغانستان و لبنان به دليل گسترش بيداري اسلامي هم هست.
آنها مركز جوشش را درك كردهاند و براي اينكه تمركز مردم مسلمان را از پيگيري مطالبات انقلابشان به غفلت گذشته منحرف كنند اين رويكرد را انتخاب كردهاند. آنها تصورشان اين است كه براي منحرف كردن مردم و اذهانشان بايد مركز را كوبيد درحالي كه اين توطئهها كارساز نخواهد بود بلكه باعث ميشود كه مسلمانان بيشتر و بهتر از گذشته متوجه شخصيت بزرگ و انسانساز پيامبر خود باشند. البته در آن فيلم هم فقط رذالت وخباثت ديده ميشود و نميشود با اين كارهاي سطحي جلوي نور بزرگمرد تاريخ را گرفت.
ميتوان يكي از اهداف اين توطئهها را اختلاف و شكاف بين جامعه مسلمانان و مسيحيان دانست؟
بله، يكي از اهداف دشمنان از اينگونه توهينها را ميتوان ايجاد اختلاف بين مسيحيت و اسلام دانست. البته موضع همه ملتهاي مسلمان در اين رابطه هماهنگ و منسجم است؛ پاكستان، ليبي، بنگلادش، مصر و تمام كشورهاي اسلامي به صحنه آمده و بازهم خواهند آمد و مسلمانان اين بار كاري ميكنند كه امريكا را از اعمال زشتي كه انجام ميدهد، پشيمان خواهد كرد. ما در برخي از كشورها شاهد بوديم كه مسيحيان نيز همپا با مسلمانان به خيابانها آمده و عليه اينگونه اعمال پليد دست بهتظاهرات زدند و اين يعني تحكيم پيوند بين مسلمانان و پيروان ساير اديان.
اقدامات گذشته امريكاييها مانند قرآن سوزي و اهانت به مسلمانان راهم فراموش نكردهايم، هرچند كه اين حركتها موجب انسجام مسلمين در برابر امريكا شده و ثمرات زيادي به دنبال داشت.
شما به برخي از دلايل وابستگان به نظام سلطه در اين رابطه اشاره كرديد، ميتوان اهداف ديگري را هم برآن لحاظ كرد؟
اينكه هر از چندگاهي قضيه فيلم يا كاريكاتور يا كتاب موهن تكرار ميشود و در هر مورد، موجي از انزجار در عالم اسلام بلكه در كل مجموعه بشري از اين عمل نفرت انگيز به وجود ميآيد و در آخر با نوعي از توجيه مانند آزادي بيان و ... سران امريكا و اروپا از كنار آن ميگذرند و بعضي از تحليلگران باور ميكنند كه شبيهه دموكراسي و التزام به لوازم آن چنين دردسري براي غرب بهوجود ميآورد، اين باور اشتباه است و از تكرار قضيه مشخص ميشود كه غرب پشت سر قضيه است و موج خشونت و انزجار حاصل از اين عمل، خواسته غرب است نه چيز ديگر.
غرب از اين موج اعتراضي كه ديديم كشتار سفير و ديپلمات در پيدارد چه سودي ميبرد؟
قضيه مربوط به صهيونيستهاست، آنها ميخواهند مسلمانان را در مقابل مسيحيت و ساير فرق قرار دهند اما موج خشونت همراه با تظاهرات را معلول تربيت اسلامي و عقائد آن اعلام كنند و بگويند اسلام دين خشونت و پرخاش است نه دين گفتگو و منطق، از اين رو هر وقت روشنفكران غربي به دليل مظالم و رفتارهاي ضد انساني رهبرانشان متالم ميشوند و قلم به دست ميگيرند و مقاله مينويسند و از هضم شدن منافع غرب در باتلاق دفاع از صهيونيستها گلايه ميكنند و موجي از بيداري در عالم مسيحيت عليه صهيونيستها پيش ميآيد، فيلم يا كاريكاتور موهن تكرار ميشود. در نتيجه اعتراضات و بيتابيهايي در عالم اسلام ظهور ميكنند و جريان بيداري جوانان روشنفكر غربي تحت الشعاع نفرت از خشونتگرايي اسلامي قرار ميگيرد و خواب سنگين بيخبري از فدا شدن در باتلاق دفاع از صهيونيستها بر روشنفكران غالب ميشود.
در اين راه هم موفقيتهايي به دست آوردهاند؟
به هيچ عنوان. هرچقدر كه توهين و هتك حرمت از سوي لابيهاي صهيونيستي صورت بگيرد به همان ميزان مردم مسلمان دنيا بر اعتقادات خود پايدارتر و نسبت به راهي كه انتخاب كردهاند جسورتر و راسختر ميشوند. دليل اين حرف را هم ميشود از نوع تظاهرات پرشور و حيرت انگيز مردمي در سراسر دنيا از جمله پاكستان و ليبي ديد.
اعتراض گسترده مسلمانان جهان در برابر توهين امريكا و صهيونيسم به ساحت حضرت رسول اعظم(ص)به عقيده من مانند واكنش طوفاني ملت ايران در ۹ دي ۱۳۸۸ در برابر توهين به عاشوراي حسيني بود.
بنده معتقدم واكنشهاي ملتهاي مسلمان دركشورهايي نظير مصر و ليبي بسيار خيرهكننده و براي امريكاييها و متحدانش غير قابل پيش بيني بود و اين مسئله نشان داد كه كفر با تمام وجود در برابر اسلام قرار گرفته است و در نهايت اين تحركات موجب اضمحلال دشمنان اسلام خواهد شد.
به هر حال امروز روز مقابله تمام كفر با همه اسلام است و خوشبختانه مسلمانان خوب درخشيدهاند و به صحنه آمدهاند و در يك روز ۲۳شهيد در پاكستان، خود نشان دهنده ارادت و علاقه به نبي مكرم اسلام (ص) و مجد و تعالي اسلام است.
مردمي كه به اين شكل پاي موضوع ايستادگي ميكنند نخواهند گذاشت جهان كفر به مسلمانان سيطره دوباره پيدا كند و نورانيت پيامبر را زير سؤال ببرد.
اينگونه توهينها و مقدس زداييها را ميتوان در راستاي اسلام هراسي غرب دانست؟
هروقت اسلام در طول ساليان گذشته ظهوري دوباره داشته و مديريت دنيا را به دست گرفته است كشورهاي غربي استراتژي اصلي خود را مبني بر اسلامستيزي و اسلام هراسي را رنگ و لعابي دوباره دادهاند و اهانتهاي اخير هم در همين راستا قابل ارزيابي است.
بايد گفت، وقوع بيداري اسلامي در آسياي غربي و شمال آفريقا و هشدار هانتيگتون – يكي از انديشمندان غربي – درباره آينده جهان كه صحنه رويارويي جهان اسلام با اديان ديگر و گرايش مردم غرب به دين اسلام و سرانجام غلبه مسلمانان بر جهان است موجب اسلامهراسي، ضديت و دشمني شديد هيئت حاكمه امريكا و يهوديان شده است.
بنابراين در طول سه دهه اخير مرتب شاهد افزايش هجمه و هتك حرمت برنامهريزي شده عليه مقدسات اسلامي از جمله خاتم الانبيا(ص) توسط صهيونيستها و امريكا و در كل غرب هستيم.
به طوري كه در پي تعقيب اهداف توسعه طلبانه، مطلقگرايانه و تجاوزگرانه خود در خاورميانه و منطقه خليج فارس و از طرفي ديگر از ترس محدود شدن منافع خود مدتها است كه اقدام به يك جنگ رواني با بار ارزشي اسلام ستيزي كردهاند.
همانطور كه در پاسخ به سؤالات قبل هم عرض كردم، تأمين و تضمين منافع و امنيت امريكا در گرو سركوب نهضتهاي اسلامي است، لذا درصدد تهاجم به مذهب و ريشههاي اصيل اسلامي هستند و با صرف هزينهها و تبليغات گزاف بر اين پندارند با ساخت فيلم، كاريكاتور، كارتون و. . . از طريق جنگ محدود بدون سلاحهاي فيزيكي ميتوانند هم مانع توسعه كشورهاي مسلمان شوند و هم بر آنان غلبه كنند.
با يك ديد واقع بينانه ميتوان گفت هراسي كه از موج آزاديخواهي و بهار عربي بر دل آنها افتاده است موجب شكست كليه پروژههاي غربيها شده و آنها را به ستيز در مناطق اسلامي واداشته است. به عقيده بسياري از كارشناسان بين المللي و داخلي بزرگترين مسئله چالشبرانگيز امروز متوجه منافع ابرقدرت جهاني و هم پيمانانش راههاي تضعيف دين مبين اسلام است.
تنش در سطح محيط بين الملل را هم ميتوان يكي از پازلهاي اين سناريو به شمار آورد؟
همينطور است. آنها به دنبال ايجاد محيطي تنش زا در سطح بينالملل هستند تا با مشغول كردن افكار عامه جهاني به اجماعسازي قدرت پراكنده خود در مقابل جريانات بيداري اسلامي پرداخته و موج اسلامگرايي در جهان را خاموش كنند.
در مقابل پديده اسلام ستيزي كه در جهان غرب پديده جديدي نيست، بايد سازمان ملل متحد و كنوانسيونهاي بينالمللي بر اساس منشور و مقررات بينالمللي هر گونه اهانت به اديان ابراهيمي، پيامبران و شخصيتهاي مقدس اديان مختلف را محترم شمرده و ضمن محكوم شمردن اهانتكنندگان و برخورد جدي با آنها، مانع منازعات بين اديان، ملتها و فرهنگها در سطح بينالملل شوند.
راهكارهاي مقابله با اين توطئهچينيها كه بخشي از آن در قالب اهانتها بروز پيدا كرده، چيست؟
يكي ديگر از راههاي علمي برخورد با اين حركت زشت نظام سلطه مطالعه كتابي در مورد پيامبر و شناختن اين شخصيت بزرگ و دستيابي به قدرت استدلال در زمينه نبي اكرم (ص) است.
همچنين ميتوان ويژگيهاي پيامبر را در كتابي چاپ و به سراسر جهان ارسال كرد و از اين تهديد دشمنان به عنوان يك فرصت استفاده كرد.
معرفت افزايي و توجه به قرآن يكي از راههاي مقابله با عاملان اهانت به پيامبر(ص) است. جهان اسلام بايد با افرادي كه با تحريف واقعيات در خصوص اسلام و پيامبر اسلام، اقدام به سياه نمايي ميكنند، به صورت جدي مقابله نمايد تا اين افراد جرات تكرار چنين رفتاري را نكنند و بدانند كه اين مسائل، جزو نواميس و خطوط قرمز مسلمانان است.
همچنين براي كساني كه مخاطب اسلام هستند و توسعه اسلام متوجه آنهاست، بايد كشورهاي اسلامي به گونهاي رفتار كنند كه دين اسلام به صورت الگويي مطلوب تبليغ شود و اين كشورها، مروج سبك زندگي مطلوب باشند و در اين صورت از آنجا كه اسلام دين رحمت است و با فطرت طبيعي انسانها سازگار است، در جهان به طور طبيعي گسترش پيدا خواهد كرد.
يكي از موضوعاتي كه اين روزها در سطح رسانههاي كشور بازتاب فراواني داشته و اظهارنظرها بسياري هم در سطح كارشناسان و فعالان سياسي به دنبال داشته، موضوع برگشت مهدي هاشمي پس از سه سال به كشور است. به عقيده شما برخورد قضائي با اين فرد بايد چگونه باشد كه مطالبات مردمي به شكل صحيح پاسخ داده شود؟
بنده معتقدم برخورد دستگاه قضائي بايد به شكلي كاملاً عادلانه و براساس قانون و همانطور كه با ديگر متهمان انجام ميشود صورت بگيرد. يعني هيچ كس در نظام قضائي اسلام امتياز خاصي ندارد و با همه به يك شكل برخورد خواهد شد.
ما در كتب ديني خود داريم كه حضرت امير المومنين(ع) با يك يهودي در پاي ميز مذاكره نشسته و خواهان برخورد عادلانه قاضي ميشود و خود را مطيع در برابر قانون ميداند. درحكومت اسلامي هم بايد همين شرايط تكرار شود و از اين رويكرد نبايد خارج شود. درباره موضوع مهدي هاشمي هم قاضي بايد با شجاعت تمام به اتهامات وي رسيدگي كند و بدون درنظر گرفتن موضوعات حاشيهاي در پرونده، حكم خداپسندانه و عادلانه را صادر كند. عناوين و اعتبار سببي و نسبي افراد نميتواند جلوي اجراي قوانين اسلام دربحث قضائي را بگيرد.
با توجه به حساسيتي كه در دستگاه قضائي كشورمان وجود دارد و برخورد خوب و مؤثري كه از سوي اين قوه نسبت به عوامل فتنه ۸۸ صورت گرفته است استمرار اين وضعيت ميتواند ضمانت اجرايي خوبي براي نيروهاي متدين، انقلابي و وفادار به نظام محسوب شود.
باتوجه به رويكرد قوه قضائيه در مورد فعالان فتنه۸۸ و اختلاس۳هزارميلياردي ميتوان انتظار برخوردي صحيح و مناسب از اين قوه را در بحث دستگيري مهدي هاشمي داشت؟
آقاي مهدي هاشمي سه سال از كشور خارج شده و با وجود اينكه اتهامات مختلفي عليه وي مطرح شده و مرجع قضائي نيز او را احضار كرده است، از بازگشت به كشور سرباز زده، بنابر اين بايد اين حكم مانند ساير موارد مشابه به دور از هرگونه تبعيض، اعمال شود.
قوه قضائيه با ورود به پروندههاي فساد مالي نشان داده است كه براي برخورد با فساد در اشكال مختلف اراده دارد و همچنين رويكرد مبارزه با فساد سياسي و امنيتي را نيز در جريان فتنه ۸۸ و رسيدگي به جرائم عوامل آن نشان داد، بنابراين بهعنوان نماينده مردم از اين قوه ميخواهم كه در اين پرونده حساس نيز حساسيت ويژهاي نشان دهد و با رسيدگي عادلانه و شفاف، راه هرگونه سوء تعبير و خدشه به اعتماد عمومي را ببندد.
انتظار از آيتالله هاشميرفسنجاني در اين رابطه چيست؟
آقاي هاشميرفسنجاني هم بايد مطيع قانون باشد و هرچه قوه قضائيه وضع و حكم كرد را بپذيرد و انتظاري غير از اين از ايشان نيست. تصور ما هم اين نيست كه آقاي هاشمي غير از اين را بخواهد و رسيدگي قوه قضائيه به نفع خانواده هاشمي و دودمانشان است. جايگاه آقاي هاشمي به گونهاي است كه بايد بيش از همه افراد جامعه دغدغه وضع و اجراي احكام اسلامي و قانوني را داشته باشد. آقاي هاشمي بايد در برابر قانون تسليم باشد و حتماً هم همينطور خواهد بود.
آخرين محور در اين گفتوگو بحث ناكارآمدي احزاب در كشور است. با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري يازدهم هيچ كدام از گروههاي سياسي در كنار كانديداهاي خود روي برنامه محوري تأكيدي ندارند و اين افراد هستند كه ميخواهند بر اساس ويژگيهاي فردي و شخصيتي به صحنه بيايند و موفقيت كسب كنند، ادامه اين روند را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
احزاب در جمهوري اسلامي ايران هنوز به معناي واقعي نهادينه نشده است و اين آسيبهاي جدي را با خود به همراه دارد و ظواهر امر هم نشان ميدهد كه نهادينه هم نخواهد شد.
احزاب ما فصلي عمل ميكنند و فعاليتهاي آنها مربوط به فضاي خاصي مثل انتخابات رياست جمهوري يا مجلس شوراي اسلامي است. سؤالي اينجا مطرح ميشود كه احزاب ما چقدر عضو در سراسر كشور دارند؟ كم بودن اعضا در سراسر كشور فعاليتهاي كمرنگ و بيرمق در طول تمام فصول سال از جمله خصوصيات احزاب كنوني كشور است و با اين شرايط نبايد انتظار داشت كه خروجي مناسبتر از اين بشود.
نبايد احزاب چند ماه قبل از انتخابات چند جلسه بگذارند و خبرنامه چاپ كنند. موفقيت و پيروزي احزاب در شرايطي مثل انتخابات، نيازمند كارهاي بابرنامه و مدون و با كار كارشناسي است، نه كارهاي مقطعي و بدون پشتوانه فكري و عملياتي.
واقعيت اين است كه ما امروز تشكل فراگيري كه هم برنامه داشته باشد و هم براي آمدن به صحنه برنامه داشته باشد نداريم و حداقل طي سالهاي اخير نديدهايم. لذا احزاب ما فشل هستند و كار درستي در مقاطع گوناگون از احزاب برنيامده است.
چرا؟
عوامل مختلفي وجود دارد و بايد اين را آسيبشناسي كرد. گاهي بحث بودجه و فراهم كردن هزينه مربوط به اين كار دچار كاستيهاي جدي است و گاهي هم نبود روح تشكيلاتي و عدم وجود كارگروهي و فكري وجود ندارد، يعني افراد به خودي خود خوب كار ميكنند اما زماني كه ميخواهند در قالب گروه و تشكيلات منسجم به فعاليت خود ادامه دهند ناتوان هستند و توان آن را ندارند كه شايستگيها و توانهاي فردي خود را به كاركرد مثبت ختم كنند.
اين را هم ميتوان مثال زد كه ايرانيها كشتيگيرهاي خوبي هستند اما در ورزشهاي گروهي مثل فوتبال نميتوانند قابليتهاي خود را نشان دهند، يعني كار جمعي نميتوانيم انجام دهيم.
با توجه به اينكه اقتصاد در كشور ما تكمحصولي و وابسته به نفت است، امكانات و ظرفيتهاي كشور در داخل قدرت متمركز شده و به تعبيري ديگر بخش خصوصي قدرت و ظرفيت قابل توجهي ندارد.
احزاب در كشور ما تا زماني كه رأي نياورده باشند و مسئوليت نهادي را برعهده نگرفته باشند، در خارج از قدرت هستند و اين يك ضعف به شمار ميآيد.
چه آسيبهايي از اين منظر متوجه كشور است؟
نبود روحيه خردجمعي نتايج خوبي را به همراه ندارد. مطمئن هستم نبود احزاب، كشور را دچار بحران ميكند. مردم ايران در انتخابات با افراد طرف هستند و نه يك حزبي كه بتوانند بعداً يقه آن حزب را براي مسئوليت تصميمات افرادي كه با رأي مردم به مجلس رفتهاند يا مسئول دولت شدهاند، بگيرند و بپرسند كه چرا وضعيت كشور چنين است و چنان نيست. اگر حزب باشد هم كار كساني كه نامزد انتخاباتها ميشوند راحت است هم كار رأيدهندگان.
علت ناكارآمدي احزاب در كشور را در چه ميدانيد؟
از سده گذشته تاكنون، احزاب ايراني فاقد كارآمدي لازم بودهاند كه از جمله علل آن را ميتوان در مطلق بودن قدرت در طول سالهاي قبل از انقلاب دانست. مطلق بودن قدرت كه ويژگي تاريخي ساختار سياسي ايران بوده است مانع اصلي شكلگيري كانون قدرت مستقل در جامعه ايراني به شمار ميرود.
نبود امنيت ناشي از حكومت مستبدان و قدرتمندان نيز مخل شكلگيري نهادهاي مدني در طي تاريخ بوده است. از سويي مهاجرتها و هجومهاي متعدد به كشور بيثباتي و ناامني جامعه را در پي داشته و به صورت مانعي در مسير استمرار مدنيت و تكامل مداوم آن رخ نموده است.
يكي ديگر از ريشههاي تاريخي موفق نبودن احزاب در ايران آن است كه فرماسيون اجتماعي در ايران كمتر در معرض تغييرات و تحولات زيربنايي قرار گرفته و طي تاريخ زيربنا و شالوده اقتصادي ايران، دولتي بوده و دولت به صورت بزرگترين كارفرما عمل كرده است. از سويي، يكي ديگر از موانع تاريخي تحزب كه هميشه جوامع سنتي با آن روبهرو بودهاند، درگيري پنهان و آشكار ميان سنت و تجدد است. بر همين اساس پذيرش تحزب، به عنوان نهادي مدرن، در بخش سنتي جامعه ايراني با دشواريهايي همراه بوده است.
همچنين كمتجربگي مردم و نهادها در تحقق مشاركت سياسي فعال، باعث ضعف پشتيباني تاريخي از فعاليت تشكلها و احزاب سياسي امروز شده است. از تأثيرات انكارناپذير جنگها و بحرانهاي مشابه بر سير تحزب و كاميابي يا ناكامي احزاب، نيز نبايد غافل شد.